دیشب باز 5000 تومن دادم و برگه ضمانت نامه رو با اتوبوس فرستادم شیراز که امروز داییم بره ازشون نامه رو با متن جدید بگیره. پول رو هم که از حسابمون در آورده بودیم دوباره فرستادیم تا باز برای شش سال رو بذاره توی حساب.
الان داییم زنگ زده که گفته انجام نمیدیم. میگم برای چی؟ میگه یه برگه دیگه هم غیر از این بوده تا اون نباشه هیچ کاری نمی کنیم. نگو که این برگه چون برای خود ما بوده نظام وظیفه از روی پرونده برداشته و داده به خودم و من کل پرونده رو فرستادم این توش نبوده. این برگه یه کپی بدون تمبر از همون ضمانت نامه است (نسخه ای که برای مشتری صادر میشه) میگم حالا بگو انجام بده, من امشب اونو هم میفرستم. میگه انجام نمیدیم تا اون باشه. حالا امشب دوباره باید اون یکی برگه رو بفرستم. فردا هم باز نمیتونم برم برای پاسپورت, رفت تا شنبه دیگه به سلامتی.
خدا خیرشون بده که اینقدر کار راه انداز هستن. کاشکی این واکسن ضد مردم آزاری زودتر کشف میشد.
صبح ساعت 9 مامانم خسته و کوفته از یه سفر طولانی بر میگرده. چهارشنبه شب رفته بود شیراز و امروز شنبه برگشته بود. برگه ضمانت نامه رو میده به من و میگه بیا پسرم, زودتر برو که امروز بتونی به گذرنامه هم برسی. سریع راه میفتم و بعد از گذر از ترافیک مفرح صبحگاهی ساعت 10 و نیم میرسم نظام وظیفه. از در که وارد میشم یه نگاهی به محیط اونجا میکنم و با خودم میگم ای سازمان ... امروز دیگه آخرین روزی هست که پامو اینجا میذارم! نامه وزارت علوم رو بگیرم دیگه تا سالها و شاید تا آخر عمرم کارم به تو نیفته. توی حیاط دست چپ سریع میرم توی اتاق فتوکپی و یه کپی از سند و دو تا کپی از ضمانت نامه میگیرم. دو تا پوشه هم که قبلا خریده بودم. وارد سالن 3 میشم و یه راست میرم سمت اتاقی که برای گرفتن ضمانت نامه هاست. سه نفر ایستادن و منم پشت سرشون میایستم. افسره میگه بشینید. همه مینشینیم. کار اون سه نفر چند دقیقه ای بیشتر طول نمیکشه. توی اون مدت مدارک رو پشت سر هم و مرتب میذارم توی پوشه. توی دلم خدا خدا میکنم که دیگه بهونه ای نگیره. توی این فکرا هستم که صدا میکنه بعدی, فقط دیگه من توی اتاقم. مدارک رو بهش میدم. سرش زیر میزه و من نمیبینمش. چند دقیقه ای طول میکشه. خطوط رو ریز به ریز داره میخونه. توی دلم دعا میکنم که جون خودت دیگه گیر نده, سرش رو بلند میکنه و میگه "این مورد قبول نیست" توی دلم میگم ای داد بیداد, دوباره یه سفر شیراز افتادیم! خدا کنه یه ایرادی بگیره بشه رفعش کرد. میگه این طبق متن ما نیست. اینجا نوشته که ما برای تمدید باید درخواست کتبی بدیم, توی متن ما اینه که بانک راسا باید اقدام کنه. شروع میکنم به توضیح دادن, که آقا من هفته پیش آمدم, این ایرادات رو گرفتید, بردم درست کردم شده این. دیگه چکار کنم؟ متن قبلی رو میگیره و باز شروع میکنه به دقیق خوندن. منم همینطوری توضیح میدم که ببین اینجاش اینطوری بود و اونجاش اونطوری اما انگار که به حرف من توجهی نمیکنه. میگه ببین به من ربطی نداره, میخوای برو پیش رئیس. میگم باشه رئیس کجاست؟ بیرون بری توی سالن میبینی.
برگه ها رو میگیرم و نا امیدانه میام بیرون. دو دور توی سالن میچرخم تا بالاخره چشم میفته به اتاقی که بالاش نوشته امور مالی. در میزنم کسی جواب نمیده. دوباره در میزنم, یه صدای ضعیفی میگه بیایید تو. یه افسر تپلی نشسته پشت میز. میگم میتونم برم. میگه کارت چیه. شروع میکنم براش توضیح میدم اما توی چشماش میخونم که هیچی نمیفهمه. میگه خب برو داخل. میرم داخل. شروع میکنم برای رئیس توضیح میدم, اونم نگاه میکنه و سعی میکنه سر در بیاره. ظاهرا حوصله نداره, میگه برو بگو بهشون که کتبا توضیح بدن که مشکل چیه.
