X
تبلیغات
رایتل

امروز یه مقاله خوندم از یه استاد دانشگاه متوسط ضریب هوشی ایرانی ها رسیده به 84 و این رتبه 97 بین 185 کشور هست و همونطوری که میشه حدس زد اون کشورهای پایینی اکثرا کشورهای آفریقایی یا اونایی هستن که توی نقشه باید ذره بین بذاریم که ببینیم.


پیشنهاد میکنم اگر فرصت دارید یه نگاهی به این مقاله بندازید:

http://anooshsaba.blog.com/2011/08/20/%D8%B6%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/


امریکا 98 هست و هنگ کنگ رتبه 1 با ضریب هوشی 107. حالا نمیگم نتایج این تحقیق حتما صحیحه اما چیزی که هست معلومه که ما کمتر از گذشته باهوشیم. به عبارت دیگر خنگ تر شده ایم. گواه منم این شعر فردوسیه که میگه:

به یزدان که گر ما خرد داشتیم            کجا این سرانجام بد داشتیم


این یعنی ما خرد (به قول جدیدیا IQ) نداریم. به قول مدیری داریم به IQ مرغ نزدیک میشیم. خب بهتره تا این اتفاق نیفته از این کشور بذارم برم. دلم نمیخواد IQ بچه ام با واحد مرغ حساب بشه.

-----------------------

قسمت های جالب مقاله از نظر من:


  • دیوید لاندز و ساموئل‌هانتینگتون عوامل فرهنگی (سخت‌کوشی، نظم، آرمان‌های بزرگ، همگرایی اجتماعی، احترام به کار، ارزش قایل شدن برای تحصیلات) را مهم‌ترین عامل موفقیت و ثروت ملل می‌دانند.
  • ریچارد لین ریشه‌های ثروت و فقر ملل مختلف را در هوش و استعداد ذاتی آنان می‌داند و قایل به برتری ژنتیکی بعضی از اقوام و نژادها در مقایسه با سایرین است.
  • وقتی در یک جامعه شرایط به گونه‌ای باشد که نخبگان در گذر زمان آن را ترک می‌کنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر می‌کند، بلکه در دراز مدت، ذخیره ژنتیکی کشور را نیز فقیرتر می‌کند. این امر در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن به دقت مطالعه شده است.
  • مهاجرت انتخابی نخبگان اثری مخرب بر توسعه ملل می‌گذارد.
  • ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 کشور جهان دارا می‌باشد.
  • ایران با ضریب مهاجرت 15 درصد، رتبه اول را در میان 61 کشور توسعه نیافته و در حال توسعه دارا می‌باشد.
  • با نگاهی به فهرست اسامی افرادی مانند لئوناردو داوینچی (ضریب هوشی220)، گوته (210)، پاسکال (195)، نیوتن (190)، لاپلاس (190)، ولتر (190)، دکارت (185)، گالیله (185)، کانت (175)، داروین (165)، موزارت (165)، بیل گیتس (160)، کوپرنیک (160) و اینشتین (160) به‌سادگی درمی‌یابیم که توسعه دانش بشر در طول تاریخ بیش از هر چیز مرهون افراد نابغه می‌باشد.

حیف که این مقاله خیلی مستند نیست.

برچسب‌ها: راهنمایی کلی

امروز یه سایت جالب پیدا کردم که برای تعیین دامنه لغت هست.

http://testyourvocab.com/


این سایت 2 مرحله از کاربران تعدادی لغت رو میپرسه که بلد هستن یا نه. بعد ازشون یه چند تا اطلاعات در مورد سالهایی که زبان خوندن و ... می پرسه و تعیین میکنه که دامنه لغت کاربر چقدر هست. من خودم امروز شرکت کردم دامنه لغتم رو زد 19,300 که به نظرم بد نیست. (البته لغت های صفحه اول که خیلی آسون هستن و لغت های صفحه دوم رو هم میتونم بگم همشو توی لغت های GRE که حفظ میکردم دیده بودم. برای همین فکر کنم عددی رو که زده خیلی هم درست نباشه برای من!)

از اون جالب تر اینه که آمارهایی هم از کسانی که شرکت کردن داره ارائه میده:

http://testyourvocab.com/blog.php


زبان انگلیسی خیلی لغت داره. تا اونجایی که یادم میاد توی یه سایتی نوشته بود که انگلیسی چیزی نزدیک به 550,000 لغت داره که آمار وحشتناکیه. اینو که دیده بودم یه کم نا امید شده بودم که هیچ وقت نتونم خیلی خوب صحبت کنم اما بعدا فهمیدم که اینطوریا هم نیست. این سایت نشون میده که خود Native هاش هم بین 20,000 تا 40,000 تا لغت بلد هستن. یه مقاله جالب هم در مورد دامنه لغت افراد هست توی این آدرس:

http://iteslj.org/Articles/Cervatiuc-VocabularyAcquisition.html


که میگه خارجی هایی که بین 20,000 تا 35,000 تا لغت بلد باشن میتونن مثل یه Native صحبت کنن. بنابراین نباید خیلی از دور از ذهن باشه که بعد از 2-3 سال تمرین لغت و زبان بتونیم عین یک Native با دیگران ارتباط برقرار کنیم. امیدوار کننده است.

برچسب‌ها: زبان انگلیسی، GRE، TOEFL

یه چیزی این هفته خیلی ناراحتم کرد و اون شنیدن خبری در مورد در خطر مرگ بودن بچه های سومالی از گرسنگی بود بود. داشتم فکر میکردم که سالیانه چند هزار گوسفند توی مکه سر بریده میشه تا هیچ گرسنه ای توی دنیا نباشه اما معلوم نمیشه که این غذاها به کجا میرن.

به هر حال یه شماره حساب گیر آوردم. از این آدرس:


http://www.applyabroad.org/forum/showthread.php?32208

سایت کمک مالی:
حداقل 10 دلار، https://www.rescue.org/donate/drought_africa
https://www.wfp.org/donate/hoa_bbank?icn=banner&ici=bb-HOA




عکس: یه بچه افریقایی هست که در حال مرگ هست و لاشخوری منتظر مرگ وی هست که بسیار عکس غم انگیزی هست. البته ظاهرا برای امسال نیست اما چون تاثیر گذار بود گذاشتم.

کمک از طریق حلال احمر:
0199999999003 حساب سیبا بانک ملی
99999 بانک ملی

ظاهرا اون شماره 13 رقمی رو میشه با عابربانک هم داد که فردا یه تستی میکنم.



ببخشید من تصحیح میکنم:

آیت الله صانعی هم طی خبری شماره حساب اعلام کردن برای این کار که متن خبرش اینه:


کمک به مردم قحطی زده سومالی


بسمه تعالی

به دلیل گرسنگی و بی آبی ناشی از خشکسالی در شرق قاره آفریقا فاجعه انسانی بزرگی در حال وقوع بوده و مردم کشورهای منطقه و در راس آن کشور سومالی با بحرانی کم سابقه رو در رو هستند.
حضرت آیت الله العظمی صانعی مبلغ بیست میلیون ریال را جهت کمک به مردم سومالی اختصاص داده اند.

مومنین می توانند، جهت واریز کمکهای خیرخواهانه خود از طریق سامانه آنلاین در قسمت پرداخت وجوه شرعی بخش کمک به سومالی اقدام نمایند.
و یا از طریق شماره حساب ذیل به نام آیت الله العظمی صانعی نزد بانک سامان شعبه قم اقدام نمایند.

شماره حساب : 90017008942927
شماره شبا: 210560900170000894292007 IR
شماره کارت: 2922 - 0894 - 8619 - 6219


کمک های جمع آوری شده، از طرق مورد وثوق این دفتر بدست نیازمندان سومالی خواهد رسید، انشاء الله.

