زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

لیسانس ها برای اپلای چکار کنن

چیزایی که من نوشتم بیشتر به درد اپلیکنت های دکترا میخوره اما میتونم همه شرایط فوق لیسانس ها رو در همین پست جمع و جور کنم.


برای کسانی که اولویتشون به ترتیب امریکا و کانادا و استرالیا و اروپا و آسیاست.


1- کسی که معدل بد (15-) داره:
    1-1- پولدار یا متوسط: فوق لیسانس اینجا بخونه با معدل 18-19 تموم کنه و مقاله هم بده بعد بره امریکا (کشورهای دیگه سر معدل لیسانس خیلی گیر هستن اما دیدم که از امریکا با معدل 13 لیسانس و فوق 18.5 تونستن پذیرش بگیرن)
    1-2- بی پول: فوق لیسانس اینجا بخونه با معدل 18-19 تموم کنه, همزمان با فوق لیسانس با استادایی کار کنه که بعدا بتونن بهش پذیرش بدن, کلی نذر و ... کنه, چند تا مقاله در سطح بین المللی توی تاپ ترین ژورنال ها چاپ کنه و توی امریکا استاد پیدا کنه و اگر فاند گرفت بره اونجا. راه دوم مهاجرت از طریق کار و مقیم شدن و بعد وارد دانشگاه شدن.

2- کسی که معدل خوب داره (15+)
    1- پولدار = فوق لیسانس امریکا یا کانادا یا استرالیا
    2- متوسط = فوق لیسانس اروپا مخصوصا کشورهایی که دانشگاه رایگان دارند یا بورسیه میشه گرفت, در بدترین حالت آسیا, حالت دوم با نمره های خیلی بالا تافل و جی آر ای بره امریکا و از اونجا پارشیال فاند بگیره
    3- بی پول = فوق لیسانس اینجا بخونه با معدل بالا تموم کنه و مقاله هم بده و بعد بستگی به شرایطش از هر جایی شد پذیرش با فاند بگیره. (مورد خودم!)

توجه: عدد 15 حدودیه.


برای کسی که میخواد فوق لیسانس بگیره فاند گرفتن خیلی سختتره اما نشد نیست, توی امریکا معمولا فاند پارشال گیر میاد. توی اروپا بعضی کشورها هستن که فاند کامل میدن مثل بورسیه های پلاتینیوم و گلد ایتالیا. توی آسیا هم باز پیدا میشه که بورس کنن.

برای پذیرش فوق, نمره زبان خیلی بالا و معدل خیلی بالا مهمترین پارامترهاش هستن. برای امریکا GRE هم خیلی مهمه. اما دقت کنید که با یه GRE = 1500 به احتمال 90% میرید استنفورد. استنفورد هم نشد از USC فاند کامل میگیرید. در حالی که کسی که اینجا فوق لیسانس میگیره ولو اینکه شریف هم باشه و GRE=1500 باشه, اگر نتونه توی استنفورد استاد پیدا کنه یا یک مقاله تاپ توی تزش نداشته باشه, حتی با پول خودش هم نمیتونه دکتراشو اونجا بخونه. و تازه با یک تحقیق سطح بسیار بالا شانسش میرسه به 60% چون کسانی که اپلای میکنن هم مثل خودشن! پس اگر امریکا میخواهید برید ارزش داره که روی GRE سرمایه گذاری کنید.


برای کشورهای غیر از امریکا هم با نمره زبان خیلی بالا و معدل خوب میشه فاند گرفت و اگرم نشه واقعا ارزش سرمایه گذاری رو داره. شما با مدرک فوق لیسانس توی امریکا یا کانادا و یا استرالیا (در رشته های فنی دارای بازار کار خوب) میتونید راحت با حقوق بالا استخدام بشید و بعد از چندین سال با توجه به سابقه کاری خیلی درآمد بیشتری از یک دکترا داشته باشید. زندگی واقعی رو در یک سن کمتری شروع کنید.


انتخاب دانشجو در دانشگاه های امریکا, کانادا و استرالیا (دکترا)

نحوه انتخاب در دانشگاه های رنک پایین و بالا در امریکا
رنک بالا (خوب)
اینی که میگم قطعی نیست اما تقریبا اینطوریه. هر چی که رنک دانشگاه میره بالا فاند دانشگاه بیشتر میشه و متقاضی اون بیشتر میشه و ریسرچ مهمتر میشه و ارزش جی آر ای کمتر میشه (نه به زیر خط فقر 1100 و خیلی جاها 1200). اینطوریه که میبینی یک نفر GRE = 1100 داره اما چون تحقیقات ارزشمندی داره راحت به دانشگاه رنک بالا ورود پیدا میکنه. در واقع اول اپلیکشن هایی که ریسرچ دارن رو بررسی میکنن از نظر جایی که مقاله دادن و کیفیت مقاله ها و ریکامندیشن ها, بعد میرن سراغ نمره های امتحانات تافل و جی آر ای.

رنک پایین (بد)
هرچی رنک دانشگاه میاد پایین, فاند دانشگاه کم میشه و متقاضی کمتر میشه (اما باز چندین برابر ظرفیته) و ریسرچ کمتر مهم میشه و ارزش GRE میره بالا. اینطوریه که میبینید دانشجو با GRE = 1100 و چندین مقاله ارزشمند به راحتی از اینجاها ریجکت میشه. در واقع اول سورت میکنن بر اساس نمره های تافل و جی آر ای بعد میرن سراغ بقیه.