برمیگردم توی اتاق و صبر میکنم نوبتم بشه. بهش میگم رئیس گفته کتبا بنویسید که من روش نظر بدم. میگه خب بشین. همینطور نشستم و فکر میکنم که حالا چیکار میخواد کنه. خیلی طول میکشه. دارم فکر میکنم که مگه چی مینویسه که اینقدر طول میکشه که صدام میکنه. یه نامه بلند بالا پیوست ضمانت نامه کرده که بانک این کارو نکرده اون کارو نکرده اینجاش کجه و اونجاش اونطوریه. یه چیزی نوشته که هر کسی بخونه میگه برو بابا اینکه سرتا پا ایراده. میرسم در اتاق رئیس, یه نگاهی به نامه میکنه و میگه مورد قبول نیست. نمیتونم قبول کنم. میگم آقا این چیزایی که اینجا نوشته توی قبلی هم بهم توضیح نداده بود, میگه به من ربطی نداره. آخرین تلاشم رو هم میکنم که نخوام باز اسیر بانک بشم. میگم آخه گناه من چیه, یه بار آوردم, اینطوری. اینم یه بار دیگه. حالا بازم باید برم شیراز. میگه ببین آقا, اینا سند مالی هست, نمیشه مشکل داشته باشه. میگم خب مشکل از قانونه. این آخرین نمونه ای بود که بانک مرکزی خود فارس داشت. بانک هم حق داره که میگه ما که از نظام وظیفه دستور نمیگیریم از مرکزی دستور میگیرم. و مرکزی هم میگه این آخرین چیزی هست که بخشنامه شده. من چکار کنم؟؟؟ میگه ببین آقا, "فرض کن میخوای بری بقالی خرید کنی", خب اگر این بقالی جنسی رو اونطوری که میخوای شما نمیده میری یه جای دیگه. ما که زور نکردیم برید از این بانک بگیرید, خب برید یه بانک دیگه. دیگه چیزی نمیتونم بگم. میگم فکر میکنم ضمانت نامه بانکی یه کم به خرید از بقالی فرق کنه. اینجا قوانین ... دیگه حرفمو قطع میکنه و میگه من هیچ کاری نمیتونم کنم. روی برگه یه چیزی مینویسه و میده دستم. روشو میخونم, نوشته مطابق روال رفتار شود. آخه با چه زبونی میشه با کسی که بانک رو با بقالی یکی میدونه حرف زد؟
از سازمان میام بیرون. مستقیم میرم دایره حقوقی, همونجایی که اون روز رفته بودم. هیچ کسی نیست. احتمالا وقت ناهار بوده و رفتن. توی اتاق میایستم که یه نفر میاد اما مسئول اونجا نیست. ظاهرا همکار بود. توضیح میدم که اینطوری شده و اونطوری. همدردی میکنه و میگه ببینید از دست من کاری ساخته نیست باید این همکارمون بیاد. شماره تلفنشو بگیر و زنگ بزن. ساعت نزدیک 1 ظهر شده و من سر کار نرفتم. میگم حداقل برم سر کار تا کارهای عقب مونده رو جبران کنم. ساعت 2 زنگ زدم به همون مسئول دایره حقوقی و گفتم آقا ما روی حرف شما یک بار دیگه رفتیم شیراز و برگشتیم و این چیزی که بهمون دادن اینطوری شد و قبول نکرد. حالا هم دوباره باید برم شیراز. اعصابش خرد شد و گفت یعنی که چی, اینطوری که نمیشه. بگید به شعبه که از سیستم اتوماسیون برای ما نامه بزنن که متن مورد قبول هست یا نه. ما هم اینجا تایید میکنیم که مطابق متن بهتون بدن. باورم نمیییییییییییییشه! یعنی اینا سیستم اتوماسیون داشتن؟ یعنی میشده یک روزه از تهران استعلام کنن؟ یعنی میشده خود شعبه بدون مراجعه به مرکزی از تهران بپرسه که آیا میتونم مطابق این متن ضمانت نامه بدم یا نه؟ یعنی مرکزی فارس که بخشنامه سال 85 رو داشته میتونسته یک روزه و یا حتی یک ساعته دستورالعمل جدید رو بگیره, یا حداقل کسب تکلیف کنه؟ میگم آقا مطمئنید که میشه این کار رو کرد؟ میگه بله. شما بگید نامه بزنن, من پنج دقیقه ای جواب میدم!
