زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

چطوری دانشگاه انتخاب کنیم

خوب اینکه چطوری دانشگاه انتخاب کنیم خیلی سخته. اول از همه فاکتورهایی که لازمه رو بنویسید. چیزایی که من میگم بیشتر به درد امریکا میخوره اما بقیه کشورها کماکان همینا رو میخواد اما ترتیبشون ممکنه عوض بشه. مثلا برای دکترا توی اروپا شما باید اول استاد مهمترین چیز هست. چون دیگه رشته نداره و باید همون استاد راضی بشه.

   1. کشور
   2. شهر
   3. آب و هوای شهر
   4. خود دانشگاه
   5. رشته ای که ارائه میشه و نحوه ارائه
   6. آزمایشگاه ها و فیلدهای تحقیقاتی اصلی دانشگاه
   7. اساتید رشته شما و زمینه های علاقه مندی های دانشگاه
   8. نیازمندی های دانشگاه شامل نمره های تافل, جی آر ای, معدل
   9. ددلاین اپلای هاش
  10. دانشجوهایی که قبلا از ایران رفته باش

هر کدام از اینا هزار تا توضیحات دارن. در واقع همش مهم هست. نمیشه یکیشو حذف کرد. من خودم برای اول کار فقط اولی ها رو در نظر گرفتم اما خب خیلی اشتباهه که بقیه رو نبینید. بازم میشه اینا رو خرد کرد اما خب سخت میشه.


1- کشور

انتخاب کشور نسبتا ساده هست و میتونه خیلی گزینه ها رو کم و زیاد کنه. در ابتدا هیچ قاره ای رو حذف نکنید. سعی کنید که تصمیم رو عقلانی بگیرید. من اول امریکا رو حذف کردم. بعد دیدم که بسیاری از گزینه ها توی امریکا هست. خیلی مزایا داره که توی کشورهای دیگه کمتر هست. ولی آسیا و کانادا رو حذف کردم. ببینید فقط به کشوری فکر کنید که میتونید توش زندگی کنید. دوستای من بودن که رفتند هند (چون یکساله اقامت میده و از اونجا میشه راحتتر رفت جای دیگه) اما بعد نتونستن طاقت بیارن. مثلا ممکنه کشور افریقا گزینه مناسبی نباشه!

2- شهر دانشگاه

تجربه شخصی من اینه که به جای اینکه بگردید دنبال دانشگاه رنک بالا شهر به شهر بگردید. یعنی توی یه کشوری ببینید که کجاش میتونید زندگی کنید بعد برید دنبال دانشگاه. من شهر رو مهم میدونم چون میخواهید برید چند سال از جوونیتونو یه جایی زندگی کنید نه اینکه خودکشی کنید که یه مدرکی بگیرید بعد بیایید اینجا ... به هر حال اگر با نظر من موافق باشید از شهرهایی شروع کنید که قابل زندگی کردن باشن. بیشتر دانشگاه های امریکا توی شهرهای بسیار کوچک و آب و هوای فاجعه هستن. اینطوری شاید به اونا نرسید! از ویکی پدیا شروع کنید. عالی ترین مکان برای پیدا کردن دانشگاه هست. باور نمیکنید امتحان کنید. اسم کشور رو بزنید بعد اطلاعاتش رو بگیرید خوشتون آمد ایالت ها (استان ها) شو ببینید. از همون ویکیپدیا ادامه بدید. بعد بهترین استان ها رو انتخاب کنید. توی هر استان شهرهایی که قابل زندگی کردنه رو پیدا کنید. معمولا شهرهای بزرگتر با جمعیت بیشتر شانس بیشتری برای زندگی کردن دارن. البته نه همیشه اما اغلب اوقات اینطوریه. حالا یه لیستی از شهر هایی که میتونید توش زندگی کنید در بیارید. سایت هایی هم هستن که میگن کدوم شهر قابل زندگی تره!

