X
تبلیغات
رایتل

بعد از صبحانه من به منصور گفتم که میخوام برم سیم کارت بخرم اما منصور گفت که من کارت دانشجویی ندارم. وایسا منم کارتم رو بگیرم تا با هم بریم. من اون روز نیم ساعت معطل شده بودم تا کارت بگیرم دیگه نمیخواستم معطل بشم اما دیگه اینقدر اصرار کرد که قبول کردم. توی فاصله ای که منصور میخواست کارت بگیره اینترنت رو هم یه چکی کردم و فهمیدم که این دفعه دیگه برنامه تیلور خانم خیلی جدی شده. تیلور خانم چطور من باید میرفتم UCLA چون توی Beverly heels خونه خریده بودی, بعد میری کنار خونه این پسره خونه میخری؟ چطوری برای اون جت خصوصی میفرستی بعد من که این همه راه آمدم حساب کنی 11000 کیلومتر هم بیشتر میشده نمیتونستی فرودگاه دنبالم هم بیایی؟ بعد کلی اعصابم خرد شد و داستانم کلا خراب شد. با خودم فکر کردم حالا کلا باید داستان رو عوض کنم و وقت هم ندارم!

برخلاف روزهای گذشته امروز دالاس گرم شده بود. کلا آب و هوای اینجا تا امروز مثل تهران بوده. تهران هم از این گرماها توی تابستون داره. اینجا فقط رطوبت یه کم بالاتر از تهران هست. بیشتر موقع ها هوا مثل هوای شیراز با یه رطوبت بیشتر هست و نه به اندازه جنوب ایران گرم و مرطوب. توی راه برای اولین بار مارمولک سبز دیدم! حیوونای اینجا هم یه جور دیگه هستن. منصور میگفت دم اینا سیانور داره و هر کی بخوره در جا میمیره.

  

هوا خیلی گرم بود اما هیچ اتوبوسی هم نمیامد. امروز روز تعطیل بود و اتوبوس ها دیگه خیلی دیر به دیر میامدند. کلا سیستم اتوبوس رانی اینجا اصلا منظم نیست و دقیقا مثل تهران (خط های جز BRT) هست با تعداد اتوبوس ها و مسافرهای کمتر! باز تهران یه تاکسی ای گیر میاد. اینجا اصلا تاکسی معنی نداره. دیگه پیاده رفتیم تا مغازه موبایل فروشی T-Mobile.  

 

 

 

من قبلا خیلی سرچ کرده بودم که سیم کارت بخرم. سیم کارت T-Mobile آنلاین 1 دلار بود اما من که میخواستم بخرم میگفت اطلاعاتتون تایید نمیشه و شماره سوشیال سکیوریتی رو هم بدید که من نداشتم. برای همین مجبور بودم که بیام از خودشون بخرم. اینجا باهام 10 دلار حساب کرد و البته 3.5 دلار هم توی سیم کارت پول بود. منصور گوشیشو از ایران نیاورده بود و اینجا یه موبایل ارزون قیمت برداشت. و یه کارت شارژ 100 دلاری هم براش گرفت که تا یکسال اعتبار داره. 

 

بعد سر فرصت در مورد موبایل ها و گوشی ها و پلن هاشون صحبت میکنم.