زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

مجموعه نصیحت برای دکترا, پیدا کردن کار, ارائه, یادگیری انگلیسی

نصیحتیکی از راه های بسیار بسیار موثر برای ارتقای توانمندی های یک نفر استفاده از توصیه ها و نصیحت های کسانی است که راه پیموده اند.

امروز یه لینک معرفی میکنم که یک مجموعه نصیحت کامل برای همه کسانی هست که یا میخوان دکترا بخونن, یا تزشونو دفاع کنن, یا اینکه ارائه دارند, یا میخوان مقاله بنویسن, یا اینکه میخوان استاد دانشگاه بشن و یا حتی میخوان انگلیسیشونو بهبود بدن.


Advice Collection

http://people.engr.ncsu.edu/txie/advice.htm

(Maintained by Tao Xie and Yuan Xie)


خواندن مطالب این سایت رو جدا پیشنهاد میکنم. (چند تا مطلب هم قبلا در همین زمینه گذاشته بودم برای اونایی که میخوان دکترا بخونن)

اگر از اینجا کاملتر پیدا کردید بیایید بهتون جایزه بدم! (نه اینکه نامردی کنید اینا رو کپی کنید و 2 تا بهش اضافه کنیدا!)

معرفی موسسه راهیان آبی دانشگاه (راد)

راهیان آبی دانشگاهموسسه راهیان آبی دانشگاه موسسه ای مجاز و مورد تایید وزارت علوم است که برای تحصیل در استرالیا و نیوزلند پذیرش میگیره. این موسسه نماینده رسمی بعضی از دانشگاه ها هست و برای همین برای بعضی ها مثل دانشگاه سیدنی و دانشگاه ملبورن پول نمیگیره. دیروز هم یه جلسه ای داشتن توی هتل هما که منم یه سر رفتم.
برای مشاوره 10 هزار تومن میگیرن و برای اپلای چند تا دانشگاه 250 هزار تومن و برای ویزا 250 هزار تومن. برای بورسیه 1 میلیون تومن و برای استاد و پروپوزال هم 1 میلیون تومن. اگرچه قیمت هاشون نسبت به بقیه پایینتر هست اما من یکی که ترجیح میدم خودم همه کارها رو انجام بدم. استرالیا هم مثل امریکا نیست که بشه بدون تماس با استاد همینطوری به خود دپارتمان اپلای کرد. بنابراین نمیشه تعداد زیادی اپلای کرد که به صرفه هست خودم بفرستم. برای نیوزلند هم که هزینه دانشگاه نداره به طور اتوماتیک پول بورسیه رو میگیرن! گفتم چرا؟ گفتن همینطوری!
دیروز مسئولش رو دیدم و گفتم که شاید بخوام برای کار برم استرالیا میتونم تحصیلی هم اقدام کنم یه دفعه انگار یه جوری که میخوام جنایتی مرتکب بشم گفت نه ما اقدام نمیکنیم! ما فقط برای کسانی اقدام میکنیم که واقعا بخوان درس بخونن. پیش خودم گفتم ای بابا اینا مثلا تحصیل کرده هامون هستن و اینطوری برخورد میکنن! باید بری دروغ بگی که بله من میخوام چنین و چنان کنم تا افتخار حرف زدن بهت بدن. حالا یکی بره راستش رو بگه من شاید نخواستم درسم رو تموم کنم و... انگار مچ دزد و قاتل گرفتن. واقعا کاشکی میشد یه فکری به حال فرهنگ جامعه امون کرد. حالا چه فرقی به حال این میکرد من شاید چکار کنم رو دیگه نمیدونم!
چون خوشم نیومد ازشون لینکشونو نمیذارم اما مطلب رو گذاشتم گفتم شاید به درد بعضی ها بخوره.

ویزای 476 استرالیا برای دانشجویان مهندسی دانشگاه تهرانو امیرکبیر

یکی از ویزاهای استرالیا که بچه های مهندسی دانشگاه های تهران و امیرکبیر (فعلا فقط همین 2 تا دانشگاه) میتونن بگیرن ویزای 476 هست که نیاز به مدارک خاصی نداره. این ویزا برای فراهم کردن امکان بازدید و زندگی موقت (چه تحصیلی و چه کاری) را در استرالیا هست. به صورت موقت صادر میشه و 18 ماهه هست و میشه باهاش هم کار کرد و هم تحصیل. نسبتا هم جدیده (از سال 2007 به این طرف). شرایطش هم در سایتش آمده است.
http://www.immi.gov.au/skilled/general-skilled-migration/476/

فقط 2 سال نباید از تاریخ فارغ التحصیلی گذشته باشه و مدرک آیلتس هم میخوان. بقیه مدارک مانند گواهی فارغ التحصیلی و سلامت و... رو اکثرا همه بچه ها میتونن تهیه کنن. یه راه هم قبل از اپلای اینه که با این ویزا برید استرالیا و دانشگاه ها رو از نزدیک ببینید و اگر خواستید همونجا اپلای کنید و یا اینکه یه مدت کار کنید و پول جمع کنید و با اون ادامه تحصیل بدید. زندگی در کشور استرالیا رو هم تجربه میتونید کنید و اگر خوشتون آمد میتونید همزمان درخواست اقامت دائمتون رو هم بدید. زمانی رو هم که با این ویزا توی خاک استرالیا باشید جزو چهار سال زمان پاسپورت حساب میکنن. از اون بهتر اینکه اگر اونجا کار هم پیدا کنید به راحتی میتونید دوباره هم تمدیدش کنید و تا اون موقع اقامت دائم رو هم پیگیری کنید. اینم یه جور راه مهاجرته که میتونه برای تحصیل هم استفاده بشه. حدود 250 دلار هزینه اپلایش هست و حدود 200 دلار هم لادج میگیرن. کلا ارزونه.