3- آب و هوای شهرها
البته این قسمت مربوط به قسمت قبلیه اما چون مهمه اینجا هم نوشتم. حتما آب و هوا رو نگاه کنید. دانشجوهای خارج از کشور هزار تا فشار روشون هست حالا هوا هم بد باشه دیگه نور علی نور میشه! بنابراین آب و هوا رو یه نگاهی بندازید. توی همون صفحه ویکیپیدا برای اکثر شهرها میتونید پیدا کنید. اگر نبود میتونید از weather.msn.com استفاده کنید. البته معمولا برای شهرهایی رو نداره که وضعشون خیلی خرابه! براتون مهم باشه که 6 ماه توی سرمای ده درجه زیر صفر هستید و 6 ماه توی گرمای بالای 50 درجه. یا اینکه 13 ماه از 12 ماه سال داره بارون میاد. یا 4 ماه سال شهر رو مه میگیره نمیشه رفت بیرون!

4- خود دانشگاه
 از همون ویکیپدیا میتونید لیست دانشگاه های اون شهرها رو در بیارید. اکثر شهر ها رو داره. البته سایت های دیگه ای هم هستن که لیست میدن از اونا هم میشه استفاده کرد. اما من از همون ویکیپیدا بیشتر پیدا کردن. بعدش دانشگاه ها رو تک تک باز کنید و مشخصاتشون رو ببینید. لیست ها معمولا پر لیست کالج هایی هست که برای تحصیلات لیسانسه. اما خوب اونایی که university هستن  احتمال اینکه رشته شما رو داشته باشن زیاده. یه OneNote کنار دستتون باشه. هر دانشگاهی که باز میکنید اطلاعاتی رو که بر میدارید توی oneNote ذخیره کنید. خیلی خیلی مهمه. اولش 4 تا دانشگاه میبینید همه رو حفظ میشید. اما وقتی که شد 50 تا یادتون نمیاد کدومشون چی میخواستن.
اگر رنک دانشگاه براتون مهمه برید رنکش رو نگاه کنید. اما واقعا اینه که رنک هیچ اهمیتی نداره. این مهمه که شما بتونید فاند بگیرید و جای خوبی باشید تا بتونید درس رو تموم کنید. انتخاب هاروارد و ام آی تی و... رو بذارید برای سوپر استیودنت ها! خیلی ها میرن توی این دانشگاه ها فارغ التحصیل که میشن دیگه از وضعیت انسانی خارج شده اند! تبدیل به یه ربات محقق میشن که باد غرورشون از 20 کیلومتری طوفان میکنه. (البته نه همه. حالا نگید به این دانشجوها توهین میشه. من خودم از این دانشگاه ها خوشم میاد) یادداشت همه چیزایی که دیدید (یعنی کپی و paste خیلی مهمه.)

5- رشته ای که ارائه میشه و نحوه ارائه

توی صفحه همه دانشگاه ها یه قسمت به اسم International Students یا International Programs یا Graduate programs یا یه همچین چیزی هست. بگردید ببینید که رشته ای که میخواهید توش داره یا نه. ممکنه داشته باشه یا نه. اگر نداشت که هیچی. فقط اسم دانشگاه رو توی یه صفحه ای یادداشت کنید که یادتون نره اینو قبلا دیدید و رشته شما رو نداشته. رشته رو بخونید. ببینید که چطوری میشه از اون رشته فارغ التحصیل شد. اگر علاقه ندارید به اون چیزایی که میگن اصلا ولش کنید. لازم نیست بقیه مطالب رو بخونید. درس های اصلی و معدلی که باید باهاش اون درس ها رو پاس کنید مهمترین موارد هستن. خود زمان طول کشیدن و شرایط دانشگاه هم مهمه.

6- آزمایشگاه ها و فیلدهای تحقیقاتی اصلی دانشگاه
بعد آزمایشگاه ها رو چک کنید. ممکنه رشته شما رو داشته باشه دانشگاه اما آزمایشگاهاش همشون روی مواردی کار میکنن که شما علاقه ندارید. مثلا شما کامپیوتر میخواهید بخونید. همه آزمایشگاه ها مربوط به امنیت هست. (امنیت جزو لیست رشته های ممنوع برای تحصیل ایرانی هاست) خب معلومه شما برید اونجا مجبورید امنیت بخونید! هم اگر علاقه ندارید خیلی فاجعه هست هم اینکه اگر قبول هم بشید ممکنه سفارت گیر بیفتید. دقت کنید حتما موضوعاتی که علاقه دارید آزمایشگاهش باشه که بتونید از تحقیقات پول بگیرید.

