X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

هیچوقت ننوشته بودم که چرا اینجا رو شروع کردم. زمان دبیرستان ما یه روزی تلویزیون یه مصاحبه گذاشته بود از کسانی که رتبه های برتر کنکور شده بودند و فردا توی مدرسه یکی از بچه ها داشت در موردش حرف میزد. 


گفت: مصاحبه دیشبو دیدی؟

گفتم: آره چطور؟

گفت: با ده نفر مصاحبه کرد و از همشون پرسید چی شد که موفق شدید؟ و همشون میگفتن توکل کردیم به خدا و موفق شدیم.

گفتم: که چی؟ خب درست میگن دیگه!

گفت: یعنی چی؟ خب درست بنالید ببینیم چی خوندید چیکار کردید.


و رفت. همیشه این توی ذهنم بود که همچینم بی ربط نمیگه. مخصوصا وقتی که رتبه کنکور کارشناسی ام بالای 11000 شد و یه رشته ای قبول شدم که اصلا دوست نداشتم و مجبور شدم برم کاردانی دانشگاه آزاد که رشته ای که دوست داشتم. سالها گذشت ولی این توی ذهنم مونده بود. سالها بعد رتبه کنکور کاردانی به کارشناسی ام 4 شد, گفتم خب این کنکور رو کسی شرکت نمیکنه چیز مهمی نبوده. اما روزی که رتبه ارشدم زیر 10 شد گفتم کاشکی فرصتی بود که مینوشتم که من چطوری تونستم بالاخره موفق بشم از پس کنکور بربیام. روزی که تصمیم گرفتم برم خارج از کشور گفتم فرصت خوبیه که ببینم اون چیه که در کنار توکل به خدا میشه کرد که موفق شد. روزی که شروع کردم هیچی نمیدونستم. راهنمایی های غلط بعضی ها مثل نخوندن جی آر ای و ... هم باعث شد توی چاه هم بیفتم. همه چیو نوشتم تا اگر یه روزی تونستم این کار رو انجام بدم, دیگران هم بتونن استفاده کنن. و تلاش کردم و خدا خواست و موفق شدم.

