X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اولین جایی که در نظر داشتیم بریم همین پارک Zilker بود. یه نگاهی به پارک کردیم و یه دوری توش زدیم.



من میخواستم که جاهای دیدنی پارک رو هم بریم اما بچه ها حوصله نداشتن. این شد که راه افتادیم بریم جاده ها و تپه های اطراف آستین رو ببینیم. نیما قبلا رفته بود و میگفت خیلی قشنگه.



فضاها یه جاهایی مثل شمال بود و حتی قشنگ تر. هوا هم خیلی خیلی خوب بود.



چون روی تپه ها و بلندی ها میرفتیم جاده خیلی جاها بالا پایینی داشت و واقعا رانندگیش لذت داشت. حتی دیدنش هم کلی لذت داشت. منصور که از دیدن مناظر واقعا کیف کرده بود و میگفت حیف بود اگر میخواستم از تگزاس برم و آستین رو نمیدیدم.




اگرچه به سمت حومه آستین میرفتیم اما بازم اینقدر زیبا بود که اصلا ارزش نداشت که بخواهیم وقتمون رو تلف شهر کنیم.





کم کم به یه جایی رسیدیم که یه دریاچه بود. نیما میگفت اینجاها دیگه عین کالیفرنیاست. درختای نخل و مناطق خیلی خیلی سرسبز و قشنگی بود. نیما میگفت تگزاس که به نظر من از کالیفرنیا هم بهتره. اونجا دیگه همیشه آفتابیه اینجا همه جور آب و هوایی هست و جاهای قشنگ هم زیاد داره.









یه جاهایی هم که خونه ها خونه نبودند کاخ بودند. اینقدر بزرگ بودند و دیوار و حصار هم کشیده بودند براشون و چند تا ماشین آخرین مدل توی حیاطشون بود. معلوم بود که اینجا مناطق خیلی پولدار نشینشون هست.



یه جایی رسیدیم که دو تا آهو توی فضای بین خونه ها داشتند برای خودشون بازی میکردند. واقعا باورم نمیشد که یه جایی بریم که وسط زندگی روزمره مردم آهو باشه. ما رو که دیدند ترسیدند و کم کم فرار کردند.



بعضی جاها هم مثل روستای های شمال زیبا بود.