X
تبلیغات
رایتل

فردا وقت سفارتم بود و هنوز I-20 مو نداشتم. آدرس سفارت رو که پیدا کردم دیگه خیالم راحت شد و برگشتم هتل. توی راه دلم میخواست جاهای دیگه هم برم اما پاهام شدیدا درد میکردن. چون میدونستم I-20 هیچ جوره تا قبل از سفرم به ایران نمیرسه با DHL فرستاده بودم برای یکی از دوستان دوستان در آنکارا. رسیدم هتل یه زنگی به اون دوستم زدم و گفت که فرم من امروز ظهر با DHL رسیده دستش و میتونه امشب برام بیاره. منم گفتم تا بیاد یه کم دراز بکشم. دراز کشیدن همانا و خوابیدن همانا. با صدای زنگ موبایلم بیدار شدم. فهمیدم که بنده خدا آمده و من خواب بودم و نفهمیدم و رفته بیرون که شام بخوره و برگرده. یه نیم ساعتی توی لابی هتل ماندم تا با خانمش آمد. طبقه اول توی قسمت مربوط به میهمان ها نشستیم و پاکت دی اچ ال رو بهم داد و وقتی بازش کردم و دیدم فرم I-20 هست که توش زده همه مبلغ تحصیل رو هم دانشگاه میده خیلی خوشحال شدم که بالاخره آخرین قطعه از مدارک لازم برای سفارت هم شب قبل از سفارت جور شد.

یه نیم ساعتی باهاشون در مورد سفارت امریکا و ترکیه و آدرس ها و ... صحبت کردیم. خانمش هم یه دختری بود که خوبی ازش می بارید و با خودم فکر کردم که خوبه اونایی که اینجا زندگی میکنن میتونن یه کسایی رو پیدا کنن که واقعا خوب باشن. خلاصه حسابی زحمت کشیدن که این برگه رو دست من رسوندن.

وقتی رفتن من رفتم بیرون و اون نزدیکا یه نون و شیرینی فروشی بود. از هواپیما کره و مربا رو نخورده بودم و آورده بودم که شب برای شام بخورم. رفتم که یه نون باگت بگیرم و بیام. نون شد 1 لیره. وقتی هتل آمدم و مشغول خوردن شدم دیدم که نونش یه نون باگت معمولی نیست و ظاهرا خودش یه غذایی بود که با تخم مرغ درست شده بود.



با عرض معذرت من خیلی نمیفهمم که غذا با چی درست شده. در هر حال خوشمزه بود.