7- اساتید رشته شما و زمینه های علاقه مندی های دانشگاه
بعد از آزمایشگاه ها مهمترین موضوع اساتید هست. حتما ببینید که اون آزمایشگاه یا زمینه تحقیقاتی شما رو چه استادهایی کار میکنن. ممکنه که زمینه شما اینطوری باشه که اونجا فقط یه استاد کار میکنه اونم چینیه یا خانم هست و شما دوست ندارید با خانم ها کار کنید. خب من خودم قیافه رو هم توجه میکنم! حالا با خودتونه. ممکنه بتونید اساتید ایرانی هم پیدا کنید. معمولا بچه ها به استادها نامه میزنن تا با اونا هماهنگ کنن. این رو در نظر داشته باشید. دلتون خواست میتونید استادها رو هم بذارید توی OneNote (من خودم این کار رو نکردم)

8- نیازمندی های دانشگاه شامل نمره های تافل, جی آر ای, معدل

خب حالا که دانشگاه رو شناختید باید نیازمندی ها رو در بیارید. از همون جایی که رشته رو پیدا کردید میتونید نیازمندی ها رو در بیارید. حتما اول مطمئن بشید که نیازمندی های پذیرش رو توی رشته نزده بعد برید نیازمندی ها رو از Admission دانشگاه پیدا کنید. توی بسیاری از دانشگاه ها هر رشته ای نیازمندی های خودش رو داره. اونایی که دپارتمان ها معمولا مستقل کار میکنند این موضوع زیاد دیده میشه. اگر اول پذیرش دانشگاه رو در بیارید اون وقت ممکنه اشتباه پیش بیاد. من برای 2 تا دانشگاه این بلا سرم آمد. نمره تافل رو 80 یادداشت کرده بودم و ریپورت تافل رو فرستاده بودم اونجاها بعد که آمدم اپلای کنم دیدم برای رشته ای که من میخوام نوشته تافل 100. خوب هم ریپورت تافلم از بین رفت و هم اینکه دیگه نمیتونم این دانشگاه رو اپلای کنم. فقط اگر نیازمندی های رشته رو توی صفحه اش نزده بود برید توی admission. معمولا اطلاعات لازم از فرآیند ادمیشن تا نیازمندی هاش پیدا میشه. بنابراین ببینید که برای پذیرش چه چیزایی لازم هست. حتما هر چی لازم داره رو بذارید توی OneNote. همشو. ببیینید که برای تافل و جی آر ای چی میخواد. مثلا اگر یه دانشگاهی نوشته که وربال جی آر ای باید 600 باشه بعد شما مثل من هیچی نخوندید. دیگه نمیتونید این دانشگاه رو برید. ولی لیست کنید. ممکنه یه روز تصمیم بگیرید که این دانشگاه از همه بهتر بوده و ارزش داره جی آر ای رو رسوند به 600. ممکنه یه دانشگاهی گفته باشه ما یک قرون هم نمیدیم به کسانی که پذیرش بشن. اینم یادداشت کنید.

9- ددلاین اپلای هاش
ددلاین رو از همون صفحه ای که اطلاعات پذیرش رشته هست در بیارید. دقیقا مثل مورد قبل ممکنه هر دانشکده یا هر رشته برای خودش ددلاین داشته باشه. من اینو جدا آوردم که به اهمیتش اشاره کنم. حتما لیست دانشگاه ها رو بر اساس ددلاین سورت کنید. تا بدونید کی باید برای کدوم اپلای کنید. اگر مثلا میخواهید امسال برید و الان آخر نوامبره معلومه که نمیتونید برای دانشگاهی که ددلاینش نوامبره اپلای کنید! مخصوصا اینکه توی Ph.D. بعضی دانشگاه ها فقط 1 بار توی سال هست. به هر حال برای برنامه ریزی اپلای صد در صد این لیست لازم میشه. ددلاین ها رو و ترمهاشو توی OneNote بریزید.

