X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

با اتوبوس خودمو رسوندم دانشگاه. من که رسیدم هنوز جلسه شروع نشده بود. اما بعدش که شروع شد سالن کیپ تا کیپ پر شد. وقتی تعداد رو دیدم گفتم خدایی نامردی بود بین اینا من فاند نگیرم. همه جوره آدمی اینجا پیدا میشد. توشون من 5-6 تا ایرانی رو هم دیدم.  

 

 

من اون صندلی های اول نشستم که بلای دیروزی سرم نیاد که چون دور نشستم نتونم درست متوجه بشم که گوینده اش چی میگه. توی جلسه یه دختره اون طرف سالن نشسته بود که همش منو نگاه میکرد. توی عکس اونیه که در آخرین نقطه نشسته و شما احتمالا به زور فقط دستش رو میبینید که جلوی صورتشه. من واقعا نمیدونستم چکار باید کنم. اول اینکه کلی خجالت میکشیدم که چرا این داره منو نگاه میکنه. بعدشم اینکه معذب بودم. اولش فکر کردم که من اشتباه میکنم اما بعدا دیدم هر بار سرم رو بلند میکنم داره منو نگاه میکنه (شایدم یه چیزی پشت سر من بوده!) ولی بعد از اینکه نگاهش میکردم مسیر نگاهشو عوض میکرد. برای اولین بار احساس کردم چقدر عجیبه اینکه یه نفر اون یکی رو نگاه کنه اونم اینطوری! بعد یادم افتاد به قبلا که خودم قبلا این کار رو کرده بودم و فکر نمیکردم اینقدر معذب کننده باشه. بگذریم.

امروز راجع به خیلی از مسائل صحبت کردند. بعضی چیزاشو هم من واقعا نمیدونستم. اینکه شما در حال حاضر است استخدام ایالت تگزاس هستید و دارید درست مثل یک کارمند رسمی دانشگاه هستید. در مورد طرز پوشش و عملکرد و هر چیزی باید بدونید که نماینده های دانشگاه هستید و باید به بهترین وجه بتونید خودتون رو نشون بدید چون برای بچه های دیگه مدل هستید. 

 

بعد در مورد مالیات و Social Security Number یه توضیحاتی بهمون. یه جلسه هم به طور مفصل در مورد امنیت توی دانشگاه بود. اینکه باید حتما آنتی ویروس نصب کنید و همه چیز آپدیت باشه.