X
تبلیغات
رایتل

به خونه که رسیدیم من داشتم مدارکمو مرتب میکردم که دیدم امروز اولین روز Welcome Week هست. دانشگاه برای شروع سال تحصیلی جدید یک هفته برنامه های متنوع چیده بود که بچه ها بهشون خوش بگذره. به منصور گفتم که سریع بدو بریم که از دست میدیم. 

 

اولین جلسه امروز یه توضیحاتی راجع به دانشگاه و ... بود که بهش نرسیدیم و ظاهرا مهم هم نبودن! بعدش رفتیم برای کباب (Barbique). یه صف خیلی طولانی بود و کلی آمده بودند که امروز کباب بزنن. من و منصور توی یه صف بودیم. نیم ساعتی که توی صف بودیم من داشتم خارجی ها رو نگاه میکردم. همه جوره آدمی بود. بیشتر که چینی و هندی بودند و بعضی ها هم به نظر امریکایی میامدند.  

 

 

  

توی صف داشتم به منصور میگفتم که اینجا که گوشتشون حلال نیست که من نمیتونم بخورم. میگیرم دو تا شو شما بخور. دقیقا چند ثانیه بعد یکی آمد صدا زد که Vegeterians بیان دنبال من. منو میگی گفتم ایول! گفتم امروز هیچی گیرم نمیادا! از اون بهتر اینکه دیگه نمیخواست توی اون صف بزرگه وایسم! سریع رفتم و زود نوبتم شد. غذایی که بهمون دادند یه چیزی بود که با سیب زمینی درست شده بود اما مزه اش تقریبا مزه همبرگر میداد. سالاد سیب زمینی هم برداشتم که خیلی بدمزه بود. 

 

 

  

این وسط تیماک هم آمده بود و داشت شیطونی میکرد و با بچه ها عکس میگرفت. منم رفتم باهاش عکس گرفتم. 

 

  

بعدش رفتیم توی دانشگاه یه دوری زدیم. یه جایی هم یه پسر سیاهپوسته برای خودش DJ گذاشته بود. من اصلا به این آهنگ های پر سر و صدا عادت ندارم.