نفر اول
دو ماه به عنوان internship توی دوره لیسانس رفت انگلیس. از لیسانس به دکترا قبولش کردن, نمره تافلش که کمتر از مینیمم دانشگاه بود رو براش waive کردن. ارزشمندترین بورس دولت انگلیس رو بهش دادن. کل مخارج دانشگاهشو براش waive کردن. آخر سر یک TA هم دادن که خرج زندگیشو هم داشته باشه. و این کارها رو فقط استادی که اون 2 ماه باهاش کار کرده بود انجام داد. فقط یکی دو ماه ارتباط رو در رو با یک استاد این همه مزایا به همراه داشت. (خدا رو شکر وزارت علوم هم قبول کرد که بهش معافیت بده و به زودی ویزا هم میگیره و میره)
نفر دوم
آخرای درسش برای 60 تا استاد توی کانادا ایمیل زد. از اون 60 تا 3 تاشون باهاش مصاحبه کردن و هر سه بهش پذیرش با فاند کامل دادن. یکیشون براش از دپارتمان هم فلوشیپ گرفت. کلا همین 3 تا دانشگاه هم اپلای کرد. شرایطش هم خیلی شبیه من بود. نمره تافلش هم از مینیمم دانشگاه کمتر بود که استاد براش waive کرد. دو سه نفر دیگه هم دانشگاهی های خودم از دانشگاه های پایینتر کانادا مثل شهید کنکوردیا و ... همین شرایط رو به دست آوردن.
نفر سوم
چند ماه به عنوان فرصت مطالعاتی رفت آلمان. همونجا استادی که باهاش کار میکرد بهش فول فاند دکترا داد. البته خودش قبول نکرد و الان داره امریکا میخونه.
نفر چهارم
توی یکی از کنفرانس های که اروپا میره با یک استاد آشنا میشه, با هم صحبت میکنن در مورد کارهاشون. اواخر کنفرانس استاد بهش میگه دوست داری که با من کار کنی؟ بهش پذیرش فول فاند همونجا رو میدن.
نفر پنجم
سال آخر لیسانس چند تا مقاله خیلی خوب داشت (چون توی تیم تحقیقاتی بود). شروع میکنه به ایمیل زدن به اساتید کانادا از McGill فول فاند میگیره. البته بنا به دلایل خانوادگی نمیره. همین فرد از پرتغال نتونست فاند بگیره چون شرایط معدلش و ... کمتر از بقیه بود.
نفر ششم
از پروژه فوق لیسانس با یکی از اساتید توی دانشگاه کلمبیا آشنا میشه و برای تزش مدام از اون کمک میگیره و نظراتش رو توی تحقیقات تزش اعمال میکنه. (این فرد هم رشته ای خودم بود و ریسرچش هم خیلی نزدیک به من بود) امریکا و کانادا امسال 7-8 جا اپلای میکنه و همه رو ریجکت میشه و فقط همون استاد بهش فول فاند میده.
نفر هفتم
برای فوق لیسانس هیچ فاندی نمیگیره و با هزینه خودش میره سوئد (اون موقع ها دانشگاه رایگان بود). دکترای همون دانشگاه با فاند کامل قبول میشه.
نفر هشتم
بدون فاند میره همین دانشگاهی که من قبول شدم. یک ماه نگذشته که استاد یکی از درس هاش ازش میخواد که با اون کار کنه و شهریه ترم 1 رو هم بهش پس میدن و فول فاند میشه و الان فارغ التحصیل شده و داره توی نیویوک کار میکنه. البته من از نزدیک نمیشناسمش اما از یکی از دوستان شنیدم.
نفر نهم
فوق لیسانس دانشگاه UCLA قبول میشه ولی سال آخر فوق لیسانس خودش بوده. ریسک میکنه و درس اینجا رو ول میکنه میره اونجا. با کار توی دانشگاه نصف خرجشو در میاره و نصف بقیه رو از جیب میذاره. فوق لیسانس رو که میگیره مستقیم با حقوق حدود 100 هزار دلار در سال استخدام میشه. این کار رو کرد که دکترا نخواد بخونه و زودتر وارد بازار کار بشه. این فرد رو از نزدیک نمیشناسم و داستانشو از یکی از دوستان شنیدم.