فقط اونایی که مثل من مشکل نظام وظیفه داشته باشن باز گیر دارند که از کشور خارج بشن. اونو دیگه نمیدونم چطوری بشه شاید اگر یه پذیرش از استرالیا بگیرید و وثیقه بذارید بشه خارج شد اما خب با این ویزا یه جورایی ریسک هست که بخواهید درستون رو ادامه بدید چونکه امکان داره که نتونید به موقع تبدیلش کنید به ویزای دانشجویی.

این روزا دلم گرفته که هیچ پستی نمینویسم

پایان نامه ام که هنوز تموم نشده یعنی الان یه 15 روزی میشه که حوصله نداشتم روش کار کنم. خسته ام کرده. از اون بدتر فکر کسانی هستند که زندانی شدند. دیشب دیگه سر نماز شب طاقتم تموم شد و کلی گریه کردم و گفتم خدایا پس کی اینا رو آزاد میکنی؟

اینقدر دلم شکسته که حوصله هیچ کاری رو ندارم. گفتم بیام یه سر به وبلاگم بزنم.

سرعت اینترنت به شدت کند شده و هیچ کاری نمیتونم کنم. بعضا صفحه هایی رو باز میکنم و میخونم تا این کندی سرعت اذیتم نکنه.

انتظار برای پذیرش, پایان نامه, تجارت, فردا

این روزا اصلا دست و دلم نمیره برای هیچ کاری. دل توی دلم نیست برای فردا. طبق معمول این چند مدت شبها خوب نمیخوابم و روزها گیجم. یه کمی کارهای شرکت عقب مونده اند که گفتم این یکی دو روز انجام بدم.

این روزا به این فکر میکنم که برای آینده ام چکار کنم. یه موقعیت هایی هست که توی زندگی تصمیمات آدم خیلی روی آینده اش تاثیر میذاره. میتونم اینجا بمونم و ازدواج کنم. میتونم برای تحصیل برم امریکا. میتونم برم سربازی, توی مدتی که سربازی هستم یه فکری کنم. نمیدونم یه جورایی گیر افتادم چکار کنم. خیلی بده اینطوری. بعضی دوستام رفتن استرالیا, بعضی ها هم دارن میرن. استرالیا سیدنی اش بد نیست. 

گیر همه چی این سربازیه. اگر این مشکل رو نداشتم میتونستم بهتر تصمیم بگیرم. چیزی که مشخصه اینه که اگر بخوام دو سال برم سربازی خیلی موقعیت های خوب زندگیمو از دست میدم. مثلا شاید دیگه به صرفه نباشه که بخوام دکترا بخونم. آخه 30 سالم میشه. تا 35 بخوام دکترا بخونم که خیلی ستمه. سربازی هم اگر نخوام برم یا باید پذیرش دانشگاه خارج بگیرم و برم. یا اینکه باید برم دنبال معافیتی چیزی.

راستش رو بخواهید تصمیم قطعی برای مهاجرت ندارم. اگر داشتم بدون شک هر طوری بود سربازی رو معافیت میگرفتم یا یه دانشگاه به درد نخور خارج اقدام میکردم.

نتایج پذیرش هم که هنوز نیومده و حالا حالاها نمیاد خودش یه آدمو توی بلاتکلیفی میذاره. نمیدونم امسال قبول میشم یا نه. اگر قبول میشم بهم فاند میدن یا نه. اگر چند تا قبول شدم کدوم رو باید برم؟ بهتر نیست یه سال صبر کنم بعد برم یه دانشگاه با رنک خیلی بالا مثل UCLA؟  اگر صبر کنم اینجا چکار کنم؟

انتظارخیلی خیلی ذهنم مشغول این چیزا میشه و خسته میشم. حتی شب ها هم خوب نمیخوابم و همش ذهنم درگیره. یه فکر دیگه هم دارم و اون اینکه چطوری میتونم یه تجارتی راه بندازم که یه پولی گیرم بیاد. با این وضع خراب مالی که نه میتونم ازدواج کنم نه میتونم برم خارج از کشور برای تحصیل و ... اگر حداقل میشد یه 150 میلیونی جور کنم که خیلی خوب میشد. میتونستم دکترا هر جا خواستم برم. حتی ذهنم درگیره این هم میشه که چه جور بزینسی میتونم راه بندازم که اینطور درآمدی کسب کنم؟ 

یه طرف دیگه هم پایان نامه هست و دفاع و مقاله! که کاشکی زودتر دفاع میکردم که این بار حداقل برداشته بشه.

انتظار جواب دانشگاه ها برای پذیرش, انتظار تموم شدن پایان نامه ام و دفاع و مقاله هاش. انتظار مشخص شدن تکلیفم برای فردا و آینده.

این چند روز هم که همش فکر فردا هستم که چی میشه. فردا روز بسیار بزرگی است. انتظار اینطوری دیگه نکشیده بودم.