سئوال: در رنک بالا چه بلایی سر کسی میاد که ریسرچ عالی نداره؟ میره توی رقابت بررسی GRE که اگر نمره اش در حد عالی 1400-1500 نباشه راحت ریجکت میشه. بعد میبینید یه نفر از لیسانس با GRE = 1500 و معدل 19 مستقیم میره استنفورد و یکی دیگه با GRE=1400 و فوق لیسانس و چندین مقاله در مجلات کمتر شناخته شده راحت ریجکت میشه.

سئوال: در رنک پایین چه بلایی سر کسی که GRE بالا نداره میاد؟ بر اساس GRE سورت میشه و از همون اول حذف میشه. (ممکنه یه دانشگاهی رنکش بالا هم باشه اما بازم این سیاست رو داشته باشه که معمولا در مورد دانشگاه های تازه به دوران رسیده صدق میکنه)


نتیجه
اینطوریه که میبینید از ایران یه عده ای هستن که میرن تاپ تاپ (با ریسرچ های خیلی قوی), یه عده ای میرن یه جاهای پایینتر (با GRE معادل اونجا) و اصلا وسطشون هیچ کسی قبول نمیشه!!! 


حالا اگر شرایط فاند خراب بشه چی میشه؟ کسی که ریسرچ خوب داره سرش کلاه میره. چون دانشگاه های تاپ جا ندارن که بهش فاند بدن و بعضا بدون فاند پذیرش هم نمیدن. دانشگاه های رنک پایینتر هم دنبال GRE خیلی بالا میگردن و اصلا اگر GRE بالا نباشه پذیرش هم نمیدن. تک و توک دانشگاهی پیدا میشه از این پایینا که فاند داره که معمولا دانشگاه هایی هستن که رو به رشد هستن و حالا سر این رشدشون یه فاندی داره بهشون میرسه.


----------------------
نحوه انتخاب دانشجو در کانادا
استاد میگه من این دانشجو رو میخوام, دپارتمان اون دانشجو رو بر میداره. استاد میگه اینقدرم بهش فاند بدید, دپارتمان بهش اونقدر فاند میده. تموم. حالا میبینی یه نفر با معدل 20 و تافل 120 و جی آر ای 1600 ریجکت میشه چون استاده حال کرده یه دانشجوی دیگه برداره.


-----------------------

نجوه انتخاب دانشجو در استرالیا

معمولا استاد فاند نداره و براش مهم نیست اصلا. یه نگاهی به رزومه طرف میندازه از روی معدل فکر میکنه که دپارتمان بهش ادمیشن میده یا نه. اگر معدل و ... خوب بود خب با هم یه پروپوزال اولیه مینویسن و میدن دپارتمان. دپارتمان هم نگاه میکنه معدل و نمره زبان چقدره, اگر مینیمم ها رو داره که نامه ادمیشن رو صادر میکنه. پولش هم دانشجو یا باید از جیب بذاره (خرج اصلی دانشگاه های استرالیا از همین راهه) یا اینکه یه عده ای با رزومه های خیلی خوب (مقاله ISI ) و نمره زبان خیلی عالی و معدل بالا اسکالرشیپ میگیرن.

----------------

اروپا

راستش نمیدونم اروپایی ها چطوری انتخاب میکنن اما میدونم اکثر جاها که بدون استاد اصلا اپلیکیشن نمیگیرن. بسیاری از جاها بدون پوزیشن خالی اصلا دانشجو نمیگیرن. بعضی جاهای کمی هستن که مثل امریکا یه تعداد ثابتی هر ساله پوزیشن دارن و همینطوری هم مثل اونجا اپلکیشن میگیرن. اما چیزی که میدونم اینه که باز نظر استاد حتی اگر حرف اول و آخر نباشه بسیار تاثیر گذاره.

چطوری خرج اپلای را کم کنیم

خرج اپلای خیلی زیاده. مخصوصا با شیرین کاری دولت در نصف کردن ارزش پول ملی بیشتر هم شده. پس باید یه چاره ای برای کم کردن خرج اپلای کرد.

کم کردن خرج امتحان های تافل و GRE
امتحان تافل و جی آر ای هر کدوم 190 دلار ارزش دارن که با دلار ما الان تقریبا 400 هزار تومن هر کدوم ارزش پیدا میکنن.
برای کم کردن خرج این امتحانا دو کار میشه کرد:
1- بهترین کار اینه که خوب درس بخونید. از خودتون توی خونه مدام امتحان بگیرید و فقط زمانی امتحان بدید که مطمئن شدید نمره خوبی میگیرید.
 2- دانشگاه های مقصد رو از الان انتخاب کنید. صبر نکنید نمره اتون بیاد تا تازه بفهمید که کجاها میخواهید اپلای کنید. هر امتحان 4 تا ریپورت رایگان داره که باید قبل از امتحان دادن مشخص کنید. ریپورت تافل هر کدوم 17 دلار و جی آر ای 23 دلار ارزش داره (اگر گرونتر نشه). من با وجود اینکه یکسال هم اپلای کرده بودم و تجربه داشتم اما باز مجبور شدم یه دانشگاه هایی که ریپورت فرستادم رو اپلای نکنم مثل UCLA و UTAustin که احساس کردم خیلی رنکشون بالاست و شانس پذیرشم کمه. پس خوب انتخاب کنید.
توجه: اگر سال آخری هست که میخواهید اپلای کنید و خیلی هم خوب خوندید, هر دو تا GRE مهر و آبان رو بدید و صرفه جویی نکنید.