با خودم فکر کردم اگر به شعبه بگم ممکنه همکاری نکنه چون تا حالا دو بار صادر نکرده و باز باید صادر کنه, پس اول به مرکزی زنگ بزنم. به مرکزی زنگ زدم و گفتم تهران اینطوری گفته. بعد از نیم ساعت جر و بحث که این متن ما مغایرتی با چیزی که نظام وظیفه میگه نداره, گفت خب ما نامه اشو میزنیم, جوابش که آمد میفرستیم برای شعبه. شما هم میتونید فردا برید شعبه و مطابق متن جدید بگیرید. فقط چون توی این جدید نوشته که باید هر سال بانک خودش اقدام کنه, باید پول شش سال رو همین اول بدید! یه کم باهاش چونه میزنم که آخه برای چی؟ خب ما که مجبوریم سال به سال بیاییم بگیریم از شما. بعدشم مگه شما شش ساله صادر میکنید که میخواهید پول شش سال رو همین الان از من بگیرید؟ میگه نه, دیگه همینه. دیگه حوصله بحث ندارم. میگم باشه, شما نامه رو بزن ببینیم چکار میشه کرد.
خوب شد سربازیمو عقب انداختم, اگرنه الان باید توی پادگان بالا و پایین میپریدم و برای آقایون دو هفته طول میکشید که یه برگه صادر کنن!
بعد از مدت ها کلنجار با خودم که چکار کنم برای سفارت, برم دوباره از عشق آباد وقت بگیرم یا همین ترکیه رو ردیف کنیم, امروز صبح رفتم بلیت برای آنکارا گرفتم.
از ایران ایر دقیقا 369200 تومان. اول فکر کردم که با اتوبوس برم اما دیدم به خستگیشو اتلاف وقتش نمی ارزه. بعدشم معلوم نبود که ارز مسافرتی هم بدن یا نه. برای همین فکر کردم که بهتره با همین هواپیما برم. اگر ارز مسافرتی کم نشده بود, مشکلاتم هم کمتر بود. این هفته باید به دانشگاه هایی که مونده ایمیل بزنم بگم که اگر زودتر جواب ندید من دیگه دارم میرم سفارت! آخر نامردیه کارشون. یکیشون که از 1 دسامبر جواب نداده یعنی نزدیک 5 ماه گذشته! دو تای دیگه از 15 ژانویه در حال بررسی هستن.
هزینه ها تقریبی اینطوری میشه:
1- بلیت هواپیما : نزدیک 370 هزار تومن
2- عوارض خروج از کشور: نزدیک 60 هزار تومن
3- پول هتل: ارزونترین هتلی که من گیر آوردم شبی 28 دلار, که میخوام 2 شب بگیرم = حدود 60 دلار (دوستان میگفتن که مسافرخونه هست که با هتل خیلی فرقی نداره و حدود شبی 15 دلار یعنی تقریبا نصف هم هست) من دیگه گفتم برای 2 شب ارزش نداره خودمو درگیر پیدا کردن مسافر خونه کنم. شب آخر هم فرودگاه میخوابم چون پروازم ساعت 7 صبحه.
4- پول کرایه: در حدود 10 دلار.
5- پول غذا: احتمالا اونم 10 دلاری بشه. میتونم از ایران ببرم اما از کباب ترکی توی ترکیه نمیشه گذشت.
حالا از اونجا برگشتم که هزینه هام دقیقا چقدر میشه. دقیقا یک ماه دیگه باید برم.
نکته بسیار بسیار مهم قبل از سفر: از من به همه نصیحت, برای خرید بلیت و رزرو هتل حداقل از یک ماه قبل اقدام کنید که بتونید با ارزونترین نرخ ها بگیرید. هر چی نزدیک سفر باشه, شانس گیر آوردن
بنازم سیاست های اون فخیمه رو که مجبور شدم حقوق چند ماه عقب افتاده امو دلار 1850 و 1920 تومنی بخرم و حالا دلار ارزونتر شده (حدود 1750) و من پولی ندارم که بخرم.
به تازگی (از 30 فروردین) ارز مسافرتی هم باز کم شد و شد سالی 1 بار اونم 1000 دلار برای کشورهای دور و 400 دلار برای کشورها نزدیک.
http://storage.eranico.com/files/20120425170456-ForeignExchangeRegulations3.pdf
راستش اگر یکی بخواد در مورد این چیزا وبلاگ بنویسه تاپیک هاش میشه:
دلار گران شد (3 بار تکرار)
ارز مسافرتی کم شد (3 بار تکرار)
دلار ارزان شد
دلار خیلی گران شد (2 بار تکرار)
ارز مسافرتی سالی 2 بار با نرخ بازار فرعی
دلار گران شد
ارز مسافرتی سالی یکبار با نرخ تک نرخی!!
