X
تبلیغات
رایتل

من به جز همکارام معمولا با آدمای کمی در روز تماس دارم. اما بعضی وقت ها سر درددل راننده های تاکسی باز میشه.

راننده: آقا خیلی مواظب کیفت باش, کیف قاپ خیلی زیاد شده.
من: کجا زیاده؟
راننده: همین مسیری که دارم شما رو میبرم.
من: چطور مگه؟
راننده: آقا دیروز ما داشتیم میرفتیم کنار خیابون یه خانم جوانی و یه پسره کیف دستشون بود, دو تا دزد سوار موتور بودن و توی یه چشم به هم زدن کیف این دو تا رو قاپیدن. بعد سوار ماشین من شدن و من رفتم دنبال دزده. دیگه توی یه کوچه فرعی گیر افتاد و خواست برگرده با ماشین من تصادف کرد و با موتور خوردن زمین. کیف ها رو که ازشون پس گرفتیم. ولی خدا خیلی رحم کرد چون یه دفعه یکیشون یه قمه در آورد و میخواست ما رو بزنه که ما داد زدیم آی دزد آی دزد و خیلی ترسیده بودن و یه عده آمدن توی کوچه و اینا ترسیدن و ما هم سوار شدیم و رفتیم. حتی ترسیدیم به پلیس اطلاع بدیم یه وقتی دیدی پلیس گفت تو با موتور تصادف کردی بیا خسارتشو هم بده!!!
من: خب.
راننده: اما کیف قاپه زرنگ بود چون کیف پولی زنه رو از توی کیف دستی اش کش رفته بود و کل پول هاشو زده بود. شایدم برای همین ولمون کرد و سوار موتورش شد و در رفت. البته توی کیف پسره یه لب تاب بود که میگفت نو خریده و شانس آورد که تونست پس بگیردش. هرچند الان گلگیر ماشینم تو رفته و اون دو نفر هم خرجشو ندادن.
مسافر پشت سری: آره آقا, دیشب هم حدود ساعت 10 ما داشتیم از همین خیابان سهروردی رد میشدیم, یه نفر یه چاقو گذاشت روی گلوی پسره و کیفش رو به زور ازش گرفت.
راننده: شما هیچ کاری نکردید؟
مسافر پشت سری: نه آقا, ترسیدیم یه وقتی با چاقو ما رو بزنه. بیچاره کیفش رو بردن و هیچ کاری هم نتونست کنه.

از تاکسی که پیاده شدم با خودم فکر کردم عجب شهر امنی هم زندگی میکنیم و خبر نداشتیم. جالبه که چند روز پیش داشتم میخوندم که پلیس میگه اگر چیزیتون رو دزدیدن اصلا دنبال دزد نرید چون ممکنه با چاقو یا قمه یا حتی اسلحه به خودتونم آسیب برسونن.