کم کردن خرج پست و ریزنمرات
بعضی دانشگاه ها پست کردن ریزنمره لازم دارن. این پست کردن خودش هزینه بر هست. میتونید دانشگاه هایی رو اولویت بذارید که نیازی به پست کردن مدارک ندارن و میشه آنلاین اپلای کرد (توی امریکا چندین دانشگاه مثل Vanderbilt اینطوری هستن). بعضی دانشگاه ها هم قبول میکنن که مدارک رو غیررسمی بفرستید. اینطوری خرج رسمی کردن مدارک (ترجمه و تایید دادگستری و خارجه) کم میشه که خودش کم نیست. برای پست مدارک هم میتونید از پست جمهوری اسلامی استفاده کنید (که من توصیه نمیکنم که اگر مدارک گم شد دیگه هیچ چیزی دستتون نیست) و اگر پست DHL یا TNT دانشگاهتون یا سازمان مرکزی دانشگاه آزاد (برای آزادی ها) استفاده کنید.

کم کردن خرج اپلیکیشن
خب دانشگاه های زیادی هستن که میتونید اپلای کنید اما شما نمیتونید همه دانشگاه های دنیا رو اپلای کنید. اینجاست که آرزو میکنید کاشکی کنکوری وجود داشت که باز همه کنکور میدادن و بعد که قبول شدن و نمره اشون آمد انتخاب میکردن. شما باید دانشگاه هایی رو انتخاب کنید که شانس پذیرشتون خیلی بالا باشه. معمولا بچه ها 7-12 جا رو اپلای میکنن اما به نظر من زیاده. حتی بعضی بیشتر هم اپلای میکنن. دوست من 3 جا توی کانادا اپلای کرد و 3 تا پذیرش با فاند گرفت! چون کانادا بود GRE هم نداشت. کلا فکر کنم خرج اپلایش با تافلش 1 میلیون هم نشد. بنابراین درست انتخاب کنید و درست اپلای کنید.

برای کم کردن خرج اپلیکشن باید جاهای کمتری اپلای کنید اما این مساوی نیست با اینکه شانستون رو کم کنید. با کارهایی میشه شانس رو زیاد کرد. مثلا دانشگاه UNCC رو من پارسال اپلای کردم. دانشگاهی که رنکش بالا هم نیست و با شرایط من باید قاعدتا پذیرش میگرفتم. امسال ایمیل زدم به یکی از اساتیدش که من شرایطم بهتر شده, اگر دوباره اپلای کنم شانس دارم پذیرش بگیرم و با شما کار کنم؟ استاده یه جواب خیلی مهمی داد. گفت من فاند ندارم و دانشگاه هم به کسی که توی این رشته فاند نگیره اصلا پذیرش نمیده. در واقع من فقط یه شانس خیلی خیلی کمی برای گرفتن TA داشتم که ترجیح دادم دیگه اپلای نکنم. بعضی دانشگاه ها اینطوری هستن. متاسفانه قوانین نانوشته زیاده. مثلا دانشگاه NCSU بر اساس جی آر ای سورت میکنه, کسانی که پایینتر از حد مدنظر دانشگاه هستن رو حذف میکنه بعد برای بقیه تصمیم میگیره. معلومه که با GRE پایین حتی اگر استاد پیدا کرده باشید نمیتونید پذیرش بگیرید. (حرف هایی که میزنم در مورد دپارتمان هایی هست که من اپلای کردم, ممکنه دپارتمان های دیگه اوضاع دیگه ای باشه و یا اینکه هر سال قوانین همین دپارتمان ها هم عوض بشه)

خواهشا بالا اپلای نکنید.
درسته که شما فارغ التحصیل بهترین دانشگاه های ایران هستید اما دقت کنید که رنک این دانشگاه های ما در بهترین حالت حدودای 500 دنیاست. یعنی مثلا یه دانشگاه شریفی مپ نمیشه به دانشگاه برکلی و استنفورد که اگر بخواد کمتر اپلای کنه توهین به شخصیتش بشه! شما در بهترین حالت به رنک 300-400 دنیا در امریکا مپ میشید و بنابراین معقولانه ترین انتخاباتتون میتونه توی اون رنج باشه. برای اپلای در رنج تاپ امریکا خوشبینانه ترین حالت 2-3 تا دانشگاهی رو که بیشترین نزدیکی به ریسرچ قبلیتون دارن و میتونن کمک کنن رو انتخاب کنید و حتما توشون استاد پیدا کنید و بعد اپلای کنید. من هم توی USC و هم توی UCSD و هم توی UCI استاد پیدا کردم که فاند داشتن و دانشجو هم میخواستن, اما بازم آخرش از هیچ کدوم پذیرش هم نگرفتم چه برسه به فاند. تجربه مشابهی رو از بچه هایی که اپلای کردن هم در مورد دانشگاه های دیگه شنیدم.