---------------------------------


کسانی هم که مایل نیستن اسمشون کارت به کارت مشخص بشه میتونن فرم بانکی پر کنند با اسم مستعار یا راه های دیگه ای رو امتحان کنند مثلا به دفتر ایشون مراجعه کنند. فکر کنم این مسیر مطمئن تری برای رسیدن کمک ها به محرومین باشه.


آدرس دفتر قم : خیابان شهید محمد منتظرى ـ کوچه هشتم ـ پلاک 4 ـ کدپستى 3713744369
تلفن : (10 - 7744009 ) - 7744767 - ( 62 - 7831660 ) نمابر: 7735080 -0251



راستش من اینور سال خیلی حقوق نگرفتم اما خیلی برام سخته ببینم که ماه روزه ما هر روز افطار و سحر یه چیزی داریم که بخوریم اما یه جای این کره خاکی بچه هایی دارن از گرسنگی میمیرن. هرچند که به این سازمان های داخلی برای پرداخت پول به نیازمندا اعتمادی ندارم اما خب چاره دیگه ای نمیبینم.


سایت سازمان ملل نوشته فقط 50 سنت در روز (نیم دلار = 600 تومن) کافیه که یه بچه گرسنه یا یه مادر سیر بشه و نجات پیدا کنه.


Just 50 US cents per day is enough to feed a hungry child or mother on the edge of survival


شما هم اگر در همسایگیتون کسی نیست که اینقدر محتاج باشه و پس اندازی دارید یا توانش رو دارید خواهش میکنم که این بچه ها رو هم در نظر بگیرید.


عذر خواهی میکنم اگر این پست رو قبل از تصحیح من خوندید.

این هفته پایان نامه امو تموم کردم و رفتم برای دفاع. اگر خدا بخواد دیگه کار خاصی نداره و به زودی از دستش راحت میشم. تنها خبر بد در موردش اینه که استادم میگه بذار بعد از ماه رمضان دفاع کن یعنی 12 شهریور یا همچین وقتی. این یعنی ماه رمضون هم نمیتونم درست استفاده کنم و همینطوری درگیر این پایان نامه الکی هستم. 


خب این روزا کارهای شرکت سنگین شده و خبری از حقوق هم نیست. ظاهرا وضع اکثر شرکت ها همینه. حالا قراره یه قرارداد جدید تا یکی دو ماه دیگه بگیرن و برای اینکه اونو بگیرن کلی فشار دارن میارن به نیروها که یه چیزی آماده کنن. بقیه نیروها هم که راضی نیستن درست کار نمیکنن و این روزا کار من واقعا سنگین شده.


این 10 روز فقط لغت های قبلی رو خوندم و دیگه نتونستم لغت جدید بخونم. تا حالا حدود 1600 تا لغت دیگه خوندم ولی یه 3200 تایی مونده و شاید تا روز امتحان تموم نشه اما خیلی نگران نیستم. یه نگاهی به نتایج پذیرش پارسال در اپلای ابراد نشون میده که انگاری هیچ کدوم از بچه ها هیچی نمیخونن و همینطوری یه امتحانی میدن که داده باشن و از طریق استادا پذیرششون رو درست میکنن. خب احتمالا منم همین کارو کنم و با همین تعداد لغتی که حفظ کردم احتمالا


بتونم مینیممی که میخوام رو بگیرم. البته برنامه ام رو ادامه میدم و تا جایی که برسم میخونم.

دلم میخواست توی این وبلاگ خیلی چیزای دیگه ای بنویسم اما راستش فرصت نمیشه. چند وقت پیش رفتم بیو جدید تیلور رو از سایتش خوندم و کلی لذت بردم. البته حیف شد که قبلی رو پاک کرده بود چون قبلی اشو هم خیلی دوست داشتم. نکات جدیدی که داشت برام خیلی جالب بود. مثلا نوشته که قربانی بزرگ شدن شده! یا اینکه به خصوصیات ماه تولدش بیشتر اهمیت داده بود. یا حتی اینکه نوشته بود این روزا بیشتر از قبل فکر میکنه و برنامه ریزی میکنه و شاید یه جورایی مثل من باشه. حیف که اینقدر سرم شلوغه نمیرسم که مرتب بنویسم.


