X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

امروز سر کلاس بودم دوستم با اسکایپ میخواست تماس بگیره, گفتم بهش سر کلاسم. اما تعجب کردم چون هیچ وقت با اسکایپ زنگ نمیزد. بعد از کلاس دوستم تماس گرفت. 

گفت باورت نمیشه. 

گفتم چی؟

گفت دانشگاه سن دیگو بهم پذیرش داده. 

گفتم چی؟؟؟؟؟؟؟؟ راست میگی؟ 

گفت آره امروز ایمیل زدن بهم از دپارتمان و ایمیلشو برام فرستاد که توش نوشته بودند ما از اپلیکیشن شما خیلی خوشمون آمده و میخواهیم بهتون پذیرش بدیم. 

یه نگاهی به ایمیل کردم و خیلی خوشحال شدم. انگار به خودم ادمیشن داده باشند. 

گفت یه چیز دیگه هم هست. فلوشیپ بهم دادن.

گفتم این دیگه آخرشه. حتی نمیخواد برای فاندی که ازشون میگیری کار هم کنی. کل پولتو دانشکده میده.


خیلی خیلی خوشحال شدم. اینقدر که به گریه افتادم. چون پارسال هم با من اپلای کرد اما هیچ جا قبول نشد. اما امسال بالاخره تونست بهترین جایی که دوست داشت ادمیشن بگیره. یه سری عکس های سن دیگو رو هم براش فرستادم تا روح اش شاد بشه. چند ماه دیگه که بیاد امریکا حتما میرم پیشش.



وایی اصلا باورم نمیشد. این دوستم معدلش کمتر از من بود. کاردانی معدلش 12-13 بود و لیسانس هم 17-16 بود و فوق هم همین حدودا بود. من بهش گفته بودم که شانس ات برای اینجا فقط 5 درصده اونم به خاطر ریسرچی که با یکی از استاداش داشتی وگرنه مثل خودم زیر 1%. این مدت هم برای SOP و... سعی کردم کمکش کنم. جی آر ایش 1150 بود و تافل هم فکر کنم 88 که هر دو تا رو پارسال گرفته بود و به خاطر مشکلات امسال نتونسته بود دوباره امتحان بده.



این دوست ما با یکی از فارغ التحصیل های دانشگاه سن دیگو که بعد از درس اش بر میگرده ایران آشنا میشه و از طریق اون با یکی از استادای اونجا آشنا میشه و توی یکسالی که میخواد دوباره اپلای کنه مقاله پایان نامه اشو میفرسته یه ژورنال خوب و یه مقاله دیگه با این استادی که توی سن دیگو پیدا کرده بوده رو شروع میکنه. اون کار رو هم توی همین یکسال به یه جای خوبی میرسونه و آماده ارسال برای یه ژورنال تاپ دیگه میکنه. من قبلا توی خاطراتم نوشته بودم که رفتم شیراز و با همدیگه در این مورد صحبت کردیم. البته من مقاله تزشو خوندم واقعا خوب کار کرده بود. این مقاله هم که با استاد سن دیگو کار کرده بود مطمئنم که چیز خیلی تاپی بوده که اینطوری بهش فلوشیپ دادن. کارش درست بود و لیاقتشو داشت. یکسال همه وقت و زندگیشو گذاشته بود روی این مقاله. حتی کار فول تایمشو کنسل کرده بود و فقط روی همین کار میکرد (البته شرایط مالی خانواده اش هم خوب بود که بتونه سر کار نره) اینم بگم که میدونم بره اونجا خیلی سختی باید بکشه که دکتراشو بگیره اما آینده اش تضمینه.


پارسال که خودم دانشگاه های تاپ رو قبول نشدم فکر کردم شاید یه مشکلی از مدارکم باشه اما امسال که این دوستم قبول شد دیگه فهمیدم که هیچ مشکلی از مدارک نبوده و برای دکترا همون استاد پیدا کردن و کانکشن داشتنه که حرف اول رو هنوز میزنه. البته خیلی خوشحالم که قبول نشدم چون حوصله درس خوندن اونطوری رو اصلا نداشتم. الان نه درس هام سخت هستن و نه ریسرچی که برای دکترا میخوام روش کار کنم. مهم اینه که این سالها رو تموم کنم و در کنارش تجربیاتی که میخوام رو کسب کنم. کار من استاد دانشگاهی نبود که بخوام برم سن دیگو.