X
تبلیغات
رایتل

این چند روزی که گذشت دانشگاه کلی برنامه داشت که من نرفتم. یعنی حس و حالش نبود. دیدم خیلی وقته که دیگه توی برنامه های دانشگاه نرفتم. برای همین گفتم که برای این آخری برم ببینم چه خبره.



توی سالن هم کلی بادکنک و چیزای رنگی بودند که خیلی قشنگ بودند.




اینبار هم دم و دستگاه و ... آورده بودند و کلی از دانشجو ها آمدند و زدند و رقصیدند. برای من خیلی جذابیتی نداشت اما چون یه کم گرفته بودم دوست داشتم که از اون فضا در بیام. وسطش هم یه قطار درست کردند و همه پشت سر هم دیده در حالی که شونه نفر جلویشونو گرفته بودند و دست دیگه اشونو توی هوا تکون میدادند جیغ و داد میکردند و توی سالن دور میچرخیدند.