در رنج میانگین جی آر ای USNews بهترین شانس رو دارید.
متاسفانه امتحان GRE در ایران زمانی برگزار میشه که دیگه ددلاین دانشگاه ها نزدیکه و مثلا دیگه باید اپلای کنید. مثلا من هیچوقت با این نمره GRE اولی نباید برای UCLA و USC ریپورت میفرستادم اما چون ددلاینشون نزدیک بود مجبور بودم. اما وقتی که نتیجه GRE ایتون رو فهمیدید میتونید ببینید که توی رنج اون اپلای کنید. GRE چون مهمترین فاکتور اپلای هست بهترین فاکتور برای تعیین دانشگاه هست. برای رشته های مختلف البته فرق میکنه اما میشه تا حدودی حدس زد.
مثلا رنج GRE برای UCLA حدود 1400-1500 باید باشه. من با 1200 خیلی شانسم کمه. البته اگر 3-4 تا مقاله توی کنفرانس یا ژورنال های شناخته شده داشته باشم این شانس رو دارم که با 1200 هم اونجا پذیرش بگیرم. یعنی کماکان همه فاکتورها مهم هستن اما GRE واقعا تاثیرگذار تره. بهترین منبع برای تعیین GRE سایت خود دانشگاه هاست که نوشته باشه میانگین کسانی که پارسال قبول شدن چقدر بوده (هرچند خیلی هاشون نمینویسن). مثلا یادمه NYU نوشته بود بالای 1400 بوده که میانگین وربال 600 بوده. دیگه خودتون حساب کنید چه بلای سر اپلیکیشن کسی که زیر این GRE هست میاد. در خوشبینانه ترین حالت رزومه اشو یه نگاهی میکنن که یه چیز استثنایی پیدا کنن و وقتی ببینن خیلی هم استثنایی نیست راحت ریجکت میکنن.
من خودم توی رنج متوسطی که USNews برای مهندسی ها زده بود و به من میخورد 5 تا دانشگاه رو اپلای کردم که از 3 تاشون پذیرش گرفتم و یکیشون هم هنوز جواب نداده. خب یعنی این نمره اینقدر تاثیر داره که وقتی شما نزدیک به میانگین دانشگاه باشید احتمال پذیرشتون هم زیاد میشه.

اول استاد پیدا کنید
بهترین کار اینه که از مدت ها قبل با یه استاد در تماس باشید و در جریان ریسرچ فوق لیسانستون بذاریدش. اینطوری شانستون رو برای پذیرش توی اون دانشگاه زیاد میکنید. اگر مثل من این کار رو نکردید و دیگه دیر شده بهتره که به اساتید ایمیل بزنید. (بعدا در مورد ایمیل به اساتید یه جمع بندی میذارم.) اگر بتونید استادی رو فیکس کنید مخصوصا اونایی که باهاشون مصاحبه میکنید شانس قبولیتون توی اون دانشگاه بیشتر میشه (نه اینکه 100% میشه). در واقع پارامتر استاد رو مخصوصا برای کانادا و امریکا جدی بگیرید. ممکنه فقط 2-3 تا دانشگاه پیدا کنید و همونا رو اپلای کنید و از همونا پذیرش با فاند هم بگیرید. دقت کنید که برای امریکا همچنان نمرات GRE و... مهم هستن. این نیست که استاد پیدا کردید و GRE=1100 دارید دیگه فکر کنید تموم شده.



مگه اروپا چشه؟
بعضی ها واقعا گیر سه پیچ بیخودی به این کشورها میدن (نه مثل من!) و کلا اروپا رو میذارن کنار. توی اروپا دانشگاه های خیلی خوبی هستن که میشه اونجاها اپلای کرد. بهترین جای اروپا انگلیس بود که فعلا به خاطر شیرین کاری یه عده از طرف وزارت علوم نمیشه رفت. اما بقیه کشورها هم خوبن. یکی از دوستان الان KTH سوئد قبول شده و با حقوق تقریبا 2 برابر من. تازه دکترا رو 3 ساله میتونه بخونه. (البته اونجا خرج هم بیشتره ها!)
خرج اپلیکیشن ها در اکثر جاهای اروپا صفر هست و فقط بعضی جاها نیاز به پول پست دارند. در صورتی که استاد مناسبی یا پوزیشن مناسبی پیدا کرده باشید, اروپا خیلی کم هزینه تر بقیه جاهاست و برای دکتراها هم خوبتر فاند میدن. بعد از اروپا این سئوال پیش میاد که مگه مالزی چشه؟ و الی آخر...


توی پست بعدی یه کم در مورد نحوه انتخاب دانشجوها توضیح میدم که کمک میکنه دانشگاه ها رو درست تر انتخاب کنید.

مدیریت اپلای با اکسل Excel

یک برنامه ای که خیلی به درد میخوره این برنامه Excel هست. هر جایی که لازم دارید یه سری لیست داشته باشید که هر وقت خواستید هر بلایی سرش بیارید این برنامه به درد میخوره. غیر از OneNote که قبلا گفته بودم چطور به درد یادداشت برداری نکات مهم دانشگاه ها میخوره این برنامه هم خیلی مفیده.

شیت 1: اطلاعات دانشگاه ها به همراه کشور و ...

اطلاعاتی که براتون خیلی مهمه توی تصمیم گیری مثل رنک و ... رو میتونید توی این شیت بذارید. اطلاعاتی که من گذاشتم:



  • اسم دانشگاه
  • شهر
  • تایید وزارت علوم
  • مساحت شهر
  • نزدیکترین شهر بزرگ
  • فاصله تا شهر بزرگ
  • نیاز به پست مدارک دارد یا نه
  • مبلغ اپلیکیشن فی
  • ددلاین اپلای
  • توضیحات
  • شانس قبولی از نظر خودم (خوب, متوسط و ...)
  • رنک مهندسی(از USNews)
  • میانگین جی آر ای سال گذشته (از USNews).


