X
تبلیغات
نماشا
رایتل

یه چیزی هست که بعضی وقتا بهش فکر میکنم و اون حد و مرز حریم خصوصی افراد هست. سئوالی که دارم اینه که این حد و مرز کجا باید باشه. شاید خیلی چیزا هست در مورد انسانها که نمیشه تعیین کرد. یکیش همین حریم خصوصی هست. چیزای دیگه ای هم مانند حق آزادی یا حقوق انسانی دیگه هم همین وضع رو دارن. یادم میاد یه وقتی توی خونه مامانم وقتی میخواست آلبوم عکس خاله امو نگاه کنه اجازه نمیداد من نگاه کنم و میگفت دختر خاله ات نامحرمه! اما چند وقت پیش همین دخترخاله ام منو توی فیس بوک اضافه کرد جایی که عکس های خانوادگیشو هم گذاشته بود. یا دخترعمو ام هیچ وقت عکس های منو ندیده بود اما حالا توی فیس بوک میاد و میبینه و حتی نظر میده. واقعا این حریم باید کجا باشه؟ جوابی که برای این سئوال پیدا کردم اینه که هر کسی نظر متفاوتی داره و اینکه این حریم از فرد به فرد فرق میکنه. مثلا آدم با پدر و مادرش یه سری مسائل رو مطرح میکنه و با برادر و خواهرش مسائل دیگه ای رو. شاید این به اون خاطر باشه که ذهنیت افراد هم متفاوته.

امروز یه چیزی رو با قطعیت میتونم بگم و اون اینکه ذهنیت افراد در این مورد خیلی مهمه. بذارید مثال بزنم. شما با دوستتون توی یه کشور خارجی نشستید و دارید در مورد استاد دانشگاهتون توی ایران صحبت میکنید. مثلا یه حرفهایی می زنید که اگر اون استاد بشنوه ناراحت میشه اما چون میدونید اینا رو نمیشنوه این حرفها رو میزنید. در حالی که چند وقت بعد میبینید که این حرف شما بهش رسیده. حالا اگر حریم خصوصی شما واقعا خصوصی بود که این حرف نباید به گوش اون میرسید اما رسید. اگر ذهنیت شما این بود که شاید این حرف به گوش اون برسه اونوقت شاید هیچوقت این حرف رو نمیزدید؟ نه؟
حالا فرض کنید که حریم خصوصی ما صفر باشه یعنی حالتی که ما الان با خدا داریم. در واقع ما هیچ حریم خصوصی ای با خدا نداریم. حتی اگر نخواهیم که خدا بدونه چه فکری میکنیم هم نمیشه. آیا اینجا اتفاق بدی میفته؟ به نظرم نه. حتی باعث میشه که انسان کمتر گناه کنه چون میدونه که این کار خلافش رو طرف میبینیه. در واقع صفر در نظر گرفتن حریم خصوصی میتونه ضرر که نداشته باشه هیچ چی سود هم داشته باشه.

اما چرا ما حریم خصوصی میخواهیم وقتی که صفر بودنش میتونه سودمند باشه؟ جواب اینه که در دنیایی که زندگی میکنیم علاوه بر خیر, شر هم وجود دارد. این بدیها باعث میشوند که بخواهید خودمون رو در جایی پنهان کنیم تا آسیبی نرسیم. حالا این بدی ممکنه در خود ما باشه (چون کامل نیستیم) و یا اینکه در دیگران باشه چون ممکنه وقتی چیزی رو بفهمند آزارمون بدن. برای اینه که حریم خصوصی رو میخواهیم. حالا افرادی مثل هنرپیشه ها و خواننده ها که تعداد بیشتری از مردم اونها رو میشناسن اکثرشون حریم خصوصی بیشتری میخوان تا مزاحمت کمتری براشون ایجاد بشه, همچنین فکر میکنن که هرچی دیگران کمتر در موردشون بدونن شاید بهتر باشه. شاید اگر مردم ندونن که طرف 6 بار ازدواج کرده و طلاق گرفته اونوقت طرفداران بیشتری داشته باشه. خب ممکنه بگید همه هم اینطوری نیستن. بله نمونه اش همین تیلور هست که مثلا توی شعرش اسم کسی رو هم که دوست داشته و یا فکر میکنه چرا نباید اونطوری که هست خودش رو نشون بده.


من مطمئنم که اگر روزی همه انسانها انسانهای خوبی باشند امکان نداره کسی نیاز به حریم خصوصی داشته باشه و یا حداقل این حریم کمترین خواهد بود. در واقع این ما انسانها هستیم که
    1- یا نمیتونیم خودمون رو اونطوری که هستیم قبول کنیم
    2- و یا اینکه میترسیم دیگران اونطوری که هستیم ما رو قبول نکنن
    3- و یا اینکه میدونیم ممکنه عده ای باشن که اگر بدونن ما اینطوری هستیم به ما آسیب برسونن.
بنابراین این نیاز به این حریم رو احساس میکنیم. 2 مورد اول رو میشه انسان در خودش حل کنه (که به نظرم هر کسی باید حل کنه) اما مورد سوم رو تا ارتقای بشریت به جایی که کسی به کسی آسیب نرسونه باید صبر کرد. حالا شاید بشه متوجه شد که چرا تیلور کمتر به حریم خصوصی اش اهمیت میده و چرا ما این همه این حریم برامون مهمه که حتی فکر میکنیم اگر یکی از دوستامون بدونه که توی فلان امتحان رد شدیم یا اینکه مادرمون بدونه که عاشق فلان دختر شدیم و... آبرومون میره.