X
تبلیغات
رایتل

با خانواده ام هم این دو روز هیچ حرفی نزدم که نگران نشن. مامانم یه چند بار پیگیر شد که جواب آزمایشت چی شد, اما من بهش جوابی ندادم. چند بار هم پرسید که چه ساعتی وقت دندانپزشکی داری و من گفتم که معلوم نیست! قرار شده بهم زنگ بزنه. ولی وقت رو همون پنجشنبه کنسل کرده بودم.

شب, قبل از خواب داشتم فکر میکردم که خب اگر سل داشته باشم چی میشه؟ احتمالا باید برم وزارت علوم و بگم من نمیتونم برم, بعد بشینم GRE بخونم برای سال بعد دوباره اپلای کنم. تازه سال بعد میتونم برم لس آنجلس یه هر جای بهتری. این مدت هم برم دنبال کارهای سربازیم و شاید بتونم روی همین معافیت بگیرم. شاید اونقدرها هم بد نشه! اصلا چطوری ممکنه سل گرفته باشم؟ توی دندانپزشکی؟ توی آنکارا؟ من که اصلا سرفه هم نمیکنم! بعد از سحر هم همین فکر ها رو داشتم ادامه میدادم.

صبح زود رفتم همون بیمارستانی که اون روز رفته بود. بعد از نیم ساعت توی صف بودن یه نوبت بهم داد برای اورولوژی. نفر 127م شده بودم. رفتم طبقه سوم و گفتم خانم من عکس ریه گرفتم برای تشخیص سل, فکر نمیکنم ربطی به اورولوژی داشته باشه. گفت آره, اشتباه بهتون نوبت دادن. برو برای متخصص عفونی بگیر. اون طرف ساختمان هم هست. توی دلم گفتم خدا رو شکر, کی این 128 نفر قرار بود ویزیت بشن خدا میدونه. سالن هم کیپ تا کیپ پر بود. خدا رو شکر بیماری کلیوی نداشتم. چقدر مردم اینجا بیماری کلیه دارن.
دوباره برگشتم و نوبتم رو عوض کردم. این بار نوبت 27 شدم. همین 27 نفر نزدیک یک ساعت و نیم طول کشید. توی این مدت خودم رو آماده میکردم که اگر گفت مشکلی توی عکس هست پس نیفتم! ساعت 10:30 نوبتم شد. دکترش یه خانم جوانی بود و رفتارش هم کاملا معمولی بود. موضوع رو بهش توضیح دادم. عکس رو به لامپ کنار دستش چسبوند و یه نگاهی عاقل اندر سفیه به عکسم کرد و یه سری سئوال پرسید .
پرسید: (با تعجب) کدوم دانشگاهه که آزمایش سل میخواد؟
گفتم: یه دانشگاه امریکا
سرش رو تکون داد به علامت اینکه فهمیدم. و بعد پرسید: خب تا ما نظر قطعی ندیم که بهت پذیرش نمیدن؟ درسته؟
گفتم: نه من پذیرش گرفتم, دیگه دارم میرم!
پرسید: با کسی که سل داره در تماس نبودی؟
گفتم: نه.
پرسید: سرفه نمیکنی؟ خلط نداری؟
گفتم: نه.
گفت: یه آزمایش خلط میخوام برات بنویسم....
حرفشو قطع کردم و گفتم خانم دکتر اگر توی عکس مشکلی نمیبینید, ممنون میشم که دیگه آزمایش اضافه تری ننویسید, یه سری آزمایش چکاپ هم پریروز دادم که جوابش سه شنبه میاد.
یه نگاهی به آزمایش ها کرد و گفت: خب پس آزمایش ESR هم که دادی خوبه. اگر توی این آزمایش چیزی نشون نده مشکلی نیست اما باید تا سه شنبه صبر کنی ولی بذارید از خانم دکتر هم بپرسم.
بعد رفع اتاق بغلی که یه دکتر متخصص دیگه نشسته بود و با اون هم مشورت کرد.
وقتی برگشت گفت: من برات یه برگه مینویسم که اگر این آزمایش ESR ات مشکلی نداشت, مشکلی نداری. ولی اگر آزمایشت نرمال نبود باید بیایی دنبال بقیه کارها فقط برو وقتت رو از ویزیت تغییر بده به مشاوره.
گفتم: باشه. سریع رفتم پایین و وقتم رو عوض کردم. توی سالن پایین دو تا دختر خیلی خوشکل هم داشتن بازی میکردن. وقت رو که عوض کردم برگشتم و اونم برام یه برگه نوشت که اگر آزمایش ESR چیزی رو نشون نداده باشه, از نظر عفونی مشکلی نداره.


(امشب عکسشو میذارم! الان دوربینم همراهم نیست.)


برگه رو گرفتم و از بیمارستان آمدم بیرون. داشتم فکر میکردم که ای بابا بازم باید تا سه شنبه صبر کنم. آخه چطور ممکنه که من سل گرفته باشم؟ به نظر خودم که نباید هیچ مشکلی داشته باشم. اما اگر هم بود, هیچ نگرانی و ناراحتی ای ندارم! شاید قسمت چنین باشد.

دیروز کلی توی وبلاگم نظر گذاشته بودن و ابراز محبت کرده بودن اما راستش من بیشتر تعجب کردم, چون خودم خیلی راحت تر با این موضوع کنار آمدم. در بدترین حالت که سل داشته باشم (که فکر نمیکنم) سال بعد دوباره اپلای میکنم. اینبار GRE=1400 میگیرم! البته دیروز و پریروز کلی پست میخواستم بذارم که چون داداش از ایتالیا آمده بود, نشد و خواستم یه کم با داداشم باشم.