نفر دهم
به اتفاق پدر و مادرش میره امریکا چون پدرش میخواسته بعد از چندین سال تدریس دکترا بخونه. فوق لیسانسش رو از دانشگاه متوسط امریکا (UTArlington) با خرج پدرش میگیره. دکترا رو UCSD فول فاند قبول میشه و بعد از دکترا با حقوق سالی 100 هزار دلار راحت کار پیدا میکنه. البته قبول نمیکنه و برگشته اینجا تدریس کنه.
شاید افراد دیگه ای هم باشن که دور یا نزدیک داستانشونو من میدونم اما دیگه به ذهنم نمیرسه. تجریبات خودم هم که توی این وبلاگ هست.
به طور کلی سه جور فاند داریم:
یکی فاندی که جایزه ای میدن و در ازاش هیچ کاری نمیخوان. Scholarship, Fellowship
یکی فاندی که در ازای تحقیق میدن. Research Assistant
یکی فاندی که در ازای کمک استاد بودن میدن. Teaching Assistant
فلوشیپ
برای اولی هیچ کاری لازم نیست کنید. معمولا به کسانی میدن که همه چیزشون در حد عالی هست. مثلا رزومه درخشان دارن, معدل عالی دارن, نمره جی آر ای عالی دارن و ... استرالیا چون فاندهاش تقریبا همه از این جنس هست برای کسی که معدل کمی داره دیگه تقریبا محاله که از استرالیا فاند بگیره. برای امریکا هم واقعا طرف باید نخبه ای المپیادی ای چیزی باشه که بتونه بگیره. برای کانادا دیده شده که یه مبلغ کمی رو دانشگاه برای سال اول به این عنوان به کسانی که استاد توصیه کنه میده. برای کشورهای اروپایی و آسیایی هم با شرایط پایینتر بورسیه های اینطوری گرفت. در مورد ایتالیا و دانشگاه میلان میدونم که اونقدرها هم سخت نیست گرفتنش.
Research Assistant
اگر قبلا کار تحقیق کرده باشید این شانس رو دارید که یه استادی پیدا کنید که حاضر بشه برای تحقیقاتش به شما فاند بده. که میره توی پروسه پیدا کردن استاد و ایمیل و نامه نگاری. اکثر کسانی که این فاند رو میگیرن یا ارتباط رو در رو با استاد داشتن, یا اینکه یه مدت زمان طولانی (مثلا یکی دو سال) با استاد از طریق ایمیل برای تزشون و یا تحقیقات اینجاشون در ارتباط بودن, یا اینکه میشینن هزار تا استاد پیدا میکنن و اینقدر ایمیل میزنن که یکیشون بخواد بهشون فاند بده. کلا راه اصلی اش اینه که موضوع پایان نامه اتونو با یه استاد دانشگاه خارجی صحبت کنید و برای قسمت های اون مداوم باهاش در ارتباط باشید تا دست آخر که مقاله اشو نوشتید دوست داشته باشه در آینده باهاش کار کنید. اگرنه اون روش 1000 تا ایمیل خیلی مسخره است.
Teaching assistant
یه تعداد خیلی محدودی توی دپارتمان ها معمولا موقعیت تدریس وجود داره که اغلب به دانشجوهای دکترا میدن. اینو دپارتمان به اونایی میده که رزومه و نمره امتحان و در کل شرایط خیلی بهتری نسبت به بقیه دارن.
