X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خب پنجشنبه سخت ترین امتحانم که همون درس ریاضیه بود دادم و طبق معمول بازم یه سری اشتباهات ریز و درشت کردم که نمره کامل نگیرم. جمعه هم جشن فارغ التحصیلی بود و کلی کمک نولا کردم و میز جا به جا کردم و به مهمونا خوش آمد گفتم و خلاصه تا عصر اونجا بودم. یک ساعتی هم با نولا در مورد نیویورک و امریکا حرف زدم که باید بعدا بنویسم. عصر هم تا شب توی دفترم سئوالای بچه ها رو جواب میدادم.

این روزا چون موقع تحویل پروژه هاست بچه ها هر روز میان از من کلی سئوال میپرسن. من حتی قبل از امتحانم ساعت اداریمو تعطیل نکردم چون واقعا سرم شلوغ شده. خلاصه اون یک هفته ای که تعطیل بودیم الان ده برابرش جبران شد. تقریبا تمام ساعاتی که دانشگاه هستم دانشجوها میان که سئوال بپرسم.

دیروز و پریروز هم یکی دیگه از پروژه هامو تموم کردم. درواقع کار خاصی نداشت من فقط برای اینکه استاده رو سورپرایز کنم خیلی روش کار کردم تا بعدها شاید لازم بشه ازش برای سر کار رفتن ریکامندیشن بگیرم. تا 20م دسامبر که آخرین امتحانمه دیگه کار خاصی ندارم. برای همین دارم برنامه ریزی میکنم برای ترم آینده و تابستون. از 20م هم دیگه تعطیلم. خیلی ناراحتم که نرسیدم وبلاگم رو اونطوری که میخوام آپدیت کنم و کلی اتفاقات توی دانشگاه افتاد که هنوز نرسیدم بنویسم. احتمالا از 20م که تعطیل میشم برسم که داستان رو برسونم سر زمان واقعی اش تا یه چیزای مهمتر که میخوام بنویسم رو هم برسم بنویسم.