X
تبلیغات
رایتل

این هفته تعطیلی وسط ترم بود و باز دپرس شده بودم. یه جلسه رفتم برای اون تحقیقی که رئیس دپارتمانمون گفته بود. با چند نفر جدید هم آشنا شدم ولی اون کسی که قرار بود در مورد تحقیق بهم توضیح بده وقت نداشت و افتاد برای هفته دیگه. 

گواهی اشتغال به تحصیل (enrollment certification) ام رو برای سایت نشا و سفارت پاکستان فرستادم. چند تا شرکت دیگه اپلای کردم برای کار تابستون و همچنان هیچ جایی کار نگرفتم. دوست یکی از اساتید ایرانی اینجا هم با من تماس گرفت و در مورد رزومه ام پرسید. اونم گفت شاید تابستون یه کاری داشته باشیم ولی قطعی اش نکرد. 

برای چهارشنبه سوری هم میخواستیم بریم یه مهمونی ایرانی که چون کارت شناسایی همراهمون نبود از دم در کافه راهمون ندادند. به هر حال چون هوا فوق العاده بود چند تا عکس گرفتیم و برگشتیم.

تا سری 38 اون کارتون ژاپنی ای رو هم نگاه کردم و سعی کردم اصطلاحاشو تمرین کنم ولی از اینجا به بعدش مثل اینکه غیرقانونیه توی امریکا. یه 7-8 ساعتی هم با جیراج صحبت کردم و ازش خواستم که همه اشکالات صحبت کردنمو برام بگیره. این هفته یه سری با جیراج رفتم رستوران هندی. چون باز بافه بود انواع اقسام غذاهای هندی رو هم امتحان کردم.

پریروز هم یه دختر همه چی تموم امریکایی آمده بود دانشگاه ما و بعد از ساعت ها کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم برم باهاش صحبت کنم. یه دو ساعتی کمک استادم کردم و بعد چند دقیقه ای با اون دختره صحبت کردم و برخلاف انتظارم کلی دست و پامو گم کردم. کارتم رو هم بهش دادم که بهم ایمیل بزنه اما گفت که فکر کنم یادم نمیمونه که بهت ایمیل بزنم. خلاصه نتونستم درست باهاش ارتباط برقرار کنم.