------------------
برای فاند باید یه چیزی داشته باشید که فاند بگیرید. اگر معدل 15 دانشگاه آزاد هستید و نمره زبان فوق العاده هم ندارید, هزار نفر دیگه هم مثل شما هستن, چرا باید بهتون فاند بدن؟
کسانی که TA میگیرن معمولا یه دانشگاه پایینتر از کسانی میرن که RA میگیرن. چون اساتیدی که RA میدن دیگه سطح اپلیکنت رو در نظر نمیگیرن و به هر قیمت ممکن میخوان که این دانشجو رو داشته باشن. از طرفی دپارتمان فقط به تاپ ترین افرادی که اپلای کردن میتونه TA بده. بنابراین کسی که TA یک دانشگاه پایین رو گرفته حتما میتونسته RA یه جای بالاتر رو بگیره. اما خب استادی که بهش فاند بده رو پیدا نکرده.
برای اروپا اگر جایی فاند داشته باشه مثل ایتالیا دانشگاه میلان (برای بعضی رشته ها) با یه نمره زبان بالا و یا یک رزومه یک مقدار متفاوت میشه از دانشگاه بورسیه گرفت. یه جاهای کمی هم هستن که GRE رو هم میخوان.
بنابراین اگر فاند میخواهید از همین الان اساتیدی رو پیدا کنید که بتونید باهاشون کار کنید و یک زمان طولانیتری رو باهاشون بگذرونید. اگر بتونید رو در رو با هم صحبت کنید خیلی خیلی موثره. اگر نه توقعتون رو بیارید پایین و سعی کنید رزومه و نمرات زبان و ... رو تقویت کنید تا شاید TA بگیرید. این احتمال رو بدید که به مدت یک ترم و یا یکسال هیچ نوع فاندی هم نمیگیرید (برای فوق لیسانس ها کل دوره دو ساله) تا اگر جایی قبول شدید و بدون فاند بود بتونید برید و اونجا خودی نشون بدید و ازشون فاند بگیرید.
کاری که من کردم رو نکنید. من مجبور بودم که بیرون کار کنم و پول در بیارم. خانواده ام هیچ کمکی نمیتونستن به من کنن که خرج اپلای منو بدن. میدونم که شاید خیلی از شما هم در شرایط من هستید و شاید کار هم با حقوق خوب نداشته باشید. اما تا میتونید بیرون کار نکنید و به جاش درس بخونید.
کاری که آدم اینجا میکنه در نهایت میشه ماهی 1 میلیون که 600 دلار هم ارزش نداره. در حالی که اگر یه دانشگاه خوب بورس بگیره درآمدش از همون اول میشه مینیمم ماهی 1200 دلار برای نصف اون زمان کار توی ایران. میخوام دو دو تا چهارتا بگم که کار کردن اینجا فقط ضرر داره. کسی که اینجا کار میکنه, ممکنه زمان اپلای کردنش زیادتر بشه و یکسال بیشتر معطل بشه و یا اینکه اصلا قبول نشه و یا فاند نگیره. خب واقعا این همه ریسک هست اصلا ارزش نداره که آدم بیرون کار کنه.
اما برای کسی که واقعا پول نداره و چاره ای نداره دیگه کاریش نمیشه کرد باید در حد اضطرار کار کنه.
وقت ارزشمندتون رو بذارید برای خوندن زبان و جی آر ای.
فقط برای امریکا و بعضی دانشگاه های خاص در کانادا و اروپا نیاز هست که نمره امتحان GRE رو هم داشته باشید. این امتحان از اون امتحانایی هست که برای آمادگیش زمان لازم داره.
بچه هایی که از ایران اپلای میکنن درک نادرستی از امتحان دارن و فکر میکنن که یه امتحانیه که نمیشه ازش نمره گرفت یا حداقل ایرانی ها نمیتونن. در حالی که یه چینی و یه هندی نمره کامل این امتحان رو میگیرن. فقط نیازمند زمان و برنامه ریزی هست.
یه چینی و یا هندی نزدیک به 3 سال برای این امتحان مطالعه میکنه و تنها دلیلی که میتونه نمره خوب بگیره همینه. یه ایرانی سال آخر ارشدش یادش میفته که اپلای کنه و یه امتحانی هست به اسم GRE که اصلا نمیدونه چیه و تازه میخواد بشینه لغت بخونه.
