X
تبلیغات
رایتل

امروز داشتم به زندگی ام فکر میکردم. اینکه تا حالا چکار کردم و یا اینکه میخوام چکار کنم. عصر رفتم یه کلاس قرآنی در مورد چگونه خوندن قرآن بود. حالا اگر خوب بود تجربیاتم رو در این زمینه هم می نویسم. تا حالاش که به دردی نمیخورد! ازدواج یکی از کارهایی هست که خیلی ها انجام میدن. امروز داشتم فکر میکردم چرا باید ازدواج کنم. من که دیگه از اون سن بحرانی عبور کردم و حالا شخصیت ثابت تر و بهتری دارم. چرا باید زندگی ام رو با یکی دیگه تقسیم کنم. بعد این عکس تیلور رو که یکی دو روز پیش دیده بودم آوردم توی ذهنم.

نمیدونم. اما به نظرم خیلی خوشکله. موی صاف اینجوری بهش نمیاد. از اون جور مدل موهاش بیشتر خوشم میاد تا اینطوری. اونطوری هم صافه هم موج داره! به هر حال این عکسش خیلی هم بد نشده. حل مسئله ازدواج یه معادله هزاران مجهولیه که هیچ کسی از عهده اش بر نمیاد. همه میگن خودش باید پیش بیاد. منم تا حدی قبول دارم. اما خب جوونه دیگه بعضی وقتا به این چیزا هم فکر میکنه. داشتم فکر میکردم که حالا اگر تیلور قبول کنه با من ازدواج کنه چی میشه. اصلا من میتونم با یه همچین شخصی زندگی کنم؟ اون برای خودش میخواد معروف بشه. بره روی صحنه خودش رو نشوون بده. من که اصلا نمیتونم با یه همچین چیزی کنار بیام. حالا چند میلیون هم طرفدار داره. تازه تیم محافظ هم داره! فکرش هم برام سخته. اما خب به نظر تجربه جالبیه. بعد فکر میکردم از یه طرف میرم کلاس قرآن از یه طرف فکر میکنم که زندگی با یه نفر مثل تیلور چطوریه. به نظرتون طبیعیه؟ به نظرم نیست. اما خب چیز دیگه ای نمیتونم بگم.
وقتی فکر میکنم میبینم نمیتونم با کسی که دوستش ندارم ازدواج کنم. کسی هم که بتونم دوستش داشته باشم باید توقع منو برآورده کنه. چند سال پیش به یه دختر که حتی 2 سال هم از خودم بزرگتر بود و اصلا خوشکل هم نبود با داشتن یه سری مینیمم ها راضی بودم. اما خودم هم که بزرگ شدم توقعم هم رفت بالا. حالا با خودم میگم فرض که بخوام ازدواج کنم. چطوری میتونم یکی رو پیدا کنم که از نظر ظاهری بپسندم. حالا بعد از اینکه ظاهرش درست شد مگه همه چیز ظاهره. اخلاقش چطوری, خانواده اش چطوری و هزار تا چیز دیگه. بعد فکر میکنم که یک در میلیون هم پیدا نمیشه! ترجیح میدم به تیلور فکر کنم تا اینکه بخوام یه دختر خیالی که پیدا نمیشه برای خودم بسازم.
دو ماه دیگه تولد تیلور هست و نمیدونم اصلا براش کادو بگیرم یا نه. آخه کادوهام بین کادوهاش گم میشن. طرفداراش کلی کادو بهش میدن. بعد اصلا مال منو هم نمیبینه. رفتن یه گشتی توی اینترنت زدم. اینو پیدا کردم.

از اینجا پیدا کردم.

 آخه من دانشجوی بیچاره از کجا پول بیارم. اینطوری نمیشه باید یه فکری کنم. اینو پیدا کردم. خیلی خوشکله. باید ببینم میتونم اینقدر پول براش بذارم یا نه. آخه 70 هزار تومنی برام آب میخوره. یه بار با خودم میگه حالا تولدش سالی یه باره. یه بارم میگم شاید همینو هم نبینه. یعنی دستش نرسه! میدونم دوستش داره اما نمیدونم میتونم براش بخرم یا نه.
سه چهار روز دیگه GRE دارم ببینید دارم به چی فکر میکنم.