با خانواده ام هم این دو روز هیچ حرفی نزدم که نگران نشن. مامانم یه چند بار پیگیر شد که جواب آزمایشت چی شد, اما من بهش جوابی ندادم. چند بار هم پرسید که چه ساعتی وقت دندانپزشکی داری و من گفتم که معلوم نیست! قرار شده بهم زنگ بزنه. ولی وقت رو همون پنجشنبه کنسل کرده بودم.
شب, قبل از خواب داشتم فکر میکردم که خب اگر سل داشته باشم چی میشه؟ احتمالا باید برم وزارت علوم و بگم من نمیتونم برم, بعد بشینم GRE بخونم برای سال بعد دوباره اپلای کنم. تازه سال بعد میتونم برم لس آنجلس یه هر جای بهتری. این مدت هم برم دنبال کارهای سربازیم و شاید بتونم روی همین معافیت بگیرم. شاید اونقدرها هم بد نشه! اصلا چطوری ممکنه سل گرفته باشم؟ توی دندانپزشکی؟ توی آنکارا؟ من که اصلا سرفه هم نمیکنم! بعد از سحر هم همین فکر ها رو داشتم ادامه میدادم.
صبح زود رفتم همون بیمارستانی که اون روز رفته بود. بعد از نیم ساعت توی صف بودن یه نوبت بهم داد برای اورولوژی. نفر 127م شده بودم. رفتم طبقه سوم و گفتم خانم من عکس ریه گرفتم برای تشخیص سل, فکر نمیکنم ربطی به اورولوژی داشته باشه. گفت آره, اشتباه بهتون نوبت دادن. برو برای متخصص عفونی بگیر. اون طرف ساختمان هم هست. توی دلم گفتم خدا رو شکر, کی این 128 نفر قرار بود ویزیت بشن خدا میدونه. سالن هم کیپ تا کیپ پر بود. خدا رو شکر بیماری کلیوی نداشتم. چقدر مردم اینجا بیماری کلیه دارن.
دوباره برگشتم و نوبتم رو عوض کردم. این بار نوبت 27 شدم. همین 27 نفر نزدیک یک ساعت و نیم طول کشید. توی این مدت خودم رو آماده میکردم که اگر گفت مشکلی توی عکس هست پس نیفتم! ساعت 10:30 نوبتم شد. دکترش یه خانم جوانی بود و رفتارش هم کاملا معمولی بود. موضوع رو بهش توضیح دادم. عکس رو به لامپ کنار دستش چسبوند و یه نگاهی عاقل اندر سفیه به عکسم کرد و یه سری سئوال پرسید .
پرسید: (با تعجب) کدوم دانشگاهه که آزمایش سل میخواد؟
گفتم: یه دانشگاه امریکا
سرش رو تکون داد به علامت اینکه فهمیدم. و بعد پرسید: خب تا ما نظر قطعی ندیم که بهت پذیرش نمیدن؟ درسته؟
گفتم: نه من پذیرش گرفتم, دیگه دارم میرم!
پرسید: با کسی که سل داره در تماس نبودی؟
گفتم: نه.
پرسید: سرفه نمیکنی؟ خلط نداری؟
گفتم: نه.
گفت: یه آزمایش خلط میخوام برات بنویسم....
حرفشو قطع کردم و گفتم خانم دکتر اگر توی عکس مشکلی نمیبینید, ممنون میشم که دیگه آزمایش اضافه تری ننویسید, یه سری آزمایش چکاپ هم پریروز دادم که جوابش سه شنبه میاد.
یه نگاهی به آزمایش ها کرد و گفت: خب پس آزمایش ESR هم که دادی خوبه. اگر توی این آزمایش چیزی نشون نده مشکلی نیست اما باید تا سه شنبه صبر کنی ولی بذارید از خانم دکتر هم بپرسم.
بعد رفع اتاق بغلی که یه دکتر متخصص دیگه نشسته بود و با اون هم مشورت کرد.
وقتی برگشت گفت: من برات یه برگه مینویسم که اگر این آزمایش ESR ات مشکلی نداشت, مشکلی نداری. ولی اگر آزمایشت نرمال نبود باید بیایی دنبال بقیه کارها فقط برو وقتت رو از ویزیت تغییر بده به مشاوره.
گفتم: باشه. سریع رفتم پایین و وقتم رو عوض کردم. توی سالن پایین دو تا دختر خیلی خوشکل هم داشتن بازی میکردن. وقت رو که عوض کردم برگشتم و اونم برام یه برگه نوشت که اگر آزمایش ESR چیزی رو نشون نداده باشه, از نظر عفونی مشکلی نداره.
(امشب عکسشو میذارم! الان دوربینم همراهم نیست.)
برگه رو گرفتم و از بیمارستان آمدم بیرون. داشتم فکر میکردم که ای بابا بازم باید تا سه شنبه صبر کنم. آخه چطور ممکنه که من سل گرفته باشم؟ به نظر خودم که نباید هیچ مشکلی داشته باشم. اما اگر هم بود, هیچ نگرانی و ناراحتی ای ندارم! شاید قسمت چنین باشد.