قسمت های امتحان
ریاضی: در حد ریاضیات دبیرستانه. یه مقداری تست هوش هم توش هست. زمان امتحان کاملا کافیه. برای کسی که ریاضی اوستاست کلا یک هفته مطالعه کافیه. برای کسی که یه مقداری یه جاهایی لنگ میزنه حدود 3-4 هفته زمان لازم داره که نمره کامل بگیره. برای کسی که پایه ضعیفی از ریاضی داره دیگه خیلی سخته نمره کامل بگیره و باید زمان بیشتری صرف کنه, شاید 2 ماه یا بیشتر.
وربال: یه افسانه ای وجود داره که ایرانی ها نمیتونن نمره وربال بالا بگیرن. این فقط یه افسانه است. اغراق نمیکنم که خیلی سخته اما نشد نیست. فقط زمان زیاد لازم داره. وربال جی آر ای برخلاف چیزی که میگن لغات به درد نخوره, خیلی هم لغات به درد بخوری هست. منتهی به درد قشر تحصیلکرده و با کلاس جامعه میخوره. ما توی فارسی اینو خیلی نداریم و میبینیم که تفاوت صحبت عالیترین مقام اجرایی کشورمون با یه بی سر پای کارتون خواب خیلی نیست. اما باز توی فارسی هم یه سری لغات خیلی رسمی هستن مثلا "مبرهن است" اگر 20 سال هم ایران با مردم زندگی کنید شاید یکبار هم این واژه به گوشتون نخوره اما توی گفتارهای خیلی رسمی و یا آدمای خیلی با کلاس حتما میبینید. اگر واقعا میخواهید در سطح فرهنگ آکادمیک امریکا تعامل داشته باشید این بخش رو جدی بگیرید. در کنار این لغات که خیلی فرمال هستن, یک عالمه لغات روزمره هم یاد میگیرید که توی فیلم ها و ... به درد میخوره. برخلاف ما که روزنامه ها هم خیلی با گفتار عادی مون فرق نداره, اونجا روزنامه ها مخصوصا اونایی که خیلی رسمی هستن همه از همین کلمات رسمی استفاده میکنن. این امتحان رو خیلی خیلی جدی بگیرید.
برای آمادگی وربال نمره 147-148 (معادل 400-420 قدیم) حدودا 6 ماه روزی 2-3 ساعت وقت لازم (از سطح زبان حدود تافل 90) هست. برای بیشترش همینطور این زمان میره بالا. یکی از دوستای برادرم در 7 ماه با مطالعه روزی 8 ساعت مفید تونست نمره 158-159 (معادل 580-590 قدیم) هم بگیره (البته یه جورایی نخبه شریف بود فکر نکنم من بتونم.) در طول این هفت ماه هم به جز برای دستشویی از اتاق بیرون نیامد و حتی غذاشو هم میآوردن توی اتاق!
رایتینگ: این قسمت نوشتن دو متن تحلیلی هست که میخوان ببینن چقدر از یک موضوع تحلیل دارید و میتونید زوایای اونو بررسی کنید. شبیه رایتینگ تافل هست. با این تفاوت که خود مثال ها و تحلیل ها هم در نمره موثر هستن.
آمادگی هم فقط با تمرین زیاد به دست میاد. تمرین تمرین تمرین. مدام باید بنویسید و لغاتی رو که یاد گرفتید سعی کنید استفاده کنید.
منابع
منابع کلا 2 تا کتاب Official Guide , Big Book به درد میخورن.
منابع ریاضی: کتاب Official خود ETS رو کامل کامل بخونید (حتی مرور ریاضی اشو) کتاب بارونز مرور ریاضی اشو بخونید. بقیه تست های کتاب بیگ بوک رو بزنید. روزی 3 سری تستشو میشه راحت زد و کلا حدود 30 سری تست بیشتر نیست.
منابع وربال: بازم اول کتاب Official Guide رو کامل بخونید. بعد تا میتونید لغت حفظ کنید و مجله بخونید. وقتتون رو هم با خواندن مطالب کتاب بارونز و کاپلان و ... اصلا تلف نکنید. با توجه به جدید شدن امتحان, مطالب این کتاب ها کوچکترین کمکی نمیکنن. حتی نمونه تست هاشونم تقریبا به هیچ دردی نمیخورن. هنوز منبع خوبی به جز همون کتاب Official برای جی آر ای جدید نیست. برای تست زنی هم کتاب Big Book فقط قسمت هایی که رایتینگ داره به درد میخوره.
منابع رایتینگ: اینجا تقریبا هیچ منبع به درد بخوری نیست. یه کتاب هست به اسم GRE CAT Answers to the Real Essay Questions, Mark Alan Stewart که یه مقداری به من کمک کرد و از مطالبش ایده گرفتم. مطالعه یه سری از این رایتینگ ها رو توصیه میکنم. برای بقیه اش جز نوشتن چاره این نیست. انشا هاش رویایی تر از اونیه که بشه سر امتحان اینطوری نوشت اما خوندنش ضرر نداره. لیست تاپیک ها هم که قبلا از سایت ETS لینک کرده بودم.
تجربه خودم
من سال اول هیچی برای GRE نخوندم. یعنی حتی تافل هم فکر نمیکردم بتونم 80+ بگیرم, چه برسه بخوام برای GRE بخونم. با راهنمایی اشتباه بعضی ها رفتم همینطوری یه امتحانی دادم و نمره ام خیلی کم شد. بعد با راهنمایی اشتباه همون بعضیها با همون نمره کم هم اپلای کردم و همه جا ریجکت شدم. نمره هام یادم نیست اما توی پست های قبلی اون موقع پیدا میکنید. برای سال دوم میشه گفت نزدیک 5000 تا لغت جدید حفظ کردم. تقریبا از 15 فروردین تصمیم گرفتم که بخونم و تا خود امتحان 28 آبان خوندم. چون سر کار میرفتم تقریبا روزی 1-3 ساعت میخوندم و ماه آخر هم که فول تایم خوندم.
برای وربال لغات رو فقط از یه سری لغت که توی اپلای ابراد گذاشته بودن خوندم. متن هم از همون سایتهایی که معرفی کردم مخصوصا نیویورک تایمز میخوندم. البته این آخری ها فهمیدم که وربال ادونتج Verbal Advantage هم شدیدا به درد بخوره اما دیگه وقتی نداشتم که اونا رو هم بخونم.
برای ریاضی کتاب Official Guide رو به همراه کل کتاب بارونز جدید رو خوندم و فکر کنم 17 سری از بیگ بوک رو هم زدم. کتاب کاپلان جدید رو هم تست هاشو زدم. دو تا کتاب فارسی "ریاضیات پایه با طعم گیلاس" و "هندسه انتشارات خیلی سبز" رو هم خریدم و یه کم آمار و بعضی قسمت های مثلثات رو که یادم رفته بودن از روی این کتاب ها مرور کردم اما در کل میتونم بگم که خیلی به دردم نخوردن و کلا برای این کتاب ها هم کمتر از 5-6 ساعت وقت گذاشتم.
تا امتحان GRE مهر ریاضی رو فقط چند سری بیگ بوک زدم و آفیشال رو خوندم که نمره ریاضیم شد عین پارسال (بد شد). وربال هم لغت زیاد خوندم و همون مجلات. که نمره ام شد 148.
برای امتحان آبان, ریاضی اون چیزایی رو که بالا نوشتم خوندم. که نمره ام شد 164. وربال هم کل کاپلان و بارونز جدید رو خوندم که به هیچ دردم نخورد. آفیشال رو هم تست هاشو زدم که به دردم خورد. که نمره ام شد 147. دو سری تست بیگ بوک رو هم زدم.
برای رایتینگ مهر هیچی نخوندم. برای رایتینگ آبان کتاب آفیشال رو دقیق خوندم. مهر رو 3.5 و آبان رو 4 شدم. تمرین خاصی نکردم اما واقعا میتونم بگم که سطح رایتینگم نسبت به پارسال خیلی خیلی بهتر شده بود. سعی کردم امتحان دومی Argument رو خیلی دقیق مطابق مثال های کتاب آفیشال بنویسم.
