X
تبلیغات
نماشا
رایتل

صمدی آملییه موضوعی خیلی عجیبه و اون اینکه بعضی ها هستن که با وجود اینکه به ظاهر آدم ها خیلی خیلی خوبی هستن اما ازشون خوشم نمیاد. به محض اینکه چیزی ازشون میخونم یا قیافشونو میبینم حس میکنم که اصلا دوستشون ندارم. البته این حسی نیست که تازگی داشته باشه از خیلی قبلها که بچه بودم هم اینطوری بودم.


یکیشون این آقای صمدی آملی هست که وبلاگ سمت خدا رو داره. دیشب تا دیروقت داشتم این وبلاگ رو و وبلاگ دفتردل 313 رو بالا و پایین میکردم.

با وجود اینکه آقای حسن زاده آملی یکی از بهترین شخصیت هایی هست که دوستش دارم اما از شاگردش آقای صمدی اصلا خوشم نمیاد. 


توی متن های این وبلاگ ها یه چیزی در مورد آقای صمدی دیدم که فهمیدم اینکه ازش خوشم نمیاد بی علت نیست. یکیش این بود که نوشته بود کسانی که قائل به شعار فرزندکمتر هستند ظلم بزرگی به حضرت فاطمه و ائمه میکنن. خیلی بی منطق عده کثیری از مسمانان رو متهم میکنه که ظالم هستن. اونم نسبت به ائمه اطهار. خب این حرف یه نفر مومن معتقد به خدای تعالی هست؟؟؟ اگر اینطوری بود که خدا به پیامبر میگفت به جای اینکه مردم رو به اسلام دعوت کنی برو 1000 تا زن بگیر و به هر کدومشون هم بگو 1000 تا بچه بیارن تا اسلام رشد کنه. آخه رشد اسلام که بچه نیست. شما اگر کیفیت رو بالا ببری مطمئنا باعث رشد میشی. مثلا اگر یک مسلمان واقعی (مثل رسول الله) باشه هزاران نفر از نورش مسلمان میشن. در حالی که اگر هزاران هزار مسلمان عین طالبان باشه همه از اسلام فرار میکنن. چرا یه نفر به اصطلاح عالم بعد از این همه سال درس خوندن چنین حرف احمقانه ای میزنه؟ به جای کمیت مسلمان باید به کیفیت مسلمان توجه کرد. کمیت خود به خود به دست میاد.


یا یه موضوع دیگه همین احادیث در مورد ازدواج و ... که یکی بچه اش بد میشه و یکی خوب میشه. انگار نه انگار که خود پیامبر اسلام هم نتونست بچه پسر داشته باشه. اگر اینطوری بود که خود پیامبر باید بهتر از همه بلد بود که شب دوشنبه بچه دار بشه یا شب پنجشنبه که بچه اش سالم بمونه! نمیدونم چرا بعضی اینقدر اصرار دارن چیزایی که هیچ مبنای علمی ندارن رو به اسم احادیث معصومین به زور بدن به مردم؟ اگر راست میگید چرا از مراکز تحقیقاتی امروز که خدا رو شکر کم هم نیستن نمیخواهید درستی احادیثتون رو بررسی کنن؟ چرا مردم به تقلید کورکورانه از فرامینی دعوت میکنید که خودتون هم در صحتش شک دارید.


یه حرف بی منطق دیگه اینکه چیزایی که توی مفاتیح به عنوان دعا نوشته شده اگر خوندید و جواب نگرفتید مهم نیست. اینا رو معصوم باید بخونه که نتیجه بده! این دیگه از اون حرفاست. پس بگو برای چی اینا رو نوشتید و ملت رو مسخره کردید؟ اگر قرار بود که فقط معصوم از دعا نتیجه بگیره که همون معصوم دعا رو هم بلد بود نیازی نبود که شما بیایید کتاب بنویسید! نمیفهمم!


برعکس این آقا که حرف های بی ربط و بی منطق خیلی توی حرفاش پیدا میشه عاشق حرفای آقای حسن زاده هستم. هر بار که چیزی رو ازش میخونم یا با منطق میفهمم که درسته یا قلبم گواهی میده که درسته. عجیب نیست؟ مثلا علامه میگه که موسیقی رابطه مستقیمی با ریاضیات داره. شاید نتونم این رابطه رو ثابت کنم ولی دلم گواهی میده که راست میگه. از نظر من موسیقی ریاضیات در مبنای 6 هست. البته این حرف ناقصیه. چون اگر به اصل وحدت قائل باشیم هیچ علمی از علم دیگه جدایی نداره. یعنی ریاضی میتونه زیربنای تمام علوم دیگه هم باشه. (حتی زیست که ثابت هم شده پدیده های طبیعی از فرمولهای ریاضی پیروی میکنند) پیشنهاد میکنم همه پست های وبلاگ دفتردل 313 رو که با "از نظر علامه" ختم میشه رو کامل بخونید. خیلی خیلی نظرات جالب و بزرگی داره.