دلار دوباره ارزون شد
ارز مسافرتی بر اساس مسافت! (شانزده بار پارسال قوانین ارز مسافرتی عوض شد!)
دلار دوباره گرون شد
ارز تک نرخی شد!!!! (ولی چند نرخی داده میشه, شما صداشو در نیارید پادشاه لخته)
خرید ارز ممنوع شد
خرید ارز به نرخ توافقی آزاد شد
غلط میکنه کسی ارز بخره, غیرقانونیه, 2 ساعت وقت دارن بیان بذارن توی بانک
هر کس به هر میزان بخواد بره ارز بخره, به ما چه؟
ما فقط نیاز واقعی (اختلاس کننده ها و مافیای قاچاق کالا و خودرو) رو برای ارز تامین میکنیم!
صندوق ذخیره ارزی خالیه
ما چند میلیارد دلار ذخیره ارزی داریم
....
این است دغدغه های فکری یک دانشجو در سرتیتر اخبار اقتصادی مملکتش.
یه فکری کردم و رفتم شعبه مرکزی تهران و دایره حقوقی اونجا. ضمانت نامه رو بهشون نشون دادم و گفتم آقا اینو دادن به من و نظام وظیفه قبول نمیکنه, آیا بانک شما نمیتونه عین متن نظام وظیفه رو بزنه؟ میگه چرا نتونه؟ میگم اینو به من دادن و میگن عوض هم نمی کنیم و متنش همینه. بهم میگه که یه دستورالعملی هست به اسم "دستورالعمل صدور ضمانت نامه" که یک بند اون مربوط به نظام وظیفه است که میگه متن ضمانت نامه باید اونطوری باشه که نظام وظیفه میگه. میگم خب اینا شهرستان هستن و ظاهرا نمیدونن, میگه باید برید شعبه مرکزی همون شهرستان و از همونا بخواهید که اگر دستورالعمل ابلاغ نشده اونو به بانک بده!
چهارشنبه مامانم راه افتاده رفته شیراز که امروز صبح بتونه بالاخره این ضمانت نامه رو بگیره. امروز صبح مامانم رفته مرکزی شیراز و اونا بهش گفتن که متنی که ما داریم هم با این چیزی که الان به شما دادن یه مقداری فرق میکنه. (ظاهرا نظام وظیفه یه خط به متن قبلی اضافه کرده که بانک وظیفه داره برای تمدید ضمانت نامه اقدام کنه.) اما شما بگید که شعبه به ما زنگ بزنه تا ما بهشون بگیم که مثل متن نظام وظیفه بزنن براتون. اگر هم بخواهید که متن ما هم عین اون متن بشه ما باید از تهران استعلام کنیم که امروز کسی تهران نیست و میفته برای شنبه و استعلامش هم ممکنه یه هفته ای طول بکشه!!! در هر صورت شعبه با متن قبلی میتونه براتون صادر کنه, حالا شما به شعبه بگید ببینید اونا چی میگن. بعد مامان رفته شعبه و همونطوری که حدس میزنید, کسی که مسئول این کار بوده امروز سر کارش نیامده و نمیاد. حالا قرار شد مامان تا شنبه شیراز بمونه که ببینیم میتونه بالاخره این کاغذ پاره رو بگیره یا نه.
نکات مهم این اتفاقات اول از همه اونه که کسی که مسئول صدور ضمانت نامه بوده موقع صدور حتی فکر نکرده که شما که شماره نامه اصلی رو ندارید چرا اصلا دارید ضمانت نامه صادر میکنید؟؟؟ بعدش قراره مثلا کیو ضمانت کنید که حتی اسم فامیلیش رو هم یادتون میره بنویسید؟؟؟ بعدشم نباید یکبار از روی اون بخونید که خدایی نکرده ما که 1000 کیلومتر فاصله داریم, بیخود و بیجهت کارمون عقب نیفته؟ بماند که چقدر این مدت خرج سفر شد و چقدر توی این راه های طولانی خسته شدیم.
نکته مهم بعدی اینه که حتی شعبه مرکزی یه استان بزرگی مثل فارس هم آخرین دستورالعمل ها رو نداره, وای به حال استان های کوچیکتر.
نکته بعدی اینه که استعلام اینا از تهران انجام میشه و یک هفته طول میکشه. حتی زمان هخامنشیان هم چاپارها سریعتر کار میکردن.
نکته بعدی اینه که سرعت انجام اختلاس سریعتر از سرعت انجام خدمات رسانی است. اگر همین مبلغ رو یک نفر بانک دار میخواست اختلاس کنه, همون روز تموم شده بود و رفته بود!
نکته آخرش اینه که آخرش یه کاری میکنن که آدم بره و پشت سرش رو نگاه نکنه.