دیروز کلی توی وبلاگم نظر گذاشته بودن و ابراز محبت کرده بودن اما راستش من بیشتر تعجب کردم, چون خودم خیلی راحت تر با این موضوع کنار آمدم. در بدترین حالت که سل داشته باشم (که فکر نمیکنم) سال بعد دوباره اپلای میکنم. اینبار GRE=1400 میگیرم! البته دیروز و پریروز کلی پست میخواستم بذارم که چون داداش از ایتالیا آمده بود, نشد و خواستم یه کم با داداشم باشم.
بعد از یک هفته هر روز توی دکتر برای آزمایشات و عصب کشی دندونام و دردهای شبانه و سحری نخوردن برای آزمایش خون و..., امروز صبح رفتم جواب آزمایش سل رو پریروز داده بودم و برای دانشگاه لازم داشتم رو بگیرم. دکتری که اونجا نشسته بود گفت آستینتو بزن بالا. بعد از اینکه بر انداز کرد و خط کش آورد و نگاه کرد,
گفت: جواب تستت مثبته!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: احتمالا سل داری! بچه بودی واکسن سل نزدی؟
گفتم: نمیدونم. ولی همه واکسن هایی رو که بقیه زدن قاعدتا منم زدم.
گفت: توی فامیل کسی سل نداشته؟
گفتم: نه.
گفت: برای چی آمدی آزمایش بدی؟
گفتم: برای دانشگاه خارج از کشور, این آزمایش رو لازم داشتن.
گفت پس صبر کن خانم دکتر هم بیاد نظر بده.
تا خانم دکتر بیاد یه نفر تکنسین دیگه هم آمد, اونم خط کش گذاشت و گفت سفت هم شده, بله به نظر منم مثبته. بعد تماس گرفت خانم دکتر که ظاهرا مسئول آزمایشگاه بود آمد.
اونم بعد از کلی خودکاری کردن و خط کش گذاشتن گفت, متاسفانه جواب آزمایشتون مثبته. من براتون جواب رو میدم, ببر همون دکتری که برات نوشته برای معاینه دقیقتر. بعد یه برگه جواب آزمایش رو برام پرینت کرد و داد دستم.
سریع رفتم همون دکتری که پریروز بودم و یه نگاهی کرد. توی صف انتظار که بودم با خودم فکر میکردم وای خدا نشد یه کار ما مثل بچه آدم پیش بره. همه میرن جواب آزمایش میگیرن و راحت میفرستن و حالا من بیچاره... وای اگر سل داشته باشم چی؟ اصلا چطوری منتقل میشه؟ نکنه اون روز که رفتم جرمگیری کرد از لثه ام خون آمد, اون روز سل گرفته باشم؟ اصلا نکنه مدت هاست که سل دارم و خبر نداشتم. سه هفته دیگه میخوام برم و هنوز مدارکم هم تکمیل نشده. وای نکنه به دانشگاه هم نرسم و همه زحمات این دو ساله به باد بره.
نوبتم که شد, دکتر گفت من نمیتونم نظر بدم, باید حتما متخصص عفونی نظر بده. ولی برات یه عکس از ریه ات می نویسم, صبح شنبه ببر پیش متخصص نشون بده. رفتم عکسم رو گرفتم و چند دقیقه ای به عکس خیره شدم. توش پر از نقاط سفید و مشکی بود. نمیدونم این نقاط مشکی عفونت باشه, یا نقاط سفید عفونت باشه, یا اصلا طبیعی باشه! حالا باید تا شنبه صبر کنم ببینم چی میشه. نوبت دندانپزشکی صبح شنبه امو هم تماس گرفتم و کنسل کردم, با خودم فکر کردم که این کار واجبتره.
دیشب همینطوری که داشتم میگشتم که یه کتاب مثنوی پیدا کنم که رفتم امریکا برسم بخونم, به سایت http://ganjoor.net رسیدم. توی این سایت شعرهای کلاسیک ادبیات ایران رو میشه آنلاین خوند. نرم افزار هم برای دانلود کردن داره که بشه همه اشعار رو روی کامپیوتر شخصی هم خوند. دستشون درد نکنه.
یه سری کتاب های انگلیسی بسیار قشنگ هست که چون زمان کپی رایتشون توی امریکا گذشته میشه رایگان ازشون استفاده کرد. سایت Project Gutenberg بسیاری از این کتاب ها رو برای دانلود به فرمت های مختلف از جمله صوتی و نوشتاری قرار داده.
من خودم میخوام چند تا رمان کلاسیک رو دانلود کنم و برای اوقات فراغت (اگر چیزی بمونه) تقویت زبان ازشون استفاده کنم.
چند تا جمله میارم از مقاله ای در روزنامه سرمایه شماره 258 - 4/6/85 - صفحه 15
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1184803
واقعا چرا ما اینقدر دندان هامون خرابه؟ چند تا احتمال می دم:
فکر میکنم باید یه فکری به حال این اوضاع دندانها کرد. وقتی توی شرکت در مورد وضع دندانهام صحبت کردم حتی یک نفر هم نبود که یه دندان خراب نشده داشته باشه. چرا؟ من خیلی ناراحتم که با وجود این همه مراقبت از دندانهام بازم این همه دندان خراب دارم.