X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اولش که رسیدیم آستین عین شهرهای بین جاده ای ایران بود. انگار که یه شهر باشه که به خاطر جاده رشد کرده باشه!





اما بعد کم کم یه کم حالت شهری به خودش گرفت. اولین چیزی که توی آستین توی چشم میزد تعدد گداهای خیابان نشین شهر بود. مغازه ها هم برخلاف دالاس بیشتر کنار خیابون بودند و کمتر مغازه های بزرگ بزرگ و دور از هم دیده میشد.



از اون مهمتر آدم هم میتونستی توی خیابون ببینی! نیما میگفت اینا یه شعاری دارن به میگه Keep Austin wired! کلا خوششون میاد که عجیب و غریب باشن. توی راه هم چند تا آدم عجیب غریب دیدیم.



خیابون ها هم برعکس دالاس پیچ و خم بیشتر داشت و بالا و پایینی هم زیاد میشد توش دید.



دیگه یه جا زدیم کنار و از مک دونالد دوباره یه ماهی سفارش دادیم.



توی تمام مدتی که داشتیم توی خیابون های آستین میگشتم هزار بار خدا رو شکر میکردم که دانشگاه آستین قبول نشدم. از کنار دانشگاه آستین هم رد شدیم اما نشد دیگه عکس بگیرم. اصلا نمیتونستم توی یه شهر به این کوچیکی زندگی کنم. خوبه حالا پایتخت تگزاس هم شده.