زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

3 اکتبر - باز جلسه با میکروسافت

امشب بازم پیتزا میدادن و یه جلسه ای بود با میکروسافت. من دیر رسیدم باز به پیتزاش نرسیدم. فرداش قرار بود با بچه هایی که ثبت نام کردند مصاحبه داشته باشن. این جلسه رو گذاشته بودند که یه مقداری در مورد مصاحبه باهاشون صحبت کنن. من ثبت نام نکرده بودم اما دلم میخواست بدونم که چه چیزایی میگن. 

 

میگفت که دیگه هر چی بلدید همونه امشب دیگه نمیخواد برید درس بخونید! خیلی مرتب و شیک بیایید. ما میخواهیم ببینیم چطور میتونید مسائل رو حل کنید نه اینکه بخواهیم اینجا درس پس بدید. سئوالایی هم که میپرسیم در همین زمینه هست که ببینید problem solving ایتون چطوریه.  

  

 

در مورد کسانی هم که قراره استخدام کنن گفت که ما 3 نوع آدم میخواهیم یکی برنامه نویس. یکی تست کننده یکی هم مدیریت پروژه. حالا شما خودتون ببینید که کدومشون براتون بهتره. اگرم نمیدونید موقع پرسیدن سئوالات به ما بگید ما خودمون میتونیم تشخیص بدیم.

 

من پرسیدم که من بخوام مصاحبه بگیرم باید چکار کنم گفت باید بری توی سایت https://careers.microsoft.com/ درخواست بدید و تعدادشون که زیاد بشه باز یه سری دیگه ما میاییم دانشگاه و مصاحبه میگیریم. 

 

اون یکی میگفت که حتما برای اینترنشیپ بیایید میکروسافت خیلی خیلی حال میده. به من که کارمند اونجام اینقدر خوش نمیگذره اما اگر به عنوان اینترنشیپ بیایید هر کاری میکنن که بهتون خوش بگذره. توی Richmond هم خیلی جای تفریحی هست. هر هفته با بچه ها میتونید برید یه جایی بگردید. از پیست اسکی گرفته تا ساحل دریا. هر چی بخواهید اونجا گیر میاد. خلاصه کلی دل ما رو آب کرد که چرا رزومه ندادیم که تابستون اونجا باشیم. 

 

هر وقت خواستی از کلاس بزن بیرون

وسط اون جلسه حس کردم که دیگه خیلی من عنصر عجیب غریبی هستم و دیگه هیچی نمیفهمم. این شد که کلاس رو ترک کردم.  

 

اینجا یه چیزی که خوبه اینه که دانشجو هروقت دلش خواست از کلاس بزنه بیرون بدون اینکه بخواد از استاد اجازه بگیره. کلا فرهنگ اینه و استاد هم ناراحت نمیشه. درهای کلاس هم معمولا آخر کلاس هست که اونایی که دیر میان بدون مزاحمت بیان و بشینن. درها هم خودشون اتوماتیک بسته میشن. بچه هایی که زود میان میرن ردیف های اول تا اونایی که دیر میان بتونن ردیف های آخر بشینن. اون روز هم سر یکی از کلاسای خودمون دل درد گرفته بودم که آمدم بیرون بدون اینکه بخوام اجازه ای چیزی از استادش بگیرم. 

 

توی ایران من یادمه که همیشه درها جلوی کلاس بود و یکی میخواست بره بیرون تابلو میشد و استاده هم با چشم دنبالش میکرد و وقتی هم میرفت بیرون به طرز تحقیر آمیزی میگفت درو هم ببند.

3 اکتبر - جلسه بچه های روانشناسی

امروز همینطوری رفتم برای یک جلسه کاریابی که مربوط به بچه های روانشناسی بود که فارغ التحصیل شده بودند. فکر کردم عمومیه و رفتم. بعد دیدم که جلسه سومشون هم هست و استاده هی میگفت خب اینا رو که هفته پیش گفتم.  

 

 

چیز جالبی که برام اتفاق افتاد این بود که بچه هایی که آمده بودند حرفای جالبی میزدند. یکیشون میگفت من که درسم تموم شد فکر میکردم الان میرم با ماهی 4000 دلار استخدام میشم اما الان هر چی دنبال کار میگردم بیشتر از 2500 دلار در ماه پیدا نمیکنم. این حقوقی نبوده که من دنبالش باشم. به نظرتون چکار کنم برای فوق لیسانس بخونم یا نه. یه دختر دیگه هم میگفت منم دقیقا همین مشکل رو دارم. اون آقاهه هم داشت براش توضیح میداد که ببینید شما با لیسانس موقعیت های کاری بیشتری دارید اما وقتی فوق لیسانس بگیرید این موقعیت ها کمتر میشن ولی درآمدتون بیشتر میشه. باید بشینید بررسی کنید که آیا میخواهید 2 سال دیگه درس بخونید که فوق بگیرید یا نه. یه چیزایی هم در مورد انواع کارهایی که وجود داره توی روانشناسی بود میزد که من چون اطلاعات نداشتم خیلی نفهمیدم.  

3 اکتبر - جلسه در مورد کاریابی و رزومه

امروز ظهر یه جلسه ای توی دانشگاه بود در مورد پیدا کردن کار و نوشتن رزومه. اینجا یه Career Center داره که وظیفه اش کمک کردن به بچه های دانشگاه برای پیدا کردن کار هست. جالبه که اینجا همه چیز رو آموزش میدن. حتی اینکه مثلا توی هر مصاحبه چه چیزای مهمه که رعایت بشه یا چه کارهایی باید انجام بشه. فعلا از داستان خیلی عقبم. بعدا خواستم اینجا کار پیدا کنم در این موردا بیشتر مینویسم. 

 

29 سپتامبر - قبل از هالووین - کدو تنبل رنگ شده

امروز که رفته بودم والمارت یه چیز جالب دیدم. دیدم که یه سری کدو تنبل رنگ کردن و گذاشتن برای فروش. برام جالب بود که ما تخم مرغ نقاشی میکنیم و اینا کدوتنبل.