نمره ای که من گرفتم به نظرم برای زمانی که گذاشتم خوب بود. اما برای کسانی که میخوان واقعا برن امریکا, این نمره ها ناپلئونی حساب میشه دیگه. باید برنامه ریزی کنید برای وربال بالا 153 و ریاضی 170. رایتینگ 4 خوبه که با یک کم تمرین و از روی مثال های خودETS کار کردن به دست میاد. نمیتونم بهتون بگم که چقدر این امتحان مهمه و چقدر اشتباه میکنن اونایی که اینو نمره خوب نمیگیرن. من اون موقع توی اپلای ابراد میخوندم که "من وربال 133 شدم که از سرم هم زیاده!" خب کسی که این نمره رو میبینه نمیگه این دانشجو یک خنگ به تمام معناست؟ گول این تبلیغات منفی رو نخورید و یکسال برنامه بذارید حسابی بخونید. این سرنوشت و آینده اتونه.
گفتم که اصلی ترین زمانی که برای اپلای میذارید زمان خواندن انگلیسی هست. حالا انگلیسی خوندید, چطوری میخواهید ثابت کنید که بلدید؟ اینجاست که امتحانات تافل و آیتلس نقش خودشونو نشون میدن. در مورد تافل و آیلتس فکر کنم خیلی خیلی زیادی قبلا نوشتم و بنابراین تکرار مکررات نمیکنم. فقط بعضی چیزایی که احتمالا قبلا ننوشتم رو اینجا مینویسم.
حدود نمره تافل بر اساس سطح مطالعه زبان
از نظر زمانی به نظرم اینطوری میشه گفت (تقریب با خواندن حدود روزی 2 ساعت):
سطح زبان متوسط (یکسال زبان خواندن بعد از دبیرستان) = تافل 80
سطح زبان متوسط رو به بالا (یکسال و نیم خواندن بعد از دبیرستان) = تافل 90
سطح زبان متوسط نزدیک به پیشرفته (دو سال بعد از دبیرستان) = تافل 100
سطح زبان پیشرفته (سه سال بعد از دبیرستان) = تافل 110
سطح زبان خیلی پیشرفته (چهار سال بعد از دبیرستان) = تافل 118-120
معادل سازی تافل و آیلتس
تافل رو با آیلتس در حالت کلی نمیشه معادل سازی کرد اما اگر بخواهیم کنیم تقریبا اینطوریه:
آیلتس 6 = تافل 80
آیلتس 6.5-7 = تافل 90
آیلتس 7-7.5 = تافل 100
آیلتس 7.5-8 = تافل 110
آیلتس 9 = تافل 120
تفاوت ها
از نظر فرقی نمیکنید آیلتس بدید یا تافل. برای امریکا تافل بهتره چون معمولا دانشگاه ها مینیمم های پایینتری دارن. برای استرالیا و کانادا میگن آیلتس بهتره چون معمولا مینیمم پایینتری داره. برای اروپا و آسیا به نظرم اصلا فرقی نمیکنه. مهم اینه که ببینید با کدوم فرمت راحتتر هستید.
در کل جو دانشجوها بر این است که آیلتس امتحان آسونتریه.
از نظر برگزاری تافل خیلی بهتر از آیلتس برگزار میشه. چند تا موسسه هستن و هر ماه هم برگزاری داره.
از نظر ریپورت نمره, تافل خیلی خیلی بهتر و ارزونتر از آیلتس ریپورت میشه.
در کل تافل نظم بهتری در برگزاری داره.
بخش اسپیکینگ تافل زمان بندی کردن خیلی مهمه و ممکنه موقع اسپیکینگ بغل دستی اتون بلند حرف بزنه و شما قاطی کنید و یا موقع لیسنینگ بغل دستی اتون حرف بزنه و شما نفهمید که مکالمه چی شد. اما توی آیلتس چون اسپیکینگ جداگانه برگزار میشه این مشکل نیست و چون به صورت اینترویو با یک آدم واقعی هست, مشکل زمانبندی برای جواب دادن سئوالات نیست.
