زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

زیر آسمان خدا

این وبلاگ داستان یک پسر ایرانیه که تصمیم گرفت بره امریکا و برای این کار دو سال اپلای کرد تا بالاخره پذیرش گرفت و ...

دانشگاه Purdue ریجکت شدم

نمیتونم بهتون بگم که چقدر از دست این دانشگاه هایی که اینطوری آدم رو ریجکت میکنن عصبانی میشم. حس میکنم با یه دنیایی دارم ارتباط برقرار میکنم که نه تنها غیرحرفه ای نیستن, از داشتن شعور عادی هم رنج میبرن. این همه پول اپلیکیشن فی میدی و با یه ایمیل ساده تمپلیت بدون هیچ توضیحی ریجکتت میکنن. اون استاد نامردشون هم نوشته بود پوزیشن دارم 4 بار ایمیل زدم حتی یکبار هم جواب نداد. نمیدونم دیگه از یه دانشجو چی میخوان. من هم معدلم خیلی بالاست و هم بقیه رزومه ام. امیدوارم که خدا به زمین گرم بزندشون اگر حقی رو ناحق کردن.

البته اگر اینا ادمیشن هم میدادن بعید بود برم چون از محیط شهرشون متنفرم اما چون فکر میکردم شانسم خیلی زیاده و بعضی دوستام اونجا رفته بودن منم اپلای کردم. جالبه که حتی منو برای لیست رزرو هم نذاشتن و جزو اولین ریجکتی ها ریجکت زدن. خوشحالی این مدت رو دیروز با این کارشون خراب کردن. باید منتظر جواب بقیه توی هفته های آینده باشم.


کمی در مورد تفاوت رشته های مهندسی ایران و امریکا

رشته های ایران توی بعضی زمینه ها کاملا متفاوت با امریکا هست. بنده هم تا مدت ها گیج میزدم که چطوریاس اما بعدا از روی course هایی که هر جایی ارائه میشه فهمیدم باید رشته هاشونو از روی خودشون فهمید.

تا جایی که فهمیدم, علوم کامپیوتر اینجا یه قسمتی از Computer Science اونجاست که بیشتر روی تئوری کار میکنن. برای همین بچه ها کمتر دوستش دارند. مهندسی نرم افزار اینجا و هوش مصنوعی اینجا هم باز جزو Computer Science اونجا حساب میشه (دقت کنید ما میگیم مهندسی اونا همون ساینس میگن). مهندسی سخت افزار اینجا و یه قسمت هایی از برق و الکترونیک Computer Engineering اونا میشه و بعضا اسم رشته Electrical and Computer Engineering هست. یعنی مهندسی کامپیوتر اینجا ساینس اونجاست! البته برای برق Electrical Engineering هم دارن که ظاهرا همه زیرمجموعه های برق اینجا رو شامل میشه. اما بعضی بچه های برق رو دیدم که برای مهندسی برق و کامپیوتر اونجا هم اقدام میکنن (چون نزدیکن).

مهندسی IT اینجا هم یه چیز من در آوردیه. اکثر IT ای که اینجا تدریس میشه جزو Computer Science اونجاست و یا ترکیبی از کامپیوتر ساینس و Informatics هست. که توی school های کامپیوتر ساینس یا توی school های informatics هست و هنوز کمتر دانشگاهی میشه توی امریکا پیدا کرد که بگه ما IT هستیم. جالبه که Informatics اونجا کلا انفورماتیک و مباحث مربوط به اطلاعاته که با بخش کتابداری و ... توی یه School و رشته هست و توی اکثر دانشگاه ها مجزا از کامپیوتر ساینس هست (معمولا به اسم ischool). گرایش تجارت الکترونیک هم که کلا بزینس حساب میشه و توی school بزینس امریکا جا میگیره.

مدیریت IT (به همراه MBA) اینجا دقیقا توی رشته های بزینس اونجا جا میگیره و توی school های بزینس پیدا میشه. یه قسمت هایی از رشته های صنایع (یا IT) اینجا که به Information System ها و مباحث مرتبط مربوط میشن باز توی school های بزینس اونجا تدریس میشه. اما بیشتر رشته صنایع توی بخش Industrial Engineering اونجا جا میگیره.