10- دانشجوهایی که قبلا از ایران رفته باش
این قسمت دیگه کمتر اهمیت داره. اما بد هم نیست. یه نگاهی به دانشجوهای دانشگاه بندازید چه اونایی که هستن و چه اونایی که فارغ التحصیل شدن. اگر تونستید باهاشون از طریق ایمیل ارتباط پیدا کنید بد نیست. کمک خوبی میتونن باشن. من خودم این کار رو نکردم. ( به جز یکبار که اونا هم خیلی کمک کردن)

خوب اینا چیزایی هست که باید حتما در نظر بگیرید. اگر اینطوری که گفتم جستجو کنید خیلی سریع میتونید به جایی که میخواهید برسید. بعدشم میتونید راحتتر انتخاب کنید. پیدا کردن دانشگاه یه فرآیند بسیار طولانی هست. نیاز به زمان زیاد داره. اما خب اینطوری آدم سریعتر میرسه به چیزایی که میخواد. معمولا بچه ها 10 تا دانشگاه رو اپلای میکنن. از این 10 تا 2-3 تاشو قبول میشن و یکیشو انتخاب میکنن و میرن.


اگر بعدا چیزی به ذهنم رسید این پست رو ویرایش میکنم.

پایان نامه و اپلای

وحشتناک ترین اتفاقی که این روزها افتاده اینه که هم باید پایان نامه ام رو تموم کنم. هم مقاله هامو ارائه بدم. هم اینکه اپلای کنم. برای USC مدارک فرستادم اما خب یکی از استادام ریکام پر نکرده. از اون بدتر SOP ام هست. خودم نشستم نوشتم زیاد خوب از کار در نیومده. خیلی زحمت کشیدم اما خب مشکل زیاد داره.

از اون بدتر اینه که دادم یه نفر هم برام درست کنه آخرش هم گفته که ساختار بندیش خوب نیست. جملاتش هم بعضی هاش عالی هستن و بعضی فاجعه. برای همین یه دست نیست. اما وقتی ندارم که درست کنم. به شما میگم 2 هفته برای SOP وقت بذارید بعد خودم 3-4 روز بیشتر نرسیدم وقت بذارم. حالا هم با وجود اینکه یه چیزی نوشتم اما واقعا اینه که با یه SOP واقعی چند روز فاصله داره.

خیلی وقتم هم برای اپلای رفت.


فیلم Social Network رو دیدم

فیلم شبکه اجتماعیامشب بالاخره یه فرصتی دست داد که بشینم و فیلم Social Network که در واقع نحوه اختراع فیس بوک و زندگی مارک زاک برگر توی این دوران بود رو تصویر کرده بود. هرچند که فیلم اش اصلا مثل فیلم های خوب نبود اما چون به موضوعش علاقه داشتم تا ته نگاه کردم. الانم شدیدا سرم درد میکنه چون خیلی تند حرف میزدن و من بعضی موقع ها حتی زیرنویس انگلیسیشو هم نمی رسیدم که بخونم. خیلی لغات فیلم رو هم نفهمیدم.

2 نکته خیلی مهم توی فیلم بود:

1- مسئول هاروارد به کسایی که آمده بودند پیششون برای اعتراض گفت که ما همیشه به دانشجوها میگیم که دنبال پیدا کردن کار نباشن خودشون کار رو درست کنن.

2- تفاوت فیس بوک و MySpace در این بود که فیس بوک شبکه رو از روی روابط واقعی مدل کرده بود! همین. به همین سادگی! حالا اینجا به یکی بگی مسخره میکنه!

در واقع فیس بوک کشف بوده تا اختراع. چون بعد از FaceMash مارک فهمید که به دلیل شناس بودن تونسته این همه بازدید پیدا کنه. اگر نه MySpace و FriendSter از قبل همین ایده رو داشتن. توی فیلم هم عینا این جمله از مارک هست که چه تفاوتی با این دو تا سایت هست؟

