X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

یک هفته قبل از عید یه روز جیراج توی اتاق من بود و وقت نماز شد و من گفتم میخوام برم نماز بخونم. وضو که گرفتم و برگشتم اون گفت نمازتو که خوندی به منم یاد بده. گفتم باشه. نمازمو خوندم و بعد رفتیم و بهش وضو گرفتن رو یاد دادم. بعدش یه سایت پیدا کردم که اذکار نماز رو ترجمه انگلیسی گذاشته بود و گفتم اینا رو باید بدونی. کلی هم در مورد چیزایی که میدونستم بهش توضیح دادم که نماز خوندن وقتاش چطوریه. لباس باید تمیز باشه و ... یه چیزایی هم گفتم بهش که مسلمونا هم رعایت نمیکنن و انتظار دارن پیشرفت کنن مثل اینکه نماز باید با حضور قلب باشه و توجه باید به خود نماز باشه و نه چیزای دیگه. اونم برام توضیح داد که توی دین هندو نمازها وقت خاصی نداره و هر وقت که حس کنه قلبش آماده است که با خدا حرف بزنه میره و دعا میکنه. ولی گفت همین حضور قلب و حواس جمع حتما باید باشه.


فرداش که دوباره آمده بود توی اتاقم وقت نماز گفت که منم میخوام باهات بخونم ببینم چطوریه. دیگه کنار من ایستاد و چهار رکعت نماز ظهر رو با من خوند. اگرچه دیگه بعدش در این مورد چیزی نگفت ولی من خیلی خوشحال شدم که آمد و با من نماز خوند. امیدوارم یه روزی به حقیقت اسلام هم پی ببره.