هفته پیش یه سر هم رفتیم شمال و خوش گذشت هرچند که من به جز ساعتهایی که توی دریا بودم بقیه ساعت ها داشتم لغت حفظ میکردم و قیافه ام شده شبیه لغت. البته یه نصف روز کامل با پسرخاله ام که آمده بود نشستیم و بعد از مدت ها warcraft بازی کردیم. البته بیشترش رو باختم اما 2 دست آخر رو خوب ازش بردم. من معمولا با human ها بازی میکنم اما به نظرم نسبت به بقیه گروه ها شاید ضعیف تر باشه. پسرخاله ام اما با همه گروه ها خوب بازی میکنه. خودش میگم night elf ها از همه بهترن. بعضی وقتا فکر میکنم که حیف یه افرادی مثل پسرخاله ام هست که به درس اهمیت ندادن و الان به جای اینکه مثل من در حال خوندن و پذیرش گرفتن باشه داره میره سربازی. وقتی بهم گفت که برای کار سختی که انجام میداده ماهی 150 تا 200 بهش میدادن خیلی ناراحت شدم. واقعا حیفه که آدم از استعدادهاش درست استفاده نکنه.


توی مسافرت هم یه قسمت های دیگه از پایان نامه امو تموم کردم و دیگه آخر این هفته بود که نتایج رو نمودار کردم و یه پرینت هم گرفتم. این هفته باید پرینت های استادا رو بدم و ازشون امضاهاشونو بگیرم تا بتونم تاریخ دفاع تعیین کنم. به نظرم هفته سختی در پیش خواهم داشت. خدا کنه که خدا یاری کنه حداقل این چند روزی که از ماه رمضان مونده بتونیم یه دعایی یه نمازی یه احیایی چیزی داشته باشیم.


دیروز هم رفتیم و خریدهای داداشم رو انجام دادیم. اگر ویزا بهش بدن دیگه شهریور راهی میشه. یه جورایی دلم براش تنگ میشه اما خب چاره ای نیست اونم باید به زندگیش برسه.

برم بخوابم که از فردا دوباره سختی ها شروع میشه.

اول از همه بگم که من به شانس اعتقاد ندارم. چیزی که دیگران بهش میگن شانس چیزیه که من بهش میگم لطف خدا. اتفاقاتی که برای ما میفته اینقدر دور از کنترل ماست که امکان نداره خودمون بتونیم ترتیب بدیم.  پس یا باید بگیم همه چی شانسیه! یا باید بگیم که همه چی لطف خداست. که من دومی رو میپسندم. در واقع همه چی لطف خداست.


چیزی که امروز میخوام بنویسم یه نکته خیلی مهم هست که مدت ها طول کشید که درکش کردم. شاید شما هم قبلا شنیده باشید اما خب اینکه یه نفر کامل درکش کنه خیلی مهمه. اون نکته اینه که برای محقق شدن باید چند تا چیز با هم محقق بشن: شخص مناسب - زمان مناسب - مکان مناسب - هدف مناسب. خلاصه اش اینه که فرد مناسب در زمان و مکان مناسب به هدفی ای که مناسبش هست میرسه.


