X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

این هفته رضا میخواست بلیت کنسرت بخره. یه جا آدرس گرفتیم و منم باهاش رفتم که یه ذره شهر رو بگردیم. هر چی گفت آقا ابی میخوان بیان بیا با هم بریم, من قبول نکردم. حامد هم گفت گرونه و نیامد. آخه یه بلیتش 60 دلار بود. در هر صورت رضا رفت و خرید. میگفت توی این سه سالی که امریکاست تا حالا 3 بار دیگه هم رفته. دو سه بار هم 500 مایل رانندگی کرده که برسه! اینجا که دیگه چیزی نیست. 



فرداش با رضا رفتیم که لباس بخره و ما رو هم بذاره خونه. جیراج هم با ما آمد که بیرون رستوران یه چیزی هم بخوریم. اینبار هم رفتیم یه buffet امریکایی. 



تنوع غذاییش به نسبت خوب بود و قیمتش هم نفری 11 دلار بود. چون غذای وجترین نداشت جیراج به جز دسر چیزی نخورد. من اما ماهیشو خوردم و نسبتا هم خوشمزه بود. هر چی هم رضا گفت از خرچنگ و صدف و ... هم بخور, من نتونستم بخورم. حتی قیافه اش هم برام قابل قبول نبود. تنوع دسرش خیلی خوب بود اما نمیدونم چرا غذاهاش مزه اش مصنوعی بودند. عین غذاهای زی زی گولو بودند.




بعدش هم رفتیم لباس بخریم. منم میخواستم یه پیرهن سفید برای زیر کتم بخرم اما خیلی گرون بودند.