هر کسی میتونه فاکتورهای خودشو بیاره. برای یک نفر ممکنه رنک TopUniversities مهمتر باشه اونو بیاره یا چیزای دیگه مهم باشه.

اطلاعات شهر رو هم از WikiPedia و Google Maps در آوردم. بعضی شهرها توی ویکیپدیا مساحت کمی براشون زده اما وقتی توی Google Maps نگاه کنید میبینید یه ناحیه به هم پیوسته ای با یک شهر بزرگ داره. مثلا NJIT توی نیوجرسی هست اما با منهتن نیویورک فقط نیم ساعت فاصله داره و تقریبا نمیشه مرز نیوجرسی و نیویورک رو مشخص کرد. همینطور در مورد GMU که با واشنگتن تقریبا یک منطقه پیوسته شده.

از رنک ها هم برای مشخص کردن وضعیتشون استفاده کردم.

  • سفید = هنوز بررسی نکردم
  • قرمز = نمیخوام اپلای کنم
  • سبز = دوست دارم اپلای کنم
  • زرد = استادی که به من بخوره نداره
  • نارنجی = ددلاینش گذشته
  • سبز لجنی = بد نیست اما نتونستم تصمیم بگیرم که اپلای کنم یا نه. (باید بعدا بیشتر بررسی کنم)
  • صورتی تیره = تایید وزارت علوم نداره, بهتره اپلای نکنم.


من از بالا تک تک دانشگاه ها رو بررسی کردم و سایت هاشونو سر زدم و ریسرچ هاشونو نگاه کردم که ببینم کدومشون بیشتر به من میخوره. اگر یه دانشگاهی هیچ تحقیق مرتبط با کار من نداشت رو حفظ میکردم. اونایی که شهرهاشون خیلی کوچیک بود و جاهایی بود که نمیتونستم هیچ جوره زندگی کنم رو هم بعدا حذف کردم. اونایی که ددلاینشون دیرتر بود یا گذشته بود رو هم حذف کردم. حذف کردم یعنی رنگشو قرمز کردم نه اینکه پاکش کرده باشم.
-------------------
شیت دوم: اطلاعات اساتید
همینطوری که از بالای لیست اول دانشگاه ها رو باز میکردم و ریسرچ های مرتبط رو پیدا میکردم, یه لیست از استادایی که میتونم باهاشون کار کنم هم در شیت دوم تهیه کردم.

  • نام دانشگاه
  • نام استاد
  • ایمیل
  • نام آزمایشگاه
  • آدرس وب
  • تاریخ ارسال ایمیل به استاد

رنگ هر ردیف هم مربوط بود به اینکه بالاخره استاد جواب داد یا نه.

  • سفید = هنوز نامه نزدم به این استاد
  • زرد = منتظر جوابم
  • سبز = استاد جواب داده و جوابش مثبت بوده
  • قرمز = استاد جواب داده و فاند نداشته

-----------------
شیت سوم: دانشگاه های انتخابی
بعد از اینکه بررسی ها رو انجام دادم, دیدم دانشگاه هایی که به درد اپلای میخورن بیشتر از اونی هستن که پول داشته باشم اپلای کنم. برای همین تصمیم گرفتم که اونایی که به درد میخورن رو بیارم توی یک شیت دیگه با اطلاعات مالی بسنجم که برای کدوم اپلای کنم و برای کدوم دیگه اپلای نکنم. همینطور حواسم به وضعیت اپلایشون باشه.

  • اطلاعات شیت سوم:
  • اسم دانشگاه
  • شهر
  • هزینه ارسال ریزنمره
  • هزینه ریپورت تافل
  • هزینه ریپورت جی آر ای
  • اپلیکیشن فی
  • جمع به دلار
  • جمع به ریال (با ضرب جمع دلار در عدد ثابت دلار آزاد)
  • تاریخ ارسال مدارک
  • کدرهگیری DHL
  • شانس قبولی
  • وضعیت ریکامندیشن استاد 1, 2 و 3 (OK یا NO)(سه تا ستون که اگر استادم یادش رفته بود ریکامندیشن بده بتونم پیگیری کنم.)

در واقع تصمیم نهایی برای اینکه چند تا دانشگاه اپلای کنم و کدوم کشورها باشن و کدوم ها رو اپلای کنم که خرج کمتر و شانس بیشتر داشته باشم رو از روی این شیت گرفتم. مثلا دانشگاهی که 2 تا ریزنمره میخواست هزینه ریزنمره هاش بیشتر از اونی بود که کلا آنلاین میشد اپلای کنی. اونی که آنلاین میشد اپلای کنم میرفت توی اولویت. همینطور دانشگاهی که قبلا براش ریپورت تافل فرستاده بودم هزینه ریپورت تافل 0 بود که اونم میرفت توی اولویت. اما کلا نشد دانشگاهی رو فقط به خاطر اپلیکیشن فی کنار بذارم. مثلا Vanderbilt هزینه اپلایش مینیمم بود چون نه میخواست ریزنمره بفرستی و نه نیازی به اپلیکیشن فی داشت. برای همین تصمیم گرفتم اپلای کنم ولو اینکه ریسرچش هم به من نمیخورد.


-------------------

شیت چهارم: اطلاعات اپلیکیشن ها
خب حالا که مشخص شد کجاها میخوام اپلای کنم باید توی سایت دانشگاه ها رجسیتر میکردم. این بود که یه شیت هم گذاشتم برای نگهداری اطلاعات رجیستر.


