X
تبلیغات
رایتل

امروز صبح (شنبه) اینقدر توی هتل منتظر شدم تا بالاخره پست پاسپورتم رو آورد و یه ویزای امریکا توی پاسپورتم خورده بود. از پایین زنگ زدن که پست آمده و رفتم پایین و بسته امو ازشون گرفتم.



حیف که ویزام سینگل هست و حیف که برگشتم دوشنبه نیست و باید تا پنجشنبه اینجا باشم. بالاخره داستان ویزا هم به اتمام رسید. فصل دوم داستان شروع زندگی در امریکاست که از 20 آگوست (30 مرداد) شروع میشه. به زودی میگم که قراره کدوم ایالت برم و یه اسم هم برای خودم میذارم. فعلا بریم آنکارا گردی.

من از اینترنت ارزونترین هتل ممکن رو پیدا کردم و اونجا رو گرفتم. دفعه پیش هم همین هتل بودم و دو شب اینجا خوابیدم ولی هیچ کدوم از این چیزایی که خواهرم در عرض پنج دقیقه پیدا کرد رو ندیدم.

اتاقش کوچیکه
کولر نداره
شوفاژش کار نمیکنه
دستشوییش خیلی کوچیکه
کمدش جا نداره
تختش کوچیکه
کف اش موکت نیست
دستشوییش درست کار نمیکنه
...

به نظر من هتل فقط باید تمیز باشه, اینترنت داشته باشه و قابلیت دوش گرفتن با آب گرم رو هم داشته باشه. دیگه بقیه این چیزایی که خواهرم دید رو من اگر 20 روز هم اینجا میبودم نمیفهمیدم!
اما کلا پشیمون شدم که اینجا رو گرفتم و ترجیح میدادم اون هتلی که با تور میگرفتیم و 90 هزار تومن گرونتر بود رو میگرفتم.

از هتل که آمدیم بیرون رفتیم سمت سفارت توی از همون مغازه ای که قبلا کباب ترکی خریده بودم, ناهار رو گرفتیم و خوردیم. خواهرم خیلی خسته میشد و مدام میخواست بشینه و تا رسیدیم سفارت خیلی طول کشید.

با من 6-7 تا ایرانی دیگه هم آمده بودن برای پیک آپ ویزاشون. نتونستم باهاشون صحبت کنم چون تقریبا من اولای صف بودم و غیر از دو تا دختر ایرانی که به نظرم خیلی خیلی مغرور بودن و جلوی من ایستاده بودن, پسرها همه اون عقب ایستاده بودن. توی صف که ایستاده بودم با خودم فکر میکردم کاش من یه ذره و فقط یه ذره عشق امریکا داشتم. کاشکی میشد یه جوری خانواده امو هم با خودم ببرم. اصلا کاشکی میشد نرم. کاشکی مثل این دخترا فکر میکردم حالا که قراره برم امریکا از دماغ فیل افتادم. یا مثل اون پسرها خوشحال می بودم.

به ترتیب پاسپورت و I-20 رو نگاه میکرد و می فرستاد توی صف. اون دو تا دختره جلوی من کلی حرف میزدند و من خیلی خسته بودم. بعد از چک کردن وسایل ها باجه اول علاوه بر پاسپورت و I-20 تاییده فرم DS-160 و SEVIS رو هم از ما خواست. بعد یه شماره داد که بشینیم توی سالن و گفت Your interview will be in English. قبلا از بچه ها شنیده بودم که دیگه مصاحبه ای در کار نیست و برای همین اصلا نگران نشدم!

توی سالن نشسته بودم خیلی خوابم میآمد. لیوان ها هم تموم شده بود و نمیتونستم آب بخورم. رفتم یکی از مجلات ایالتی که قرار بود رو برم و برداشتم و شروع کردم به خوندن که حوصله ام سر نره. مجلات کمی اونجا بود و عجیب بود که یکیشون مربوط به ایالتی بود که میخواستم برم. میتونم بگم که به اندازه ایران توش جای دیدنی و شهرهای مختلفش رو معرفی کرده بود. واقعا خیلی بزرگ بود. توی 300 صفحه مجله, از اون شهری که من میخواستم برم فقط 3 تا صفحه مطلب بود.

همینطوری که نشسته بودم یه خانمی به همراه بچه اش آمد و لیوان آوردند و آب خوردند. نزدیک 6-7 تا لیوان آب خوردم تا اینکه تشنگی ام رفع شد. اون دختر پسرهای ایرانی هم کنار هم نشسته بودن و کل مدت 2 ساعت رو حرف زدند. منم اصلا حوصله نداشتم که بخوام برم ببینم چه کاره هستند و چیکار میخوان کنن.