سراسر فیلم هم پر بود از بی ارزشی های امریکایی. اینکه دانشجوها همش دنبال این دختر رو اون دختر بودن (به غیر از مارک که شاید فیلم میخواست یه جورایی بگه اونایی موفق میشن که دنبال این کثیف کاری ها نباشن). دیگه اینکه حرف آخر رو پول میزنه! همه فیلم حول ارزش مالی فیس بوک بود. چیزی که اصلا برای من ارزشی نداشت. در نهایت هم مارک تونست دوستاشو که سرمایه گذارهای اولیه بودن از رده خارج کنه! هرچند که نوشته های آخر فیلم نشون میده که شکایت اونا به نتیجه رسیده اما مشخصا سهامشون رو از دست دادن. 65 میلیون دلار پول کمی نبود اما سهم شرکت رو داشتن خیلی ارزش بالاتری داشت. نمیدونم شاید اگر من جای مارک بودم هرگز به فکر بالا کشیدن پول اونا نمیافتادم و حتی اون دوستم رو که رفته بود بر میگردوندم. اما اون این کار رو نکرد. به هر حال فیلم تصویر دوست داشتنی ای از مارک تصویر نمی کرد. حتی آخر فیلم احساس خیلی بدی نسبت به اون داشتم.

صحنه آخر فیلم هم که رفرش کردن متوالی صفحه فیس بوک رو نشون میداد خیلی معنی داشت. یعنی تنها چیزی که برای مارک موند همین صفحه هست که رفرش کردنش هم اثری نداره!

من عکس های مارک رو دیده ام خیلی با کارکتر توی فیلم تفاوت داره اما اگر رفتارش عین این چیزی هست که توی فیلم تصویر شده بود چندش آوره.

من بی می ناب زیستن نتوانم

بادهداشتم SOP مینوشتم اما رسید به این شعره گفتم حیفه ننویسم.


من بی می ناب زیستن نتوانم    بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید   یک جام دگر بگیر و من نتوانم


هنوزم یه روزایی دلم هوای اون روزهای مستی رو میکنه. هنوزم دلم میخواد مست مست بشم و از همه دنیا فارق فقط به عشق فکر کنم. اون روزایی که یه ذره این هوایی میشم بهترین روزامه. این روزها خیلی خیلی خودم رو آلوده درس و دانشگاه و پذیرش کرده ام. کاشکی همون هوای فوق دیپلم ام بود که هیچی درس نمیخوندم و همه چیز رو از قبل بلد بودم! چقدر خوندن کتاب های سعدی و عطار و مولوی لذت بخش بود. کاشکی میشد اون روزا برگرده. یادش بخیر اون روزایی که رسیده بودم به جایی که دیگه واقعا نمیتونستم یه جام دیگه هم بگیرم. واقعا حسرت اون روزا رو دارم. امروز حس میکنم واقعا دیگه نمیتونم بی باده ناب زندگی کنم. شاید بخوام از فردا روشم رو باز تغییر بدم.

آدم مگه چی میخواد از زندگی؟ من یه تیلور و یه خونه آروم و دو سه تا بچه برای روشنی زندگیمون, یه مقداری هم پول که بتونم به هر کسی لازم داره ببخشم و یه وقت آزاد برای مطالعه کتاب هایی که دوست دارم. اگر یک درصد احتمال میدادم که اینطوری درس خوندن و تلاش کردن به اونجا نمیرسه اصلا نمیرفتم.

آکواریوم مجازی

آکواریوم مجازییکی از دوستام یه لینک داده بود که یه نرم افزار نوشته شده برای مدیریت آکواریوم See Apple Aquarium 

داشتم فکر میکردم اگر یه بازی درست بشه که اینا رو یاد بده خیلی خیلی طرفدار پیدا میکنه. اینطوری افراد میتونن آکواریوم مجازی درست کنن.

ازون با حالتر اینکه آکواریوم رو آنلاین بذاریم که همه بیان توش ماهی بذارن. یاد بگیرن! ماهی مجازی به ملت بفروشیم. میتونیم غذای ماهی رو هم با سرویس های ماهانه بدیم دست ملت تا ماهی هاشون نمیرن! وصلش هم میکنیم به فیس بوک هر ماه به بهترین آکواریوم ها هم جایزه میدیم. تازه میتونن مردم مدیریت آکواریوم واقعیشون رو هم با این انجام بدن!
پایه میخوام برای ایده!
برم سریع ثبت اختراعش کنما!

البته اگر کسی قبلا به این فکر نیفتاده باشه. اگر بدونید اسکرین سیور آکواریوم سه بعدی یکی از بهترین اسکرین سیورها بوده است.