X
تبلیغات
نماشا
رایتل

این روزا اصلا دست و دلم نمیره برای هیچ کاری. دل توی دلم نیست برای فردا. طبق معمول این چند مدت شبها خوب نمیخوابم و روزها گیجم. یه کمی کارهای شرکت عقب مونده اند که گفتم این یکی دو روز انجام بدم.

این روزا به این فکر میکنم که برای آینده ام چکار کنم. یه موقعیت هایی هست که توی زندگی تصمیمات آدم خیلی روی آینده اش تاثیر میذاره. میتونم اینجا بمونم و ازدواج کنم. میتونم برای تحصیل برم امریکا. میتونم برم سربازی, توی مدتی که سربازی هستم یه فکری کنم. نمیدونم یه جورایی گیر افتادم چکار کنم. خیلی بده اینطوری. بعضی دوستام رفتن استرالیا, بعضی ها هم دارن میرن. استرالیا سیدنی اش بد نیست. 

گیر همه چی این سربازیه. اگر این مشکل رو نداشتم میتونستم بهتر تصمیم بگیرم. چیزی که مشخصه اینه که اگر بخوام دو سال برم سربازی خیلی موقعیت های خوب زندگیمو از دست میدم. مثلا شاید دیگه به صرفه نباشه که بخوام دکترا بخونم. آخه 30 سالم میشه. تا 35 بخوام دکترا بخونم که خیلی ستمه. سربازی هم اگر نخوام برم یا باید پذیرش دانشگاه خارج بگیرم و برم. یا اینکه باید برم دنبال معافیتی چیزی.

راستش رو بخواهید تصمیم قطعی برای مهاجرت ندارم. اگر داشتم بدون شک هر طوری بود سربازی رو معافیت میگرفتم یا یه دانشگاه به درد نخور خارج اقدام میکردم.

نتایج پذیرش هم که هنوز نیومده و حالا حالاها نمیاد خودش یه آدمو توی بلاتکلیفی میذاره. نمیدونم امسال قبول میشم یا نه. اگر قبول میشم بهم فاند میدن یا نه. اگر چند تا قبول شدم کدوم رو باید برم؟ بهتر نیست یه سال صبر کنم بعد برم یه دانشگاه با رنک خیلی بالا مثل UCLA؟  اگر صبر کنم اینجا چکار کنم؟

انتظارخیلی خیلی ذهنم مشغول این چیزا میشه و خسته میشم. حتی شب ها هم خوب نمیخوابم و همش ذهنم درگیره. یه فکر دیگه هم دارم و اون اینکه چطوری میتونم یه تجارتی راه بندازم که یه پولی گیرم بیاد. با این وضع خراب مالی که نه میتونم ازدواج کنم نه میتونم برم خارج از کشور برای تحصیل و ... اگر حداقل میشد یه 150 میلیونی جور کنم که خیلی خوب میشد. میتونستم دکترا هر جا خواستم برم. حتی ذهنم درگیره این هم میشه که چه جور بزینسی میتونم راه بندازم که اینطور درآمدی کسب کنم؟ 

یه طرف دیگه هم پایان نامه هست و دفاع و مقاله! که کاشکی زودتر دفاع میکردم که این بار حداقل برداشته بشه.

انتظار جواب دانشگاه ها برای پذیرش, انتظار تموم شدن پایان نامه ام و دفاع و مقاله هاش. انتظار مشخص شدن تکلیفم برای فردا و آینده.

این چند روز هم که همش فکر فردا هستم که چی میشه. فردا روز بسیار بزرگی است. انتظار اینطوری دیگه نکشیده بودم.