X
تبلیغات
رایتل

وسایلم رو گذاشتم هتل و از اون سمت خیابون باز پیاده راه رو در پیش گرفتم تا بگردم سفارت رو پیدا کنم. همینطوری راستای خیابون آتاتورک رو برگشتم به سمت سفارت. توی راه از این سمت خیابون آمدم تا مغازه های این سمت رو هم ببینم و هم اگر بانک رو دیدم بتونم پولشو پرداخت کنم. توی راه یه دفعه بارون شروع شد. دیدم محلی های اونجا رفتن زیر پل ایستادن. منم سریع خودمو رسوندم زیر پل. بارون همینطور شدید و شدیدتر شد! کم کم کار به تگرگ رسید و ما همینطور زیر پل بودیم. کنار پل دو نفر بودن که چتر میفروختن. چون ترکی بلد نبودم نمیفهمیدم که داره چند میگه وگرنه دوست داشتم که چتر رو بخرم و زیر بارونها هم قدم بزنم. 


در هر صورت یه نیم ساعتی زیر پل بودیم که بارون کم کم بند آمد. بارون خیلی شدید و شبیه بارونهای بهاری بود. توی اروپا هم از این بارونها زیاد میاد.


سمت چپ خیابون که میرفتم نزدیکای پلاک 175 بود که بانک TEB پدیدار شد. البته چند قدم قبلش از یه بانک دیگه پرسیده بودم که بهم گفته بود چند قدم جلوتره.

وارد بانک شدم و ظاهرا کسی که دم در بود رئیس بانک بود. برگه وقت سفارت رو بهش نشون دادم و با دستش اشاره کرد که باید بری گیشه رو بر رو. من رفتم دیدم که کسانی که نشستن نوبت دارن و از یکیشون پرسیدم که نوبت از کجا بگیرم گفت از دم در. برگشتم دم در و از دستگاه نوبت گرفتم. دو نفر بیشتر جلوی من ننشسته بودن.


برگه رزرو وقت سفارت و پاسپورت و پول تنها چیزایی بود که بانک از من خواست و هیچ نیازی هم به پر کردن هیچ فرمی نبود. تموم که شد برگه رو بهم داد که امضا کنم و بعد رسیدشو بهم داد و تموم. خیلی ساده تر از چیزی بود که فکر میکردم.