زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

چکار میکنی وودی برو عروستو بدزد

امروز توی دانشگاه داشتم فکر میکردم که آخه وودی داری اینجا چکار میکنی. وقتی اونجا بودی خب نمیشد بری اما الان چی. مگه چقدر باهاش فاصله داری. برو دنبالش خب. این همه راه آمدی میخوای ولش کنی دستی دستی از دست بره؟ از اینجا که دیگه راهی نیست. بزن به راه برو. اصلا مگه نه اینکه قدیما یه دختری رو میخواستن میرفتن میدزدیدن. خب فقط یه اسب لازم هست. (نگاه به اینور و اونور) اصلا این بوزای گور به گور شده کدوم گوری رفته؟ از وقتی آمدم ندیدمش. پیاده هم که نمیتونم این همه راه برم.  

 

 

دیگه آخر هفته است و چند رو تعطیله. مگه یه بلیت هواپیما چند میشه؟ فوقش 100 دلار نه 500 دلار. خب برو دیگه. اما یه چیزی نذاشت که برم. اینکه دیگه شاید اون اونی که میخوام نیست. :(

نظرات 12 + ارسال نظر
H شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 11:15 ق.ظ

هی وای من

طرفدار وبلاگ شما شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 06:30 ب.ظ

وای اگه تیلور خانوم بدونه می خوای با این بری سراغش خودش رو یا شما رو (خدای ناکرده ) می کشه!!!
شادو پیروز باشید

امین شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 06:36 ب.ظ

ببخشید نمی دونم منظورت از عروست ،همون خانم تیلور باشه ولی می خواستم بگم این نتیجه تمام خیالپردازی های شماودلبستگیهای واهی خودتون نسبت به اون طرفه .فراموش نکن تو همیشه یک ایرانی هستی ویک پسره مسلمون وهرجای دنیا هم که باشی باید به مقدساتت پایبند باشی .......

به جز عشق هیچی برای من مقدس نیست
برای من "باید" وجود نداره

محبوب شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 07:16 ب.ظ

س شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 10:00 ب.ظ

آفرین

؟ شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 10:38 ب.ظ

نمیدونم چرا هر کی مثنوی رو میخونه قاطی میکنه همه چیزو با هم
حالا خوبه بازم وودی یه نمازکی میخونه اونا که نمازم میذارن کنار
و میگن فقط عشق

ااااااااااا این چه حرفیه. اونایی که نمازو میذارن کنار چه مثنوی میخوندن و چه نه میذاشتن. ربطی نداره. وگرنه خود مولوی هم نماز میخونده.

مجید شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 11:05 ب.ظ

تیلور حق مسلم توست

ساسان شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 11:47 ب.ظ http://SAROS7.BLOGFA.COM

این عشق تیلور با داش وودی ما چه کرده....
همینمون مونده وودی با اسب از دالاس بره پی تیلور....!!!!
ای خدا خودت بر دل زخم خورده وودی مرهمی بذار..............!!

مجید شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 11:56 ب.ظ

آدم های مثل امین حتی میخوان توی اون سر دنیا هم حق خیالپردازی رو از انسانها بگیرنحتی تو افکار بقیه هم دخالت می کنن وودی خوشبحالت که رفتی و ازدست اینها راحت شدی

فاطمه یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 07:15 ق.ظ http://www.withstars.com

من هم کاملا موافقم میتونی با همین بوزا بری دنبالش. مطمئن باش تیلور هم منتظرته . عروسی هم باید ما رو دعوت کنی شاید بتونیم بیائیم.

نوید یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:53 ق.ظ

اینجاست که شاعر از زبان عاشق به معشوق میگه:
من نمازم تو رو هر روز دیدنه .........

آقا نوید اون "نیازم" هست نه "نمازم" :)

نوید یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 04:18 ب.ظ

اول نماز بود بعد به زور نیازش کردن.

شاید باید از خود شاعر پرسید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد