امروز از صبح رفتم دانشگاه. هوای بسیار بسیار زیبایی بود و بعضی وقتا یه برفی می آمد که باد اونو با سرعت به یک طرف می برد. به یکی از استادام که هنوز ریکامشو پر نکرده بود گفتم که چرا ایمیلتونو چک نمیکنید و جواب نمیدید. گفت نمیشه. همینطوری که داشت صفحه کامپیوترش رو می آورد ازم پرسید: چرا استرالیا اقدام نکردی. گفتم به خدا ریکام ها برام یه کابوس شده. هر بار میخوام یه جایی اپلیکیشن پر کنم فکر میکنم که تا یک ماه مدام باید ایمیل بزنم که شما برسید و برام پر کنید. گفت بیا ببین و بعد جلوی من سعی کرد که ایمیلشو باز کنه و اون لینک کذایی ریکامندیشن رو پر کنه. بعد از صد بار هی رفرش کردن, آخرشم نشد. خلاصه یک ربع طول کشید حتی نشد اون ایمیل رو باز کنیم چه برسه به لینک داخلش. ایمیل دانشگاه رو از داخل خود دانشگاه نمیشد باز کرد, جدا شگفت انگیز بود. بعد گفت من واقعا خسته شدم. اصلا مریض شدم. روزی چند ساعت وقتم تلف میشه و حرص میخورم. منم خیلی خجالت کشیدم, چکار میتونستم کنم. تا شب توی دانشگاه موندم تا چند تا استاد دیگه رو پیدا کنم و بهشون ایمیل بزنم.
شب که برگشتم خونه مامانم گفت برگ سبزت آمده! تعجب کردم چون تازه دوشنبه فرستاده بودم. برای داداشم 9 روز طول کشیده بود. از دوشنبه تا حالا میشه 4 روز کاری اگر امروزم حساب کنیم.

اما کمی بعد فهمیدم که چیزای شگفت انگیزتری هم وجود داره. اینکه 90 روز اضافه خدمت برام زدن. یعنی غیبت هم زدن. از اون بدتر اینکه زده سابقه تغییر در تاریخ اعزام: 1 بار تمدید. این یعنی دیگه اجازه ندارم تاریخ اعزامم رو هم دیگه تغییر بدم چون یه بار تمدیدش کردم! حالا کی خدا میدونه. چند سال پیش که مستقیم دانشگاه قبول شدم و تازه چند وقت دنبال برگ سبز دویدم که به دانشگاه بدم. الانم که هنوز 5 روز نشده دفترچه فرستادم چطوری 1 بارم تمدید کردم؟! با اجازه همگی تاریخ اعزامم هم خورده 1 اردیبهشت.
خودتون روی عکس ببینید: تاریخ صدور برگه: 1390/12/09 , تاریخ ورود به غیبت: 1390/12/13
این برگه = نمیتونی بری وزارت علوم. 45 روز دیگه هم باید بری سربازی. سه ماه هم اضافه خدمت میخوری. غیبت هم داری غلط میکنی بخوای بری خارج درس بخونی.
ما که نمیدونیم اما کدوم برنامه کامپیوتریه که به طور رندوم بیاد برای کسانی که آخرین روزای فرجه 6 ماهشون اقدام میکنن تاریخ اعزامشونو کمتر از 2 ماه بزنه و براشون غیبت هم بزنه و یه بارم تمدید برای تاریخ اعزامشون؟ یعنی برنامه ای که اینا دارن واقعا نمیتونه 2 تا تاریخ رو از هم درست کم کنه و بفهمه 6 ماه شده یا نه؟ چنین چیزی ممکنه, یا همون بیماری مردم آزاری که قبلا صحبت کردم در کامپیوترهاشون هم در جریانه؟
خب کار فردام هم درآمد و باید از صبح برم نظام کثیفه تا این برگه رو درست کنم. امروز که سر کار نرفتم. فردا هم احتمالا نتونم حداقل تا ظهر برم. شرکت هم برای وام گفت معلوم نیست دیگه کی بدیم. از فاند هیچ دانشگاهی خبری نیست. از پذیرش بقیه دانشگاه ها خبری نیست. پذیرش هیچ جای دیگه ای هم نمیتونم تا 1 اردیبهشت بگیرم. خدا بخیر کنه.
امروز توی یه سایت خوندم که میشه آفر دانشگاه رو قبول نکرد و همچنان I-20 رو گرفت. این برام خیلی عجیب بود چون تا حالا از هر کسی که شنیده بودم این بود که I-20 رو باید بعد از قبول کردن آفر دانشگاه بگیرید, آخه اینو میدی به سفارت.
حالا با دانشگاه ها مکاتبه کردم که بپرسم میتونم بگیرم یا نه. اگر بشه دیگه نیازی نیست از جای دیگه ای دنبال پذیرش باشم یا برم دنبال سفر زیارتی. هر چند که جور کردن اون 40 میلیون دم عیدی خیلی مشکله.
امروز بعد از مدت ها یه سری به صفحه تیلور زدم. دیدم یه پیام برای یه پسری به اسم Kevin گذاشته
Kevin, I'm so sorry but I won't be able to make it to your prom. But I was wondering, the ACM Awards are coming up.. Would you be my date?
Love, Taylor
نمیدونم برای date رو فارسی چی میشه ترجمه کرد. شاید نامزدی نزدیکترین باشه.
Kevin یه پسر 18 ساله است که چند وقت پیش اینو از تیلور خواسته بود و یه عده ای هم حمایت کرده بودن. چون Kevin سرطان داره شاید کسی ندونه چقدر زنده میمونه.
همیشه فکر میکردم که اگر یه روزی بشنوم که تیلور نامزد کرده خیلی ناراحت بشم اما امروز واقعا خوشحال شدم. خوشحالم از اینکه هنوز توی دنیا کسانی هستن که معنای عشق رو میفهمن و به دیگران هم نشون میدن.

خیلی خوشحال شدم پرنسس من. به امید خدا چند ماه دیگه میایم امریکا.
دیشب تا ساعت 9 توی شرکت کار میکردم. شب هم تا 11 نخوابیده بودم این بود که صبح خیلی سخت از خواب بیدار شدم. تقریبا ساعت 6 بار زنگ زد تا ساعت 7 و ربع بالاخره بیدار شدم. سریع راه افتادم برای وزارت علوم. طبق معمول توی راه پادکست هامو گوش دادم. منتهی امروز خیلی خیلی خسته بودم. آدرس رو قبلا رفته بودم اما پیاده اون مسیر رو گم کردم. اینقدر توی کوچه پس کوچه های اونجا گم شدم تا بالاخره پیداش کردم. رسیدم ساعت حدود 9 و نیم شده بود. رفتم طبقه سوم. برای اعزام با هزینه شخصی زده بود اتاق 312. دو دور دور اونجا زدم تا اینکه متوجه شدم اصلا همچین اتاقی وجود خارجی نداره. اونجا یه خانم کارشناس بهم گفت که همون پایین باید نوبت بگیری. بعد نظرم به یه نوشته روی در یه اتاق جلب شد که نوشته بود برای اعزام با هزینه شخصی طبقه همکف مراجعه کنند.

برگشتم طبقه همکف. وحشتناک شلوغ بود. پرسیدم, گفتن باید اسمتو بذاریم توی نوبت. نوبت 80 تازه رفته بود و لیست اول 150 تایی رو بسته بودند. بعد لیست دوم هم بیشتر از 50 نفر اسم داشت. یعنی حداقل 200 نفر که فقط 80 نفر رفته بودند. دیدم تا ظهر هم نوبتم نمیشه. این شد که برگشتم بالا تا مسئولی چیزی پیدا کنم. بعد از گذشتن از 3 تا اتاق خانمی توی اتاق 325 گفت که شما همون پایین بگو کار نظام وظیفه ای دارم بدون نوبت میذارن بری داخل, اونایی که اونجا هستند برای ارز ایستادن! آمدم پایین و بعد از مدتی رفتم داخل. ایستادم تا سئوال های افرادی که جلوی من بودند تموم شد. بعد مشکل رو دوباره برای اون آقا اونجا توضیح دادم.
مجموع حرف هایی که زدیم این بود که پاسپورت به ما (وزارت علوم) ربطی نداره. ما برای امریکا I-20 میخوایم و برامون هم مهم نیست شما چطوری میخوای بگیری یا نگیری. هیچ راهی هم نداره بدون اون پرونده تشکیل بدیم. بعد پیشنهاد داد برم از مالزی یا جای دیگه پذیرش بگیرم و با اون پرونده تشکیل بدم و بعد که I-20 از امریکا گرفتم بیام و عوض کنم.
دیدم کاری نمیشه کرد و راه افتادم برم سر کارم. یک صبح تا ظهرم از بین رفت تا متوجه بشم که هیچ راهی نداره حتی اگر 5 تا پذیرش داشته باشی و تافلت هم 100 باشه و جی آر ایت هم 1200 و طرف مطمئن هم باشه که میخوای بری. جالبه که یه نامه پذیرش کاغذی بی معنی از مالزی رو همونطوری قبول میکنن اما برای امریکا با اون همه دردسر فرم I-20 میخوان.
من اشتباه کردم که برای کشورهای دیگه زودتر اقدام نکردم. از امروز باید بررسی کنم و یه دانشگاهی پیدا کنم که زود بهم پذیرش بده بتونم حداقل پاسپورتم رو اینور سال براش اقدام کنم. برای کسانی که میخوان در آینده برای امریکا اقدام کنن و پاسپورت هم ندارن شاید بهترین کار باشه که از قبل یه پذیرش از یه کشور دیگه تهیه کنن که تا قبل از اینکه I-20 بگیرن بتونن پاسپورتشونو تهیه کنن. البته میشه سفر زیارتی هم جور کرد اما اگر از طرف وزارت علوم باشه کلی از مراحل طی میشه و آدم کمتر عقب میفته. (امیدوارم. حالا من برم ببینم چطوری بشه)
کماکان هیچ استاد محترمی به ایمیل هام جواب نداده. کماکان از پذیرش دانشگاه های دیگه خبری نیست. کلا وضعیت از هفته پیش تا حالا فرق چندانی نکرده, به جز اینکه به خاطر اون واکسنه بدنم ضعیف شده و شدیدا مریض شدم.
دیروز صبح اول وقت رفتم درمانگاه. همونی که نزدیک میدون سپاه هست و عکسش توی پست قبلیه. فقط روزهای دوشنبه ساعت 8 صبح واکسن میزنن. واکسن رو زدم. موقع واکسن زدن به دکتره گفتم سه سال پیش هم زدم, الانم باید بزنم دوباره چهار سال دیگه هم باید بزنم. دیدم داره خیلی با تعجب نگاه میکنه. چیزی نگفتم.
بعد رفتم نظام وظیفه. اون سیستم نوبت دهی و ... رو برداشته بودن. توی صف ایستادم تا نوبتم شد. بعد از مسئولش پرسیدم که بالاخره این واکسن قبل از فرستادن دفترچه الزامیه یا نه. طرف که انگار گیج میزد یه برگه بهم داد روش آدرس سایت police.ir رو نوشته بود و شماره تلفن گویا سازمان و شماره اس ام اس. گفت از اینجا پیدا کن. فکرشو کنید این همه راه من رفتم اونجا توی صف وایسادم تا یه مسئولی که وظیفه اش پاسخگویی به مراجعینه جواب بده بعد طرف اینطوری جواب میده. با خودم فکر کردم همون بهتر که رفتم واکسنمو زدم.
سریع خودمو رسوندم پلیس 10+ نزدیک خونه. اونجا هم یه مدتی علاف بودم تا بالاخره ثبت شد. خدا رو شکر گیر دیگه ای نداشت. پول هایی که دادم به جز کرایه (تومان):
1050 پول دفترچه
1000 کپی برابر اصل نامه نظام وظیفه (فارغ التحصیلی)
800 کپی شناسنامه و کارت ملی
4000 پول دکتر
3000 پول عکس (البته همش استفاده نشد)
8000 پول ارسال دفترچه در پلیس 10+
خنده داره اینه که یه نفر میخواد بره خدمت کنه باید این همه پول هم بده به دولت! هر چی بود که تموم شد. فقط درد حماقت مسئولین کشورم رو توی دو تا بازوهای دستم حس میکنم.