X
تبلیغات
نماشا
رایتل

اصلا باورم نمیشه که به این زودگی ترمم تموم شد و چهار ماه هم گذشت. همه چیز خیلی زود گذشت. دیروز میخواستم بیام و خیلی چیزا بنویسم اما اینقدر امتحانمو بد دادم که بعد از امتحان حس و حال هیچ کاری رو نداشتم. پسر هندیه هم آمد توی اتاقم باز 2-3 ساعتی حرف زد و با هم رفتیم یه چیزی خوردیم و دیشب تا نصف شب با منصور داشتیم دنبال ماشین میگشتیم چون میخواد ماشین بخره, منم گفتم اگر یه چیز خوبی گیرم بیاد میگیرم. قیمت ها اما بالاتر از چیزی بود فعلا بتونم روش حساب کنم. دیروز یه صحبتی با این استادم کردم و فهمیدم که به بحران پیدا کردن استاد خوردم. چون اون استادی که میخواستم باهاش کار کنم داره از این دانشگاه میره و چند تا استاد دیگه ای که مدنظرم بودند هم فاند نداشتن. یکیشون هم که فاند داشت فهمیدم که خیلی خیلی بداخلاقه و بهتره اصلا سمتش نرم.