تجربه خودم
تا یکسال قبل از اپلای که تقریبا در حد دبیرستان (یه کم بالاتر) بودم. توی اون یکسال قبل از اپلای, یک ترم هم برای تافل کلاس رفتم که بدونم امتحانش چطوریه. بعد از چند ماه خوندن تافل دادم و 88 شدم. البته این ماکزیمم چیزی بود که میتونستم بگیرم. یکسال بعد تونستم تافل 100 بگیرم و البته این مینمم نمره ای بود که میتونستم بگیرم.
منابع
قبلا به طور کامل در مورد منابع صحبت کردم. به طور خلاصه:
به جز کتاب Official Guide ETS که همه مطالبشو میخونید, بقیه کتاب ها رو فقط نمونه تست بزنید کافیه. بارونز, کاپلان, کمبریج, ... همه چند سری نمونه تست دارن که تقریبا همه نرم افزار دارن که میتونید نصب کنید و هیچ نیازی به کتابش هم نداشته باشید. برای رایتینگ فقط یه کتاب بارونز داره که بد نیست بخونید (به کار من نخورد).
برای ریدینگ: خیلی بخونید و لغت زیاد حفظ کنید. لغات کتاب 1100 شدیدا به درد میخوره. حفظ لغات برای جی آر ای هم خیلی کمک میکنه (چیزی که واقعا به من کمک کرد)
برای رایتینگ: تا میتونید بنویسید. برنامه White Smoke هم نصب کنید که نوشته هاتونو چک کنید.
برای لیسنینگ: مدام گوش بدید. توی راه خونه تا سر کار و برعکس و یا در حال ورزش صبحگاهی در پارک پادکست گوش کنید. صدای امرررریکا و بیی بیی سیی هم یه سری پادکست میذارن. اونایی که با سرعت کم هست برای شروع کار خوبه, اما یه مدت کمی که گذشت شروع کنید به گوش دادن به پادکست های با سرعت مکالمه واقعی.
برای اسپیکینگ: با خودتون حرف بزنید. صدای خودتونو ضبط کنید و اشکالاتشو بگیرید. اگر کسی رو هم دارید که باهاتون صحبت کنه خیلی هم بهتر. تکرار پادکست های که سرعتشون کمه برای تلفظ خیلی خوبه.
نمره و مقطع
(نمره های زیر حدودی هستن, منظور از 90 نه عدد دقیق 90 بلکه نمره نزدیک به 90 هست)
تافل زیر 80 = به درد هیچی نمیخوره
تافل 80 برای آسیا (مقطع ارشد) = خوبه
تافل 80 برای اروپا (مقطع ارشد) = مینیمم
تافل 90 برای آسیا (مقطع ارشد) = عالی
تافل 90 برای اروپا (مقطع ارشد) = خوبه
تافل 90 برای کانادا و امریکا و استرالیا (مقطع ارشد و دکترا) = مینیمم
تافل 100 برای اروپا (مقطع ارشد و دکترا) = عالی
تافل 100 برای کانادا و امریکا و استرالیا (مقطع ارشد و دکترا) = خوبه
تافل 110 برای کانادا و امریکا و استرالیا (مقطع ارشد و دکترا) = عالی
درسته که اکثر دانشگاه های امریکا مینیمم تافلشون 80 هست اما میانه کسانی که برای مثلا ارشد اقدام میکنن اونجا میبینید نزدیک 90 هست و برای دکترا نزدیک 100. نمره ها هم خیلی تخمینی نوشتم. مثلا دانشگاه متوسط امریکا معلومه که شرایطش نزدیکتره به اروپا و تافل 100 براش عالی حساب میشه اما برای دانشگاه تاپ امریکا 110 نمره خوبیه.
اینو نوشتم که اگر مثلا حدود تافلتون 80 هست وقتتون رو تلف نکنید که برای دانشگاه خوب یا متوسط امریکا اپلای کنید. وگرنه خودمم میدونم که نمیشه اینطوری نمره ها رو خط کشی کرد.