X
تبلیغات
رایتل

هفته دیگه باید پایان نامه امو دفاع کنم و هنوز اسلایدهامو آماده نکردم. دیگه اگر خدا بخواد این هفته از دستش راحت میشم و با خیال راحت میتونم برم به اپلای ها برسم. به شرکت هم گفتم که از مهر دیگه نمیام و البته هنوز موافقت نکردن اما شدیدا اصرار دارن که ساعاتم رو کم کنم نه اینکه اصلا نیام اما برای من یه مقداری مشکله. به هر حال فکر کنم باید 50 ساعتی براشون وقت بذارم. مقاله آخر پایان نامه امو هم ننوشتم که امیدوارم بتونم سریعتر بنویسمش.


تافل 16 مهر و جی آر ای 30 مهر و 28 آبان رو ثبت نام کردم. به عبارتی 3 * 190 دلار = 570 دلار فقط پول ثبت نام این امتحانا رو دادم. دلار هم این مدت شدیدا گرون شده بود و بیچاره شدم. میخواستم تافل رو بذارم برای آذر اما دیدم که ممکنه دیر بشه برای ددلاین بعضی دانشگاه ها و یکی دو تا هستن که تافل 100 میخوان و من ندارم, گفتم اگر خدا بخواد بتونم توی مهر بخونم و 100 بگیرم دیگه نیازی به تافل مجدد هم ندارم. جی آر ای هم 2 تاشو ثبت نام کردم که اگر خدایی نکرده یکیش خراب شد اون یکی رو داشته باشم. به هر حال خیلی ریسک داشت که بخوام فقط روی یکی حساب کنم.


این مدت نرسیدم که خیلی لغت بخونم. تا حالا حدود 2200 تا لغت خوندم اما بعضا از ذهنم میپرن. در کل میشه گفت که اگر ریاضی امو هم بخونم مینیمم نمره 1200 رو (با اسکیل پارسال) میتونم بگیرم اما برای نمره هایی که میخوام احتمالا کل آبان رو هم باید GRE بخونم که نمره حدود 1300 بگیرم.


برای ایمیل به استادا هنوز شروع نکردم. باید از 15 روز پیش شروع میکردم اما گفتم بذار دفاعم تموم شه که شاید یه کم معدلم هم بالا بره. هنوز وقت نکردم برای خودم سایت هم درست کنم. همه کارها لنگ این دفاع شده. از دانشگاه هایی که پارسال اقدام کردم شروع میکنم تا کم کم ببینم دانشگاه جدید هم چیزی پیدا میکنم یا نه. برای سوپاپ اطمینان احتمال داره که کانادا یا سوییس هم امسال اقدام کنم.


دیروز یه اکانت USNews هم خریدم. البته ارزش 20 دلار رو نداشت اما بد هم نبود. یه نگاهی به متوسط GRE دانشگاه هایی که دوست داشتم کردم. اکثریتشون میانگین نمره وربالشون 500 بود. این یعنی اگر بتونم حدود 500 بگیرم حتی برای دانشگاه هایی مثل UCI و UCLA هم که خیلی دوست دارم میتونم پذیرش بگیرم. دانشگاه ها رو هم میشد بر اساس ایالت و ... جستجو کرد که چون قبلا این کارو خودم کرده بودم هم به دردم نمیخورد.



داداشم هم رفت سربازی. خوشبختانه جای خوبی افتاده و خیلی اذیتشون نمیکنن. به من میگفت که اگر میتونی نری اصلا نرو. اینجا جایی نیست که به درد یکی مثل تو بخوره. شبا میشینم فکر میکنم که فقط علافیم. از صبح توی پادگان میدوننشون بعدشم یا رژه دارن یا بهشون میگن تیرو تخته جابه جا کنن! کارهایی که هیچ ارزشی نداره. خودشم میخواد آموزشی اش که تموم شد برای میلان یا امریکا اقدام کنه. توی این فکر بودم که آموزشی امو برم و ببینم میتونم برای دوره بعدش پروژه بگیرم اما با حرفی که داداشم زد کلا بیخیال شدم.


اون یکی داداشم هم الان یک هفته شده که توی ایتالیاست و بعضی کارهاش رو انجام داده. یه مشکلی براش پیش آمده و اون اینکه روی ویزاش طرز نوشتن اسمش رو غلط نوشتن که با پاسپورتش هم خوانی نداره. حالا مدارک دانشگاهش همه یه جوری نوشته شده و مدارک ایتالیاش یه جور دیگه شده که بهش گفتن باید از سفارت کسب تکلیف کنه چون اینطوری که نمیشه. در کل از اونجا خیلی راضیه.


اصطلاح شهر ارواح, اصطلاحیه که من برای شهرهایی که شب ها زود تعطیل میشن به کار میبرم. متاسفانه میلان هم جزو شهرهای ارواح هست! میگه ساعت 5-6 که میشه دیگه همه جا تعطیل میکنن! من که حتی یک روزم نمیتونم توی شهر ارواح زندگی کنم. خدا کنه که بتونم دانشگاه توی شهرهایی پیدا کنم که شهر ارواح نباشن.


این هفته که دفاعم تموم بشه باید یه برنامه ریزی مجددی کنم که کی تافل بخونم و کی gre و کی کارهای شرکت رو انجام بدم. ایمیل به استادا هم که مونده. اما زیاد نگران اون نیستم که دانشگاه ها رو کمابیش میشناسم و ایمیل ها هم که استایلشون مشخصه. استادا رو هم میشه سریع از توی سایت ها پیدا کرد. فقط خدا کنه که بتونم کسانی رو پیدا کنم که از جاهایی که دوست دارم پذیرش بگیرم. هنوزم توی کتم نمیره که بخوام برم جایی به غیر از لس آنجلس یا دور و اطرافش! واقعا حیفه که این همه صبر کردم بعد بخوام برم یه جایی که پارسال هم میشده برم.