خب اگر بخواهیم حساب کنیم که فضای حالت چنین احتمالی چقدر میشه خیلی خیلی فضای حالتی بزرگی خواهیم داشت که انجام محاسباتش تقریبا غیرممکنه. بذارید مثال بزنم: فرض کنید که کسی دنبال این باشه که ازدواج کنه. برای این کار باید در یک جای مناسب (مثلا یک مهمانی خانوادگی) و زمان مناسب (مثلا زمانی که خود فرد شرایط مناسبی داره یا طرفش در حالت خوشحالی هست) شخص مناسب (فرد مورد نظرش) رو ببینه. خب فراهم شدن یه همچین حالتی تقریبا بعید به نظر میرسه اما میبینیم که خدا همیشه داره این کار رو انجام میده!
خب حالا که ما نمیتونیم دقیق حساب کنیم میتونیم احتمالش رو افزایش بدیم


شخص مناسب

اول از شخص مناسب شروع کنیم چون شخص مناسب در اغلب اوقات خود شما هستید که باید کاری رو ترتیب بدید. اگر برای کاری که قراره  انجام بدید هنوز مناسب نشدید باید مناسب بشید. مثلا فرض کنید میخواهید از یه دانشگاه خوب پذیرش بگیرید, خب شما باید مناسب اون دانشگاه بشید. اگر به هیچ نحوه نمیشه که این اتفاق بیفته مشخصه که شما باید جای دیگه ای رو در نظر بگیرید (تا شرط مکان مناسب درست باشه). این رو میشه تعمیم داد به هر موضوع دیگری که هدف شما باشه. مثلا فرض کنید که بخواهید ماشینی بخرید که فلان خصوصیت خاص رو داشته باشه. اینطوری شما اول باید فرد مناسبی برای اون ماشین باشید. یعنی حداقل رانندگی بلد باشید. حالا اگر کسی رانندگی بلد نیست اولین قدم اینه که بره یاد بگیره.


مکان مناسب

در مورد مکان مناسب باید گفت که اهداف مادی در مکان محقق میشوند. یعنی برای اینکه بتونید به چیزی برسید باید در جای مناسبی قرار گرفته باشید. اگر شما شخص مناسبی باشید اما در جای نامناسبی قرار گرفته باشید امکان نداره که به هدفتون برسید. اینه دلیلی که خیلی ها ترجیح میدن که برای پیشرفت مهاجرت کنند. جای مناسب فقط کشور نیست میتونه شهر باشه, محله شهر و یا حتی یک ساختمان باشه. اگر میبینید که هدفی که دارید در جایی که هستید محقق نمیشه باید به فکر تغییر جا باشید.


زمان مناسب

این یکی رو واقعا نمیشه کاریش کرد! این چیزیه که از اولشم دست خدا بوده و تا آخرش هم خواهد بود. واقعیتش اینه که ما شخص مناسب و مکان مناسب و هدف مناسب رو میتونید تا حدی کنترل کنیم اما زمان مناسب معمولا طول میکشه. من اینو تشبیه میکنم به میوه که وقتی همه چی آماده باشه باید صبر کنید تا میوه برسه. این زمان لازمه. بعضی هدف ها سالها زمان لازم دارن تا زمان مناسبشون برسه و بعضی ها ممکنه در عرض چند ساعت یا حتی آنی محقق بشن.

هدف مناسب

هدف مناسب رو نمیشه تعریف کرد. من میگم هدفی که انسان با رسیدن بهش به آرامش برسه. چیزی که فکر میکنه باید داشته باشه و زندگیش بدون اون ناقصه و اگر اون نباشه احساس کمبود میکنه. اما خب اینکه چه هدفی مناسبه خیلی خیلی بستگی به خود فرد داره. برای یکی یک هدفی مناسب و برای دیگری همون هدف نامناسبه. بهترین وسیله تشخیص هدف مناسب دل هست. البته عقل هم تا حدی میتونه کمک کنه اما باید دید که دل چی میگه. اگر دلتون نمیخواد یه کاری رو انجام بدید خب احتمال اینکه هدف مناسب شما توی اون کار نباشه زیاده. برعکسش هم هست.



حالا تصمیم با شماست. هدف مناسب رو انتخاب کنید. شخص مناسب برای اون هدف بشید و در جایی قرار بگیرید که اون هدف میتونه محقق بشه و بعد بشینید و منتظر باشید تا دست رحمت الهی شما رو به هدفتون برسونه.

موفق باشید.