X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

امشب یه سری جاها گذاشته بودند که بچه ها عکس بگیرن که مربوط به فرهنگ قدیمی مردم اینجا میشد. ما هم کنارشون ایستادیم و عکس گرفتیم.

 

 

  

مثل اینکه قدیما واقعا توی تگزاس هفت تیر کشی بوده و زندانای اینطوری داشتن و کلانتر داشتن و آگهی های Wanted میچسبوندن. من فکر میکردم اینا مال فیلم هاست یا در نهایت دیگه مربوط به لوک خوش شانس بشه. 

  

 

یه چند تا برنامه هم بود که نشد من شرکت کنم.

یه سری جاها هم گذاشته بودند که از بچه ها در مورد تگزاس سئوال میکردن و اگر کسی بلد بود بهش جایزه میداند. یه سری برگه آماده کرده بودند که بچه میرفتن از کسانی که مسئول هر قسمت بودند (مثل قسمت غذا) امضا میگرفتن که یعنی اینجا بودند. اینطوری همه مجبور بودند که همه قسمت ها رو برن یکبار هم شده ببینن. بعد از اونایی همه برگه ها رو امضا شده تحویل میدادن قرعه کشی میکردن و جایزه میدادند. یه قسمتی هم بود حراجی که از پول هایی کاغذی ای که توی مراسم های دیگه دانشگاه میدادند میشد توی حراجی شرکت کرد و چیز خرید. من از این پولا داشتم اما توی خونه جا گذاشته بودم. البته منصور که رفته بود میگفت که بچه ها پولاشونو گذاشته بودند روی همدیگه و زیر 800-900 اصلا چیزی معامله نشد (من کلا 250 تا داشتم).  

 

 

 

یه قسمت هم رقص دست جمعی بود که من رسیدم تموم شده بود. یه سری دستگاه آبمیوه هم کنار سالن بود که تا قطره آخرشو خورده بودند. سینی کیک و ... بود که اونم هیچیش نمونده بود.

 

 

 

آخر شب هم که شارژ دوربینم تموم شده بود رسیدم یه جایی که عکس بچه ها رو کاریکاتوری میکشید. البته صف اش دیگه خیلی شلوغ بود. دیگه اون ساعتی که من رسیدم تموم شده بود اما به نظرم خیلی حیف شد که نشد عکسمو بکشن. 

 

یه سری جاها هم خلاقیت به خرج داده بودند و عوض کرده بودند. مثلا روی در دستشویی ها زده بودند CowBoys و CowGirls . من اینو که دیدم کلی خندیدم.