X
تبلیغات
رایتل

امشب توی دانشگاه گاو هم آورده بودند. من که خیلی دلم میخواست که سوار گاو بشم که ببینم چطوریه. بچه ها به نوبت یکی یکی سوار گاو میشدند که هر کسی بیشتر بتونه روی گاو بمونه برنده بشه. چند نفر هم بودند که اون گاو رو کنترل میکردند.  

 

  

یه بار منصور سوار شد و من ازش فیلم گرفتم و یه بار من سوار شدم و منصور ازم فیلم گرفت. من که سوار شدم همین تا چرخید افتادم. حتی یه دور هم گاوه نچرخید. دقیقا در همون جهت چرخش منم افتادم. خب دیگه یه آدم 150 کیلویی چطوری خودشو روی یه گاو اینطوری نگه داره. اما یکی از بچه ها بود که چسبید به گاوهه و آخرشم شاخشو شکوند و اون کسی که داشت گاو رو کنترل میکرد نتونست بندازدش زمین. منصور بیشتر از من موند اما میگفت که خیلی دستش درد گرفته که بتونه اون طناب رو نگه داره. من آمدم و از بالا بازی کردن بچه های دیگه رو دیدم و کلی هم بهشون خندیدم.

 

خیلی جالبه که خیلی راحت یه دستگاه میارن و یه دشک باد میکنن و یه بازی رو میارن وسط دانشگاه.