X
تبلیغات
نماشا
رایتل

صبح که بیدار شدم یه کم با منصور صحبت کردم. گفت من دو تا معذرت خواهی بدهکارم بهت. یکی دیروز ظهر بعد از بانک گفتم با ماشین میام دنبالت دیگه یادم رفت. یکی دیگه هم دیشب که خوابم برده بود. گفتم مشکلی نیست. بعد گفت ما دیروز با نیما رفتیم Garage Sale و یه مقداری وسایل خریده بود. یه میز گرفته بود و صندلی و ...  

 

توی امریکا خیلی مرسوم هست که هر کسی که وسایل زیادی داره هر چند وقتی یکبار میاد یه Garage Sale یا Yard Sale میزنه و چیزایی که اضافه داره رو میذاره برای فروش با قیمت خیلی کمتر. اینجاها میشه چونه هم زد. چیزایی که منصور خریده بود تقریبا نصف قیمت نو اشون بودن. اما میگفت که ارزش نداره آدم این همه بره تا این Yard Sale ها چونکه ما چند جا رفتیم خیلی چیز به درد بخوری یافت نمیشد. گفتم دیگه همینه.   

 

 

 

یه نگاهی به خونه انداختم دیدم تمیز شده. گفت دیروز آمدند و بالاخره تمیز کردن. اما وقتی داشت آشپزخونه رو تمیز میکرد من رفته بودم دوش بگیرم دیگه برگشتم دیدم دختره پیچونده و رفته. فهمیدم که یه دسته گل دیگه هم دیروز آب داده و صبر نکرده این نظافت چی بیاد و همه جا رو تمیز کنه. خب منم بودم ول میکردم میرفتم. وقتی هزارتا کار دارم, چه میدونم که آقا کی میخواد از حمام بیاد بیرون که بیام تمیز کنم؟ در هر صورت منصور خودش دستشویی و حمام رو تمیز کرده بود.