  • اسم دانشگاه
  • یوزرنیم
  • پسورد
  • آدرس صفحه ای که فرم اپلیکیشن میاد. (برای اینکه بعدا وضعیت رو آنلاین هم بتونم چک کنم.)


اطلاعات بیشتر در مورد هر دانشگاه رو هم همون جلو که جا داشت مینوشتم. مثلا USC به هر کسی که اپلای میکنه یه Student-ID میده که برای ارتباط با دانشگاه باید استفاده بشه. بقیه سایت هایی هم که ثبت نام میکردم و مرتبط با اپلای بود همینجا مینوشتم. مثل https://study.eshipglobal.com که برای ارسال I-20 بود.


----------------
شیت پنجم: اطلاعات پستی دانشگاه ها
اون دانشگاه هایی که لازم داشتن براشون ریزنمره فرستاده بشه رو اطلاعات پستی اشونو استخراج کردم و توی شیت ششم نوشتم.

اسم دانشگاه, آدرس کامل پستی به همراه تلفن و ... (همه چیزایی که برای DHL لازمه), آدرس URL جایی که این اطلاعات رو در آوردم.

------------------
هر کسی میتونه مطابق سلیقه خودش این فایل رو درست کنه و کارهاشو جلو ببره. هر چی زودتر شروع کنید هم زودتر متوجه میشید که چطور باید کار رو پیش ببرید.  

 

----------- 

ویرایش تاریخ 10 مهر 1391 : یک نمونه تمپلیت اضافه شد که از این آدرس قابل دسترسی است.

همه چیز در مورد SOP , همراه با SOP خودم

به طور کلی SOP یک مقاله هست که نشون بده برای چی اپلای میکنید. از این خارجی ها خوشم میاد به خاطر این چیزاشون. هیچی بهتر از یه متن نمیتونه نشون بده که یه نفر چکاره است و اصلا توی کله اش چی میگذره. در مورد SOP فکر کنم به اندازه کافی صحبت کردم. فقط SOP خودم رو نذاشته بودم که اینجا یه توضیحی ازش میذارم.

من سعی کردم SOP ایمو خلاقانه بنویسم, یعنی یک جورایی متفاوت از بقیه.

پاراگراف اول یک داستان جالب راجع به اینکه چرا به درس خوندن علاقه مند شدم.



It is 2 A.M., and I am thinking about my past. I close my eyes and the flashback starts. I am standing ............ ....................... .................. .......................  ..................     ................. (the Story) ................... .............. ..................    ................. ............... .................. ................... ................ .............. This experience also motivated me to take a step forward into the world of research and continue my education at the graduate level.


پاراگراف دوم راجع به اینکه وضعیتم توی لیسانس و بعد از لیسانس چطوری بود و ... (این پاراگراف رو برای دانشگاه هایی که SOP کوتاه تری میخواستن حذف کردم.)



Thinking about the graduate level, I recall those days when I had to make a hard decision about one of the three existing paths. First, I could go to a foreign university in Europe, but neither I nor my family could afford the expenses. Second, I could continue in Azad University (AU) without an entrance exam because of my high GPA (AU offers students with outstanding GPAs of 17/20 or higher an admission without an entrance exam). This was the simplest choice; however, due to limited research opportunities in AU comparing to top universities in Iran, I was reluctant to choose this option. In fact, had I not missed the undergraduate entrance exam due to a sickness, I would have studied in one of these top universities. Third, I could study for several months to pass a highly competitive nationwide Masters Education entrance. To be honest, I believe that it does not matter how far my objectives are, I will do my best to achieve them. That’s why I picked the third option, the hardest one. A few months later, ranking .... in that exam let me enter [My University Name] with full financial support.

پاراگراف سوم راجع به تحقیقاتی که توی فوق لیسانس کردم.



[My University Name] reminds me one of the best periods of my academic life; I had the opportunity to work with top Iranian professors as well as doing research under their supervision. Some courses such as ...., ...., and .... motivated me to focus more on these research areas. I successfully (...about my previous research projects ...). Choosing an innovative research topic for my Master thesis was one of my major goals; therefore, I decided to work on (....My Master thesis subject...) . For this project, I (....what I did to do this research ...) ; the experimental results showed that the (.... the results of my master thesis...) . During this thesis, I overcame many challenging issues (... the limitations and problems during the thesis...), but none of them stopped me from moving on and achieving my goals.

برای همه تحقیقات نباید راجع به مشکلاتش صحبت کرد اما چون تحقیق من یه جورایی جدید بود و نتایجش هم یه جورایی چشمگیر نبود تصمیم گرفتم که یه کم بگم که چه مشکلاتی بود که اینطوری شد.

پاراگراف چهارم, یک مقداری در مورد تحقیقات قبلی ام که به نتیجه خاصی نرسیده بود توضیح دادم. که نشون بدم پتانسیل تحقیق رو داشتم ولی حالا یه جاهایی موفق نبودم. این پاراگراف رو هم برای جاهایی که SOP کوتاهتر میخواستن حذف کردم.


Not all my previous research endeavors were successful. In (... some researches...) . Furthermore, (... some other researches ...); however, its contribution was not significant. In (... some other researches ...) the obtained results were not promising; later, I tried this method on the ... ... 2010 contest, but it could not perform as well as the best methods. As a matter of fact, I believe in this proverb: “Failure is the bridge to success.” One should pass this bridge to become successful.