 مجله که تموم شد دیگه کاری برای انجام دادن نداشتم, روی صندلی مدام چرت میزدم. یه چیز زجر آور این بود که هر شماره ای که میخوند باید تابلو رو نگاه میکردم تا ببینم شماره من نباشه چون شماره ها به ترتیب نبودند. تقریبا کل سالن رفته بود به جز ما چند نفری که برای پیک آپ آمده بودیم. از ما هم یه 2-3 نفری زودتر صدا زده شدن و کارشون زودتر انجام شد.

همینطوری که چرت میزدم یه دفعه دیدم شماره امو زده روی بورد. سریع از جام بلند شدم. از اون دو تا دختره هنوز شماره یکیشون رو نخونده و تعجب کردم. از بین صندلی ها که میخواستم رد بشم پام خورد به یکیشون و افتاد اما سریع صافش کرد. رفتم دم باجه و گفت Your visa is approved, go to the UPS services there. رفتم UPS و آدرس هتل و 15 لیر پول بهش دادم تا ویزا رو بزنه و برام بیاره. ظاهرا دیگه همه چیز تموم شد و گفت تا شنبه میرسه دستتون.

بعد آمدیم هتل و تا شب استراحت کردیم و زود خوابیدیم.

دیروز یک روز خیلی خیلی سخت بود. از صبح ساعت 6 رفتم سر کار تا شب ساعت 8. فراموش کرده بودم یه چیزی رو بردارم و تا رفتم بردارم ساعت شد 9 شب. دیگه ماشین گیرم نیامد و تا رسیدم خونه ساعت شد 10:30. خلاصه که خیلی خسته شدم. وقتی برگشتم تا وسایل سفرم رو جمع کردم و اصلاح کردم و آماده شدم ساعت شد یک و نیم نصف شب. دیگه نتونستم بخوابم و راه افتادم به سمت فرودگاه. مثل دفعه پیش رفتم نمازخونه و یه کم قرآن و نماز خوندم تا نوبت پرواز شد. پرواز با ماهان گرفتم رفت و برگشت 320 هزار تومن.

صبح ساعت 7 رسیدیم آنکارا. تا از هواپیما آمدیم و بارها رو گرفتیم ساعت شد 9. با اتوبوس آمدم همان هتل قبلی توی ulus. اینبار همون ایستگاه ulus پیاده شدم و خیلی راحت آمدم. هزینه هتل هم شد شبی حدود 20 دلار. 

ساعت 2 هم باید سفارت باشم. متاسفانه باز نرسیدم که برنامه ریزی کنم. گفتم حالا برم سفارت و برگردم و امروز یه کم استراحت کنم چون دیشب نخوابیدم بعدش یه فکری میکنم.

این زیر یه لیست میذارم از سئوالاتی که معمولا سفارت های امریکا از دانشجوها میپرسن. میتونید قبل از رفتن به مصاحبه اینا رو تمرین کنید. من خودم توی راه سفارت پیاده رفتم و برای خودم سعی میکردم که جواب این سئوالات رو تمرین کنم و آماده کنم.






How many universities did you apply for?

Why did you choose this university?
Why do you want to study in the US?
Where did you do your bachelor's degree from?
What is your undergraduate G.P.A.?
What is your Master's G.P.A.?
Can you tell me some details about your university?
Can you mention the name of some professors there?
Have you ever been in the US?
How can you prove that you will come back after finishing your studies?
Why do you wish study in the US and not in Iran?
Could you show me your GRE/TOEFL score card?
What will you do after completing your PhD?
Do you know anyone in the US?
What do you plan to study at university?
What will you do if your visa is rejected?
Will you come back to home during summer?
What will you do after coming back to home?
Why do you think the university is giving scholarship to you?
What is your specialization?
Have you received any loan?
Who is sponsering you?
What does your father do?
What is your father annual income?
How many brothers and sisters do you have?
Where did your brothers/parents complete their studies?


----------------

منم یه چند تا بهشون اضافه کنم. اشتباهات گرامری و تایپی رو ببخشید دیگه


What is your research area?
What project did you do for your Master's degree?
Which research area would you like to work in the university?
Who will pay your expenses?
What kind of financial aid did you get from the school?
Did you serve in the military?
Why your military services is postponed?
Did you work in the industry?
In which companies did you work?
What was your job and responsibilities?


این دو تا فایل رو هم میذارم که نمونه سئوالات و جواب هاست.

http://s3.picofile.com/file/7401879458/VisaInterviewQuestions2.pdf.html

که این یکی دستنویس یکی از بچه هاست که همون سئوالات رو برای خودش جواب داده و تمرین میکرده.

http://s3.picofile.com/file/7401879351/VisaInterviewQuestions1.pdf.html