زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

حس غریب انتظار برای رسیدن به غربت

این روزا شدیدا به هم ریخته ام. واقعا خودمم نمیدونم دارم چکار میکنم. در واقع دیگه حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم که فاند بگیرم و برای همین کلیه برنامه ریزی هایی که کرده بودم برای این بود که چطوری بدون فاند اونجا بتونم زندگی کنم یا اینکه اقدام کنم برای استرالیا و ... اینقدر قضیه پول برام مهم شده بود که اصلا به چیزای دیگه فکر نمیکردم. حالا یکدفعه حس میکنم یک شوک بزرگ بهم وارد شده و هنوزم گیجم که چکار میخوام کنم. بعد تا توی این شک بودم رفتم برای سفارت و حالا منتظرم. یه وقتایی فکر میکنم اگر ویزام نیاد چی؟ یه وقتایی هم فکر میکنم اگر بیاد چی؟

این روزا یک حس بسیار غریبی دارم که میتونم اسمشو بذارم انتظار برای رسیدن به غربت. شاید باید به جاش خوشحال باشم اما نیستم. توصیفش خیلی سخته.

از نظر شرایط پذیرش به کدام اولویت رسیدم؟

برای من مهمترین اولویت ها داشتن فاند, بودن توی کشور انگلیسی زبان, و زندگی توی یک شهر بزرگ مهمترین فاکتورها بودن. در واقع اگر از همه فاکتورهای پذیرش چند تا مهم رو جدا کنم میشه شرایط پذیرش رو به صورت لیست زیر بنویسم:

1- پذیرش با فاند از یک دانشگاه تاپ امریکا در شهر بزرگ ترجیحا لس آنجلس و ...
2- پذیرش با فاند از یک دانشگاه متوسط امریکا در یک شهر بزرگ
3- پذیرش با فاند از یک دانشگاه تاپ امریکا در یک شهر کوچک
4- پذیرش بدون فاند از یک دانشگاه تاپ امریکا در شهر بزرگ ترجیحا لس آنجلس و ...
5- پذیرش با فاند از یک دانشگاه به ترتیب کانادا, استرالیا, نیوزلند و اروپا در یک شهر بزرگ
6- پذیرش بدون فاند از یک دانشگاه تاپ امریکا در یک شهر کوچک
7- پذیرش بدون فاند از یک دانشگاه متوسط امریکا در شهر بزرگ
8- پذیرش بدون فاند از یک دانشگاه به ترتیب کانادا, استرالیا, نیوزلند و اروپا در یک شهر بزرگ
9- پذیرش بدون فاند از یک دانشگاه متوسط امریکا در شهر کوچک
10- پذیرش با فاند از یک دانشگاه آسیایی مثل کره جنوبی یا مالزی
11- پذیرش بدون فاند از یک دانشگاه به ترتیب کانادا, استرالیا, نیوزلند و اروپا در یک شهر کوچک
12- پذیرش بدون فاند از یک دانشگاه آسیایی مثل کره جنوبی یا مالزی
13- بدون هیچ پذیرش و رفتن به سربازی

الان میشه گفت که به شرایط 2 رسیدم. البته از قبل از عید تقریبا مشخص شد که به 7 رسیدم و دیگه خیلی ضعیفه که بخوام بیام پایینتر. در واقع فقط به 1 نرسیدم که اونم میشه گفت دیگه واقعا ایده آلترین حالت بود و این همیشه اتفاق میفته که آدم نتونه به ایده آل برسه. اونروزی هم که برای استرالیا اپلای کردم, فکر کردم که بتونم خودمو به 5 برسونم.
این روزا که فکر میکنم میبینم که شاید مورد 2 برام بهتر هم باشه. چون برای گرفتن دکترا کمتر میخواد زحمت بکشم و شاید بتونم زندگی آینده امو تشکیل بدم و یا فرصتی داشته باشم که یه بزینسی رو برای آینده ام طراحی کنم.
از دانشگاهی هم که قبول شدم خیلی راضی ام. میشه گفت که توی انتخابای دانشگاه های متوسطم بهترین انتخابم بود. خواهر زاده رئیس شرکت ما چند سال پیش از اینجا فارغ التحصیل شده بود و الان توی نیویورک داره با سالی 140 هزار دلار کار میکنه. حالا شماره تلفن و ایمیلشو داد که ازش یه سری اطلاعات بگیرم.

پلیس امنیت؟؟؟؟(مقصد سفرتونو توی فرم گذرنامه امریکا نذارید بهتره)

امروز ظهر سر کار که بودم موبایلم زنگ خورد:


- سلام, از پلیس امنیت تماس میگیرم. اسم شما .... هست؟

- سلام. بله. (گیجم)

- شما درخواست پاسپورت کرده بودید؟

- بله. چطور مگه؟

- برای امریکا؟

- بله ...

- از اداره شرق اقدام کرده بودید؟

- بله.

- چند سال پیش هم پاسپورت گرفته بودید؟

- بله.

- کی؟

- درست یادم نیست... چطور؟؟؟

.....


نزدیک به یک ربع پشت تلفن منو سین جین میکرد که کی پاسپورت گرفتی, چطوری گرفتی, از کدوم مرکز اقدام کرده بودی و ... بعد وانمود کرد که من زنگ زدم به 197 و شکایت کردم و شاید اشتباه شده باشه و تشابه اسمی بوده. کل مکالمه به صورت حالت سین جین بود. آخرشم حتی عذرخواهی نکرد اگر اشتباه شده بگه ببخشید و...

من نفهمیدم که هدفش از این تماس چی بود اما چیزی که مشخصه یه سری اطلاعات از من داشت و شاید میخواست اطلاعات بیشتری بگیره. اون قضیه 197 هم به نظرم دروغ بود چون اگر کسی شکایت کرده بود خب شماره تلفن خودشو میذاره نه شماره منو! و تازه چطور ممکنه یکی پاسپورت بگیره و به مقصد امریکا هم باشه و از همون اداره ای که من اقدام کردم باشه و فامیلیش هم عین من باشه و بعد شکایت کرده باشه و اینا دنبالش بگردن که پیگیری کنن و بعد به مشخصات من برسن؟ تازه اگر فهمیده که اشتباه شده چرا عذرخواهی نکرد و اصلا چرا این همه سئوال از من میپرسید؟ چرا وقتی من گفتم من زنگ نزدم 197 بازم سعی میکرد مکالمه رو ادامه بده؟


خدا رو شکر که ما هیچ ریگی به کفشمون نیست و صاف صاف از همه چیز هستیم, اگرنه هر کس دیگه ای بود سنگ کپ کرده بود که باهاش چکار دارن و این اطلاعاتو از کجا آوردن. اما مامان یه هول درست و حسابی ای کرده بود دلش هزار تا راه رفته بود که چی شده و چکار دارن چون قبلش زنگ زده بودن خونه و شماره موبایلمو هم از خونه گرفته بودن (من برای فرم گذرنامه شماره موبایلمو هم گذاشته بودم و بازم تعجب برانگیزه که چطور نداشتن؟)


پیشنهاد میکنم کسانی که میخوان پاسپورت بگیرن به هیچ وجه مقصد سفرشون رو امریکا انتخاب نکنن. حدس میزنم که ممکنه حساسیت های امنیتی روی این موضوع باشه و قصد بررسی کسانی که میخوان امریکا برن رو داشته باشن.

اجاره اتون میشه 500 هزار تومن, آقا برو ببین چه خبره

خب با فرارسیدن تابستون و فصل اجاره خونه, نوبت قرارداد خونه داداشم هم سر رسید و صاحبخونه اشون گفت اجاره 320 هزار تومنی سال قبل باید امسال به 500 هزار تومن تبدیل بشه. وقتی گفتیم آخه این همه افزایش, گفت آقا برو ببین چه خبره. تازه من خیلی لطف کردم.

ما هر طوری حساب و کتاب کردیم دیدیم که همچین هزینه ای خیلی زیاده. داداشم که سربازه و درآمد خاصی نداره و یه پولی هم میده بره پادگان و برگرده! بعد از سربازی هم معلوم نیست کارش چطوری بشه. از طرفی رفتنش هم که به ایتالیا فعلا کنسل شده و مجبوره که چند ماهی اینجا باشه حداقل. برای همین تصمیم گرفتیم دنبال خونه دیگه ای بگردیم. نه تنها پیدا کردن خونه ای با اجاره کمتر کار بینهایت سختی بود, هزینه های جا به جا شدن از چیزی که فکر میکردیم خیلی بیشتر بود.

برای جا به جا شدن باید یه هزینه باربری میدادیم که 200-300 هزار تومن کمتر نمیشد. و یه هزینه تمدید قرارداد که به لطف دولت کریمه حدود 300 هزار تومن با حساب بنگاهی خرج بنگاه و کد رهگیری و مالیات میشد. دیدیم که با این هزینه ها بهتره با صاحبخونه چونه بزنیم, شاید رضایت بده. بالاخره صاحب خونه با ماهی 450 هزار تومن رضایت داد. بعد میان میگن اجاره خونه نباید بیشتر از 9% زیاد بشه. آخه  وقتی تورم 50-60% شده, چطور میشه انتظار داشت که صاحبخونه ای که همه درآمدش از خونه اشه, بخواد چیزی کمتر از این بگیره؟

مسخره تر اینه که اگر برای این ترم میتونست بره, با این اجاره میتونست توی میلان یه خونه یک خوابه کوچیک اجاره کنه و تازه پول پیش هم نده.

رفتن داداشم به ایتالیا به تعویق افتاد یا کنسل شد

با وجود اینکه سربازی داداشم قبل از شروع ترمش تموم میشه اما با توجه به اینکه کارت پایان خدمتش دستش نمیرسه و گفتن تا اون نباشه نمیتونید از کشور خارج بشید, رفتن این یکی داداشم به ایتالیا هم به تعویق افتاد یا کلا کنسل شد. فکرشو کنید که یه نفر یک سال و نیم خدمت کنه, بعد به خاطر اینکه کارت پایان خدمتش طول میکشه که زود آماده بشه یکسال دانشگاهشو از دست بده.

البته طبق قانون میتونه 20 روزه با گذاشتن وثیقه از کشور خارج بشه اما با توجه به مشکلات زیادی که رفت و برگشتش داره و احتمالا هزینه های بسیار زیاد پیش بینی نشده رفت و برگشت, تصمیم گرفت که فعلا نره. یا برای ترم بعد دیفر کنه یا سال بعد دوباره اپلای کنه.


با این شرایط دیگه فشار مالی مضاعفی بر روی مامان و بابام برای خرج تحصیل این یکی داداشم حداقل تا چند ماه آینده نخواهد بود. منم از این بابت خوشحالم.