پاراگراف پنجم, راجع به تجریبات و کارهایی در بیرون از دانشگاه کردم و مهارت هایی که کسب کردم توضیح دادم. اونو هم یه جورایی ربط دادم به تحقیق کردن. برای دانشگاه ها مهم نیست که سابقه کار شما چطوریه اما من زیرکانه گفتم که این مهارت هایی که مثلا در این کار کسب کردم این کمک رو کرد که این تحقیق رو اینطوری جلو ببرم. در واقع سعی کردم بگم که کاری که بیرون کردم این مهارت ها رو به من داد که احتمالا بقیه ندارن یا کمتر دارن. (اگر میخواستم همینطوری بگم من این مهارت ها رو دارم خیلی مستند نبود و تازه سابقه کارم هم نمودی پیدا نمیکرد.)



During my research experiences, I found out that my occupation in industry and my strong background in programming play an important role in my research experiences. ............ ....................... .................. .......................  ..................     ................. (... my experiences in the industry and my important skills ... )............ ....................... .................. .......................  ..................     .................



پاراگراف ششم, چرا این دانشگاه رو انتخاب کردم. و میخوام با کدوم استادا کار کنم. این پاراگراف رو برای هر دانشگاه بازنویسی میکردم. یعنی معمولا 3-4 تا اساتیدی که بودن که میخواستم احتمالا باهاشون کار کنم رو اینجا لیست میکردم و زمینه های تحقیقاتی که علاقه مند بودم رو هم اینجا مینوشتم.



It is 4 A.M., and I remember a few weeks ago while I was surfing university websites. Among all universities in the world, the USC website engrosses my attention. At first glance, it is a well-reputed university, and has a wide variety of research projects. In addition, their research projects are interesting and related to my previous experiences. In particular, the projects of Prof. ... in the ... research group on ... are fascinating because I became familiar with this topic in one of the conferences I participated, and ... . It is wonderful that his team’s research is thoroughly related to two areas of my research experience, ... and ... . In addition, some projects of Prof. ... like .... are amazing as they are related to my experiences on ... . Moreover, Prof. ...'s projects in ... Lab on ... and .... are related to my previous researches on ..., and one of my course projects in using ... for ... . Although it would be great if I could get involved in these projects, I am open to other research projects and areas regarding my interests.


پاراگراف هفتم, بعد از تحصیل میخوام چکار کنم.



 Once again I close my eyes, and this time the flash-forward starts; I have recently graduated from USC, and I have an admission offer for a postdoctoral position regarding my PhD Thesis. I feel satisfied because I have learned many things from the ... PhD program at USC, and now I am prepared to enjoy research more than ever before. Besides, working with the world’s best professors, having presentations in the top-tier conferences, and publishing papers in well-known journals have put me on the right direction of success in an academic profession.


پاراگراف هشتم, اختتامیه!



I open my eyes, and I can see that the sun is rising and shining. The USC application form is in front of me. Before clicking on the submit button, I think to myself that getting an admission offer from USC will be several years of great responsibility and obligation to work hard; however, I am certain that I will succeed due to my academic and professional background, diversity of my experiences and skills. I appreciate their consideration of my application, and I am patiently waiting to know their decision.


----------------------------

نکاتی که باید بهش توجه کنید:


  • پاراگراف 1 باید جالب باشه. یه داستان بهترین چیزه که جذابیت ایجاد کنه. یه چیز منحصر به فرد.
  • پاراگراف 2 از ادامه اون داستانه که حالا من که توی لیسانس علاقه مند شدم به درس و تحقیق و ... چطوری میخواستم ادامه تحصیل بدم. یک مقداری هم خصوصیات خودمو توضیح میدم.
  • پاراگراف 3  باز در ادامه پاراگراف 2 میگه که حالا رفتم فوق لیسانس اونجاها چکار کردم. اینجاها باید تخصصی باشه که استادی که میخونه ببینه واقعا چکار کردید به چی رسیدید و ...
  • پاراگراف 4, زیاد جالب نیست چون یه کم اثر پاراگراف 3 رو خنثی میکنه اما باز میگه که من چه تحقیقات دیگه ای کردم. یعنی بقیه اشو هم بیکار نبودم.
  • پاراگراف 5, میگه حالا که اون تحقیقات رو کردم چه مهارت هایی در کنارش توی صنعت داشتم که بهم کمک کرد. در واقع مکمل 3 هست و خصوصیات و مهارت های منو توضیح میده.
  • پاراگراف 6, تحقیقات و مهارت های منو وصل میکنه به کارهایی که من توی اون دانشگاهی که میخوام برم میخوام انجام بدم. در واقع میگه دیدی من چکارهایی کردم و چه مهارت هایی دارم. اونا رو میتونم توی این تحقیقات و با این اساتید به کار ببرم. مخصوص بودن این پاراگراف برای هر دانشگاه هم نشون میده که من الکی یه تمپلیت درست نکردم که برای همه دانشگاه ها بفرستم.
  • پاراگراف 7, میگه وقتی من این کارها رو توی دانشگاه شما کردم بعدش چکار میخوام کنم.
  • پاراگراف آخر هم که یه اختتامیه ساده هست.
  • همه پاراگراف ها به طور منطقی به هم مرتبط شده اند و یک انشای منسجم را ایجاد کرده اند.
  • هر پاراگراف فقط در مورد یک موضوع صحبت میکنه. 
  • از اول هر پاراگراف معلومه که تا آخرش چی میخواد بگه.
  • آخر هر پاراگراف یک جمله هست که تقریبا پاراگراف رو جمع بندی میکنه.
  • من چون به جز تز فوق لیسانسم کار به درد بخور دیگه ای نکرده بودم, فقط یک پاراگراف در مورد ریسرچم داشتم. برای کسانی که تحقیقات بیشتری دارن 3 تا بهترین رو انتخاب کنن و مثل یک چکیده مقاله یک پاراگراف برای هر کدوم بنویسن.
  • پاراگراف ها نه طولانی و نه کوتاه هستن. (اون پاراگراف هایی که به نظر کوتاه هستن به خاطر اینه که من مطالبشو اینجا حذف کردم.)
  • انشا کاملا to-the-point هست. من دارم برای دکترا اپلای میکنم, پس هدفم ریسرچ هست. هر چیزی که مینویسم باید مرتبط با ریسرچ باشه. حتی سابقه کار بیرون دانشگاهم رو هم ربط دادم به ریسرچ هام. اگر مثلا کسی شناگر ماهری هست و میخواد اینو بگه, باید ربطش بده به ریسرچ. مثلا بگه که استقامتی که در شنا یاد گرفتم کمک کرد که در تحقیق هم استقامت داشته باشم!
  • به اندازه کافی مثال و ... برای توسعه پاراگراف ها به کار رفته
  • انشا برای هر دانشگاه سفارشی میشه. یعنی اسم دانشگاه چندین جا آمده. اسم اساتید دانشگاه آمده. ریسرچ لب هایی که دانشجو میخواد باهاش کار کنه آمده. این نشون میده که دانشجو الکی اپلای نکرده و واقعا بررسی کرده.
  • انشا طولانی نیست. این کلا 2 صفحه A4 میشه که برای اکثر دانشگاه ها خوبه. بعضی دانشگاه های کوچکتر از این خواسته بودن که با حذف اون قسمت ها به اون اندازه میرسید. واقعا بیشتر از این هم خواندنش آزار دهنده هست.
  • در مورد ریسرچ ها دقیقا مطالب علمی و مهم عنوان شده. اینجا مهم نیست که چقدر لغات تخصصی هستن و آیا کسی که میخونه میفهمه که چکار کردید یا نه. اینجا شما باید کاری رو که انجام دادید به رخشون بکشید. باید بفهمن چقدر باسوادید.
  • در کل مقاله (به طور غیرمستقیم) خصوصیات اخلاقی نویسنده به رخ خواننده کشیده شده. مثلا از پاراگراف دوم کاملا مشخصه که نویسنده idealistic هست. و یا در پاراگراف ششم نویسنده نویسنده میگه همیشه دوست داشتم یه ایده خلاقانه رو به عنوان پایان نامه انتخاب کنم, در واقع به طور ضمنی میگه من آدم خلاقی هستم.
  • همه چیز دلیل داره. مثلا هیچ جایی نیست که نویسنده بگه من مثلا به فلان موضوع علاقه دارم و دلیلش رو نگه چرا. و یا بگه من دوست دارم با فلان استاد کار کنم و نگه چرا. در واقع جمله مبهم توی مقاله کم پیدا میشه.
  • کلمات تکراری خیلی کم داره. مثلا بعضی ها مدام مینویسن interesting. به جای این میشه مترادف ها رو استفاده کرد که بهتر باشن.
  • تمام نکاتی که دانشگاه ها دنبالش هستن, توی هر پاراگراف یک قسمت توضیح داده شده.


------------------------

توضیح کلی داستان


یه داستان کلی گذاشتم برای کل SOP که مثلا نصف شبه و میخوام حالا SOP بنویسم و دارم فکر میکنم به گذشته ها. این flashback رو از آهنگ Love Story تیلور گرفتم. اون 2 نصف شب رو هم از دو تا آهنگ دیگه! توی flashback کارهای قبلیمو توضیح میدم. اینجاها رو یه کم رسمی تر و مثل SOP های دیگه نوشتم چون معمولا همین قسمت هاست که کامل خونده میشه که بدونن قراره روی چی کار کنم و به چی علاقه دارم و کلا نمیخواستم که خیلی هم SOP ایم فانتزی بشه.

آخرش که همه داستان گذشته رو گفتم یه flashforward داریم که میگم در آینده میخوام به کجا برسم. این flashforward رو هم از آهنگ Mine تیلور گرفتم! 

در نهایت هم میگم که دیگه خیالات بسه و صبح شده. اون خط صبح رو برای این گذاشتم که خواننده احساس کنه از یک تاریکی 2 نصف شب به صبح رسیده و حس خوبی پیدا کنه و بهم ادمیشن بده! که نامردا خیلی هاشونم ندادن!


به نظر خودم این SOP عالی حساب میشه. دوست من با یه SOP متوسط که تقریبا همش شکل یک تمپلیت بود از کانادا پذیرش گرفت چون استاد پیدا کرده بود. واقعا برای بسیاری از دپارتمان ها به صورت فرمالیته هست. اما اگر اپلای میکنید و استاد ندارید, استادی که دنبال فاند میگرده حتما اینو میخونه. SOP منو 3 تا استاد خونده بودن و بعد باهام مصاحبه هم کردن (اسکایپی و ایمیلی) که اینجا نوشتم چی گفتیم و چی شنیدیم. در شرایط مساوی اپلای هم خب این خودش یک وزنه هست. اگر استاد پیدا کردید که خیلی نمیخواد وقت بذارید برای SOP. اما اگر نکردید حتما وقت بذارید و یه چیز خوب بنویسید. تمپلیت هم زیاده توی اینترنت.

SOP