X
تبلیغات
رایتل

تنها چیزی که توی این سفر بد بود کفشم بود که خیلی اذیت میکرد. از دلسوزی های مامانم که میخوای بری سفارت باید کفش نو داشته باشی. این چه کفشیه که دو ساله داری میپوشی خیلی زشته و ... رفتیم یه کفش خریدیم که به گفته فروشنده هم جنبه رسمی داشت و هم میشد باهاش کلی پیاده روی کرد! همون روز هم من کلی به فروشنده تاکید کرده بودم که من عادت دارم خیلی راه میرم و اگر میدونی نمیشه با این زیاد راه رفت بگو اصلا یه کفش دیگه ای میخرم و اونم گفت خیالت راحت... بالاخره بعد از چندین سال رضایت دادم تا یه کفشی غیر از کفش راحتی بخرم و هم من راضی بودم و هم مامانم! توی راه کلی پا درد گرفتم فقط به خاطر همین کفشه. از اون خنده دار تر که مصاحبه سفارت هم کاملا ایستاده بود و اصلا اون دختره کفش منو هم نمیدید!
توی راه برگشتن از سفارت دیگه طاقت نیاوردم و رفتم یه بازار نزدیک همین ulus و یه مغازه پیدا کردم که کفش های ارزون و ورزشی داشت. یه دونه کفش خریدم 15 لیره.

با وجود اینکه بارها تجربه داشتم که توی سفر مهمترین چیز همین کفشه اما باز به خاطر مامانم دو روز پا درد کشیدم. (الان که چندین روزه از سفر هم برگشتم بازم پاهام درد میکنن)