برای معماری: بیشتر جزو هنر حساب میشه تا جزو مهندسی! معمولا هم توی Art School ها پیدا میشه و یه جورایی توی دانشگاه هایی بیشتره که علوم انسانی بیشتر دارن. البته اونجا باز معماری ای که میخونن خیلی خیلی متفاوت از اینجاست و باید بگم که متاسفانه بعضی دانشگاه ها اصلا درس های معماری اینجا رو قبول ندارن (شبیه علوم انسانی که هزار تا واحد اسلامی پاس میکنن و اونور قبول نمیکنن). برعکس اینجا معماری اونجا بعضی قسمت هاش توی Art قسمت میشه.

مهندسی عمران چیزی که من دیدم تقریبا با اینجا یکیه و همون Civil Engineering هست اما رشته هایی هستن توی مدیریت مثل Project Management که خیلی نزدیک هستن (مربوط به بزینس)

مهندسی های معدن و نفت و ... تا جایی که من میدونم رشته هاش به همین اسم و مباحث هستن.


توی لیسانس اونا خیلی متنوع و خیلی خیلی تارگت هستن. یعنی لیسانس های بسیار بسیار ریز شده مثل بازی سازی تا لیسانس سیستم های اطلاعاتی و ...  وجود داره  که اون فرد رو دقیقا برای همون کار بخصوص آموزش میده, بر خلاف اینجا که فقط یه مهندسی نرم افزار وجود داره و  همه همون درس ها رو میخونن.


مطلب مهم اینه که شما توی هر دانشگاه ممکنه با یه پدیده ای رو به رو بشید که هرگز نشده باشید. به شخصه دانشگاه هایی رو دیدم که اسم رشته کامپیوتر ساینس بوده اما همه استادا رشته اشون برق بود و درس ها هم یه جورایی مهندسی کامپیوتر بود! بعضی جاها هم رشته های ترکیبی دارن, مثلا انفورماتیک + کامپیوتر ساینس یا مدیریت + کامپیوتر ساینس که ممکنه به اسم IT بدن! کلا حساب دانشگاه با دانشگاه فرق میکنه. اینه که قبل از اینکه یه جایی اپلای کنید باید اصلا ببینید که چی دارن و چی تدریس میکنن.

توی دکترا این موضوع درس ها کمتر مهمه و ریسرچ مهمه و اگر ریسرچ زمینه های مورد علاقه شما رو داشته باشن دیگه مهم نیست که چه درس هایی ارائه میشه. درس ها برای لیسانس و یه مقداری فوق لیسانس مهم هستن.


کلاس های مجازی دانشگاه استنفورد

یه چیزی هست یه مدته میخوام معرفی کنم یادم میره. امشب یه ایمیل گرفتم ازشون, یادم آمد که اینجا قرار بوده بنویسم و یادم رفته بود. اونم کلاس های مجازی آنلاین دانشگاه استنفورد هست. البته بیشتر کلاس ها مربوط به رشته کامپیوتر ساینسه اما برای بعضی رشته های دیگه هم کلاس داره.

من خودم کلاس های Technology Entrepreneurship و The Lean Launchpad رو ثبت نام کردم و هنوزم شروع نشده. ظاهرا تعداد ثبت نامی ها خیلی زیاد بوده و توقع نداشتن. توی ایمیل برای من نوشته بود که بیشتر از 75000 نفر ثبت نام کردن.


کارآفرینی


پزشکی


مهندسی عمران

مهندسی برق


سیستم های پیچیده


کامپیوتر ساینس




البته مدرکی نمیدن اما ارزشش رو داره. به نظرم اگر فرصتش رو دارید از دست ندید.