نظرات (7)
دوشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:13 ق.ظ
وودی جان اجازه میدی بعضی از مطالبت رو توی وبلاگم بزارم ... لطفا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله مشکلی نداره. برای تمرین هم که شده رفرنس بدید.
دوشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:07 ب.ظ
سلام
شما خیلی شجاعت داشتید که این وبلاگو نوشتید.
1.از لو رفتن شخصیتتون نترسیدید. چون من خودم خاطراتمو می نویسم ولی تو وب هرکاری کردم نتونستم ترسیدم لو برم.
2.شما وقتی در پروسه انجام کارهاتون بودید و تلاش می کردید به موفقیت برسید همه ی این مطالبو می نوشتید. چون من خودم اینکارو می کنم اینطوری خوب نمیتونم بنویسم که شکست خوردم . نمونش شما خیلی شجاع نوشتید که سال اول که اپلای کردید قبول نشدید و دوباره اپلای کردید.اونم با جزئیات . ولی من خودم سال اول که کنکور قبول نشدم هیچ چیزی راجبش ننوشتم مگر خلاصه ای.
این که آرمان هاتونو می نویسسد تا دیگران هم ببینن خلی شجاعت می خواد.
منم یه ایرانی ام و خیلی برنامه ها و آرمان هایی دارم برای آینده ولی خیلی آدم های کمی هستند که واقعا به چیزهایی بیشتر از یه زندگی معمولی فکر می کنن.
آدم های کم توقع هیچ وقت کسایی که در تلاش برای رسیدن به آرمان ها شون هستن رو درک نمی کنن. اونا رو مسخره می کنن. چون چنین چیزی تو مغز اونها نمی گنجه!
از نظر من که حداقل در در این مورد با شما در یک جهت هستم صحبت کردن و به اشتراک گذاشتن افکار با چنین آدم هایی فقط باعث سست شدن انسان میشه .
و یکی از دلایلی که من به خوندن وبلاگ شما روی آوردم این بود که یه آدم شجاعی رو پیدا کردم که واقعا انسان آرمان گرایی هستش .واقعا واسه رسیدن به خواستش تلاش می کنه و هیچ ترسی از شکست هاش نداره.وضعیت شما تو آمریکا بهتر از این هم میشه.
ادم های آرمان گرا خیلی کم پیدا می شن و همیشه موج منفی از طرف اطرافیان بخاطر اعتقادات و خواسته هاشون دریافت می کنن. چون من خود هیچ وقت جرائت ندارم با کسی (جز دو سه نفر)راجب آرمان هام حرف بزنم ون خودتون می دونید چی پیش میاد.......
مواظب خودتون باشید.
امیدوارم ر تمام مراحل زندگیتون موفق باشد.
من خیلی وقتا شیطونی کردم اینجا شاید چیزی گفتم که نالاحت شدید
حلال کنید
جمعه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:35 ب.ظ
وودی با خوندن پست خدافظیت خیلی دلم گرفت، باهات انس گرفته بودم. اما فقط میتونم بابت همه محبتی که داشتی و داری و به خاطر تمام حس خوبی که نوشته هات بهم میداد، ازت تشکر کنم.
این پست منو یاد خودم انداخت. با اینکه ریاضیم خوب بود، کاردانی آزاد خوندم، بعدم کارشناسی رتبه 300 با یه ماه خوندن. اما فرق من با شما اینه که جرئت کنکور ارشدو ندارم.چون حس میکنم خیلیا سطحشون بالاتر از منه. اما این پستت امیدوارم کرد.
اگه تونستی راجع به ارشد یکم راهنماییم کن. چون فقط به خاطر رفتن میخوام ارشد بخونم. جوابو بفرستید به ادرس ایمیلم. برات صمیمانه آرزوی موفقیت میکنم. :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای ارشد بهترین کار اینه که از بچه های هم رشته ایتون که قبول شدند بپرسید. برای ارشد خیلی کتاب نبود زمان ما الان نمیدونم برای همین من رفتم با یکی دو تا از بچه هایی که رتبه بالا آورده بودند صحبت کردم و ازشون راهنمایی خواستم. اونا هم کتابایی که لازم بود رو بهم معرفی کردند و منم همونا رو خوندم. مثلا برای ریاضی ده تا کتاب توی بازار اگر بود همونی که اونا میگفتن ما خوندیم همون بهترین مرجع برای ارشد بود. به غیر از اون کتاب ها کل تست های سال های قبل رو چهار بار زدم. فکر کنم قبلا برای تست زنی یه چیزایی توی بلاگم نوشته بودم. زمانی که من رفتم سر جلسه بین 30-40 درصد سئوالا کاملا تکراری بود. حتی 5-6 تا سئوال بود که من یاد نگرفته بودم اما چون تست های سال های قبل رو حفظ کرده بودم تونستم جواب بدم. ارشد وقت خیلی کم میاد اما تقریبا همه درس ها رو بالای 50 بزنید رتبه تک رقمی میارید. برای رشته ما که اینطوری بود. مهم نیست که چقدر سطح بقیه بالاتره مهم اینه که چقدر شما تلاش میکنید.
ببخشید چون فکر کردم سئوال بعضی دیگه باشه هم همینجا جواب نوشتم.
یکشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:03 ق.ظ
ممنون که وقت گداشتید جواب دادید.
رشته من نرم افزاره . حسم میگفت رشته شما هم باید مرتبط با حوزه IT باشه. واسه همین خواستم بیشتر راهنماییم کنید.اینکه به نظرتون ارزش اینو داره که یک سال زمان بذارم تاسراسری قبول شم؟! بخاطر گرفتن فاند دکترا میگم. یا اینکه با مدرک یه دانشگاه آزاد خوب مثل علوم تحقیقات هم میشه به فاند امیدوار بود؟!
اگه جوابو به میلم بدید، ازتون ممنون میشم.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 02:52 ب.ظ
سلام. من همین عید امسال اینجا رو کشف کردم، وقتی داشتم دنبال یه سری راهنمایی برای GRE و تافل میگشتم. خیلی حیفه که این همه اطلاعات خوب و به دردبخور که حاصل تجربه ی یه آدم موفق بوده قراره از دسترس خارج بشه! من کارشناسی برق دانشگاه تهرانم الان. سال سوم. اینجا خیلی بهم کمک کرد که راه apply رو درست بشناسم. خیلی مسیر مبهمی بود برام. اینجا روشن شد خیلی چیزا برام. فک کنم یه تشکر بدهکار یاشم یهرحال. ممنون.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش
یکشنبه 30 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 03:15 ق.ظ
جی آر آی چیه میشه دربارش توضیح بدین؟
پنج‌شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:39 ب.ظ
شما فوق العاده هستید
مطالبی که نوشتید خیلی به درد من خورد
خیییلی خوبید
امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد