X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بعد از اونجا رفتیم برای موسیقی زنده. قبلش هم رفته بودیم اما پیشنهاد دوست امریکایی منصور بود که بریم اونجا. یه نوشیدنی میدادند به اسم root beer منصور میگفت که خیلی پرخاصیت هست و مثل اینکه ضررهای نوشابه رو نداره. من که تا حالا اسمشو هم نشنیده بودم. مزه اش هم مثل دلستری بود که توش شکر و گاز ریخته باشن. 

 

 یه خانمه هم آمده بود و شعرهای انگلیسی میخوند. من که اصلا صداشو دوست نداشتم. حالا برای این بنده خدا تبلیغ منفی نکنیم از کار بیکار بشه! اما در مقام مقایسه با تیلور خانم تقریبا هیچی نبود. منصور و دوستش افتادن وسط د به رقصیدن. امریکاییه که خیلی خنده دار میرقصید. منصورم اصلا بلد نبود. دو سه نفر دیگه ای هم عین اینا آمده بودند و خودشونو تکون میدادند. 

 

 

منم یه دختر پسر چینی رو که میرقصیدن نگاه میکردن. آخی مثل دو تا جوجه عاشق بودند. حس میکردم دختره احساس میکنه که داره از خوشحالی پرواز میکنه. رق

 

  

 (عکس زیاد گرفته بودم اما چون یا منصور توش افتاده یا دوست امریکاییش نمیتونم دیگه اینجا بذارم. همین یکی هم به زور از توش درآمد. دختر پسره وسط سالن هستن من دوربینو زوم کردم که منصور و دوستش از کادر خارج بشن.)

تقریبا همه اونایی هم که توی سالن بودند همین دو تا رو نگاه میکردن. بعدش آهنگ که قطع شد این دو نفر خواستن برن یه دفعه همه با هم بلند شدند که برن. اون خانمه خوانندهه دید کاسبی اش کساد میشه ازشون خواهش کرد که برای 2 تا آهنگ دیگه بمونن. اونا هم قبول کردند.