شوک دوباره ارز و سکه

امروز شرکت خیلی کار داشتم و نرسیده بودم که اخبار ارز رو چک کنم ببینم چه خبره. شب قبل از برگشتن گفتم حالا یه نگاهی به قیمت ارز بندازم بعد برم. وقتی سایت رو باز کردم یه باره شوکه شدم. امروز دلار مرز 1900 رو رد کرد احتمالا خیز برداشته برای 2500 به بالا. از اون بدتر یورو بود که رسیده به 2500. اون موقعی که داداشتم داشت برای ایتالیا اقدام میکرد یورو حدود 1400 بود (کمتر). من به مامانم گفتم که شما فکر کن برسه به 1800, دیگه بیشتر که نمیشه و روی همین هزینه ها رو محاسبه کردیم. الان با یورو 2500 هیچ جوره امکان نداره که داداشم بتونه سال بعد هم اونجا باشه. مگر اینکه بتونیم ارز دانشجویی بگیریم. سکه هم که الحمدلله ترکید و رسید به 930 هزار تومن. اگر وضع به همین سرعت خراب بشه که فکر نکنم حتی دیگه بتونم بلیت هم تهیه کنم. خدا خودش بخیر کنه.

این هفته و آخرشم یه کمی شوخی

بازم خبر بد اینکه چون پولم محدود بود و میخواستم که بعضی جاها دیگه اپلای نکنم, گفتم که یه کم استخاره بگیرم باز. بعد نمیدونم چی شده بود که اون طرف دیده بود من دارم باز ازش استخاره میخوام رفته بود استخاره کرده بود که اصلا من برم چطوریه و بد آمده بود. اینم خودش خیلی منو ناراحت کرد. برای همین کلا تصمیم گرفتم که استخاره رو بیخیال بشم. با این شرایط خراب ما اینطوری که نمیشه. من 2 سال درس خوندم و چند میلیون خرج کردم که بعد... خب نمیشه که!


خب این هفته که همه پست ها شد چیزای ناراحت کننده.  میشه مثبت نگاه کرد. من این هفته مدارک تمام دانشگاه هایی رو که میخواستم بفرستم فرستادم رفت. تمام جاهایی که میخواستم اپلای کنم هم اپلای کردم. یه کم مدارک 2 جا ناقص موند چون وسط پول دادن نرفت توی صفحه فاینال و پول از حسابم کم شد و آخرشم سابمیت نشد, هرچی هم ایمیل زدم این 2 تا هیچ کسی جواب نداده. بقیه موارد خوب بوده. البته استادام هنوز ریکام ها رو تموم نکردن. یه استاد سن دیگو گفت که پرونده ام خیلی خوبه (هرچند که پول نداریم ادمیشن بدیم) یعنی شانسم برای رنک های 70-90 زیاد میتونه باشه. یکی از جاهایی که قرار بود کمکشون کنم رو کارشون رو تموم کردم و تحویل دادم. البته هنوزم تعهد دارم که کمکشون کنم اما خب اکثرش تموم شد. یه متن هم آماده کردم که برای دانشگاه ها بفرستم که بگم مشکلات ما چی هست. به خاطر ریکام و یا دیر رسیدن مدارک نیایید شانس ما رو کم کنید. البته هنوز نیاز به ویرایش داره اما قصد دارم اینو برای همه دانشگاه هایی که اپلای کردم بفرستم. بعدشم بالاخره حقوقمو گرفتم, داشتم کم کم فکر میکردم که نکنه دیگه بهم ندن باید برم یه جای دیگه. پس اونقدرها هم بد نبوده.

همچنین یه تصمیمات جدی ای گرفتم که اگر قبول شدم و ویزا گرفتم یه کارهایی کنم. یکیش در مورد تیلوره و یکی دیگه در مورد کار آینده امه. اما خب تا وقتی که ویزا نگرفته باشم اینجا هم نمینویسم که چکار میخوام کنم.

این عکس تیلور هم منو کشته



خب تو که داری غذا درست میکنی یه کم بیشتر درست کن که برای منم بشه. حالا چی هست؟ امیدوارم دستپختت بد نباشه وگرنه من که نمیتونم هر روز از بیرون پیتزا سفارش بدم.