X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

امشب توی پارتی یه دختره بود که قیافه اش به نظرم شبیه یکی از دخترایی بود که قبلا دوستش داشتم اما هر چی فکر کردم که آخه چه شباهتی, پیدا نکردم. یه دوربین بزرگ دستش بود و از همه جا عکس میگرفت و وسطش هم هی میرفت روی سن و یه کم میرقصید. فکر میکردم اگر من امریکا به دنیا آمده بودم چی میشد؟ مثلا با این دختره دوست میشدم؟ شایدم عاشقش میشدم؟ آیا میتونستم این چیزایی رو که الان میدونم هم بدونم یا نه. اصلا خوب بود یا بد بود. دیدم که چقدر دخترها اینجا راحت و با آرامش هر طوری دلشون بخواد زندگی میکنن و رفتار میکنن. آیا واقعا من از اول اینجا بودم زندگیم همینطوری بود؟  

  

توی حیاط یه مبارزه بود. به طناب همدیگرو گرفته بودند و با یه شمشیر همدیگرو میزدند. دختره چه دل شیری داشت با این پسرا در افتاده بود. اولش یه پسره رو زد اما بعدش از این پسر بزرگه شکست خورد.

  

بعد رفتم فروشگاه. دیدم که کلی لوازم هالووین هست که هنوز فروش نرفته و کلی هم تخفیف زده بودند براشون. کدو تنبل به چه بزرگی شده بود 1 دلار. یواشکی یه بار دیگه از عطر تیلور خانم زدم به دستم و برگشتم خونه. آمدم خونه دیدم اون دختره که امشب دیدم شبیه یکی از عکس های تیلور خانم بوده.