X
تبلیغات
رایتل

از طرف دانشگاه یه برنامه گذاشته بودند که اونایی که میخوان سوشیال سکیوریتی بگیرن رو ببرن و بیارن. منم پریروزش ثبت نام کرده بودم که امروز با بچه ها برم. آخه خیلی راه بود و منم هنوز کارت اتوبوسم آماده نشده بود. این شماره رو هم زودتر لازم داشتم که حقوقم سر وقت واریز بشه. همچنین برای کارت اعتباری هر چی زودتر این شماره رو داشته باشید میشه زودتر حساب باز کرد و تاریخچه اعتباری توی بانک درست کرد. 

 

صبح خیلی دیر بیدار شدم و برای همین خیلی خیلی عجله ای خودمو رسوندم دانشگاه. وقتی که رسیدم هنوز اتوبوس مسافر نزده بود. دقیقا سر وقت رسیده بودم. بعدش سوار اتوبوس شدیم. اون خانم مهربونه آمد و مدارکمونو چک کرد. یه چند نفری هم که ثبت نام نکرده بودند رو ازشون عذرخواهی کرد. جالبه که نه اتوبوس جای بیشتری داشت و نه اونایی که ثبت نام کرده بودند التماس کردند که خانم تو رو خدا ما رو هم ببر!  

 

 

 

  

توی راه که میرفتیم بازم جاهای جدیدی از شهر رو دیدم. وای خدا چقدر اینجا بزرگه. خیابونا همه بزرگ و چند بانده و بدون ترافیک های عجیب و غریب تهران. همه چیز هم تمیز بود. از ساختمان های بلند هیچ خبری نبود. چند تا ساختمون اون دور دورا بلند بودند که downtown شهر به حساب می آمدند. همینطوری که اتوبوس میرفت من خوب نگاه میکردم که منظره ای رو از دست ندم. تا اینکه بلاخره رسیدیم به دفتر سوشیال سکیوریتی.